دانلود رمان مرد دو چهره ⭐️

1 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

خلاصه رمان :

دانلود رمان مرد دو چهره جان اسمیت، بیست و پنج ساله، عینکی، با چشمان سبز، قد بلند، موهای بلوند و صورتی نسبتاً لاغر. پدر و مادرش سال ها پیش از دنیا رفته اند و او مدت ها تنها زندگی کرده. پس از اتمام دانشگاه هنر، برای گذراندن تعطیلات به دیدار برادر بزرگ ترش که بسیار کم او را می بیند، می رود. برادر مرموزی که زیاد محل سکونتش را تغییر می دهد، با همسایه هایش قاطی نمی شود و در خانه از سلاح های نقره ای نگهداری می کند. جان دوست دارد مناظر اطراف خانه برادرش را نقاشی کند؛ حتا در شب. برادرش او را از این کار منع می کند و شب در را برویش قفل می کند. جان تصمیم می گیرد برادرش را ترک کند اما پیش از اینکار می خواهد تابلواش را تمام کند. شب هنگام از پنجره خارج می شود. در حال نقاشی سر و صدایی می شنود. به سمت محل سر و صدا می رود. با مرد

عجیبی برخورد می کند که عده ای در تعقیب اویند. مرد گلوی جان را گاز می گیرد. سپس او را پشت بوته ای پنهان می کند و خود کشته می شود. جان سلانه سلانه به خانه برادرش باز می گردد. فردا صبح، در ابتدا فکر می کند کابوس دیده است اما دو سوراخ ناسور روی شاهرگ گردنش توجه اش را به خود جلب می کند. زن برادرش، کِیت، متوجه سوراخ ها می شود. پیرمردی به نام پروفسور اندرسون که بوی ناخوشایندی می دهد به دیدار برادرش می آید و در خلوت با بیل اسمیت سخن می گوید. بیل متوجه سوراخ های روی گردن جان می شود و به شدت او را مؤاخذه می کند. جان عصبانی می شود و پس از درگیری منزل برادرش را

دانلود رمان مرد دو چهره

دانلود رمان مرد دو چهره

 

دانلود رمان اجتماعی ترک می کند. برای اینکه بیل پیدایش نکند، آپاتمان جدیدی می گیرد اما اوضاع برایش عوض شده است. مرتب کابوس مرد سیاهپوشی را می بیند، چه در خواب و چه در بیداری. دید چشم هایش بهتر می شود به طوری که کم کم دیگر احتیاجی به عینک ندارد. تمام حواسش هر روز قوی تر می شوند. می تواند چیزهایی را ببیند و درک کند که افراد عادی از درک آن عاجزند. زن همسایه اش آدرس روانپزشکی را به او می دهد. جان به دیدار روانپزشک که دختر جوانی به نام ماریا جانسون است می رود. ماریا داروهایی را تجویز می کند. جان به آپارتمانش بازمی گردد. میلی به خوردن غذا ندارد. داروهایش را به زور می خورد و به خواب عمیقی فرو می رود. شب هنگام، مرد سیاهپوش او را به خانه زن همسایه اش هدایت می کند. زن همسایه بیدار می شود. چراغ خواب کنار دستش را روشن می کند و نور آن را به سمت جان می گیرد. صورت جان به شدت می سوزد و از طبقه هجدهم به پایین پرتاب می شود. فردا صبح، وقتی ماریا جانسون به محل کارش یعنی بیمارستان اعصاب می رود، متوجه می شود مردی که دیروز به دفترش مراجعه کرده، در بیمارستان است، به طوری که از طبقه هجدهم افتاده، اما صدمه ندیده است. جان را در بیمارستان اعصاب بستری می کنند. پزشکان حرف هایش را باور نمی کنند. تنها ماریا جانسون پس از انجام تحقیقاتی متوجه غیر عادی بودن وضعیت او می شود. جان با راهنمایی مرد سیاهپوش نگهبانان شب بیمارستان را می کشد و فرار می کند. هر دو نگهبان در سردخانه تبدیل به خون آشام می شوند و دکتر ویلسون مسئول تشریح اجساد را می کشند. بیل محل جان را پیدا می کند و پیش از آنکه پلیس او را بیابد، جان را با خودش می برد. در شب کریسمس، جشنی در منزل بیل بر پا می شود. پروفسور اندرسون و چند نفر از همکارانش با نام های اَلِکس کندی، سانتیاگو سانچز و هوگو سانچز در جشن شرکت می کنند. جان متوجه می شود که آن ها مدت ها در تعقیب خون آشام ها بوده اند و موفق شده اند تا آخرین نفر آن ها را که همان مردی است که گلوی جان را گاز گرفته از میان بردارند. اَلکس کندی متوجه خون آشام بودن جان می شود. جان از معرکه می گریزد. سانتیاگو سانچز

 

رمان های جذاب کاربران یک رمان:

رمان درپس افسانه‌ها | بیتا صادقی کاربر انجمن یک رمان

رمان پسرک بی‌رنگ و رخ | گندم کاربر انجمن یک رمان

رمان عروس اقیانوس | فائزه حاجی‌حسینی کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان دورویی

رمان بلوار دریا

منتشر شده توسط :REZA_M در 853 روز پیش

بازدید :1777 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

مرد دوچهره

نویسنده

علی پاینده

ژانر

اجتماعي

طراح

Diana_am

تعداد صفحات

52

منبع

رمانکده

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



افزودن نظر