دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا ⭐️

1 vote, average: 4,00 out of 51 vote, average: 4,00 out of 51 vote, average: 4,00 out of 51 vote, average: 4,00 out of 51 vote, average: 4,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

خلاصه رمان :

دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا در این رمان دختری به اسم آهو داریم که مادر و پدرش براساس اتفاقاتی از هم جدا میشن و سرپرستی آهوی ۱۷ساله ما رو پدرش برعهده میگیره…پس از گذشت مدتی از طلاق پدر و مادرش،پدر آهو دختر جوانی رو برای ازدواج انتخاب میکنه و قصه از اونجاست که نامادری آهو پا به خونه ی اونها میزاره و …

مقدمه رمان عاشقانه :
گاهی جوری به بن بست میخوری که همونجا زیر لبی فاتحه ای برای خودت میخونی
ولی نمیدونی شاید این بن بست آغاز زندگی جدیدی باشه که هیچوقت انتظارشو نمیکشیدی
زندگی پر از سراشیبی اما شیرین،پر از عشق پر از آدمهای جدیدی که تک تک صفحات زندگیتو ورق میزنن
زشتی یا زیبایی زندگی بستگی داره که تو از چه زاویه ای بهش نگاه میکنی

دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا

دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا

 

با عشق به زندگی بنگر که عشق مقدس ترین حس دنیاست(نوشته ای از خودم)

قسمتی از متن رمان اجتماعی :

کوله ام رو روی شونم جابه جا کردم از جلوی نگاه های غضبناکشون دور و دورتر شدم.کولم رو بی حوصله پرت کردم روی زمین و با لباسای مدرسه روی تخت دراز کشیدم و به خواب عمیقی فرو رفتم…
با حس سردرد از خواب بیدار شدم و به لباسای مدرسه ام نگاهی انداختم از بالا تا پایین چروک شده بود؛خمیازه ای کشیدم و لباسام رو با لباس تو خونگی تعویض کردم،خواستم از اتاقم بیرون برم که یاد ظهر افتادم و ترجیح دادم تو اتاقم بمونم؛به سمت گوشیم رفتم،ساعت ده شب رو نشون میداد اووف چقد کپیده بودم.به سمت بالکن توی اتاقم رفتم؛اوایل ماه آذر بود و هوا هم مثل چله زمستون سرد بود،با این حال از رو نرفتم و برنگشتم داخل…روی صندلی که توی بالکن جا خوش کرده بود نشستم و نفسی گرفتم و به روبه رو خیره شدم،سهیل رو دیدم که اونم توی بالکن بود،حس میکردم با اخم بهم خیره شده…منم بر و بر نگاهش کردم هنوز توی شوک ابراز احساساتش بودم.

 

 

به درخواست نویسنده لینک های دانلود پاک گردید

منتشر شده توسط :PARISA در 1471 روز پیش

بازدید :3697 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان : مقدس ترین حس دنیا

نویسنده

نویسنده : آرزو فرجی

ژانر

ژانر: عاشقانه / طنز

طراح

طراح : نگار1373

تعداد صفحات

تعداد صفحات : 528



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 6 )


  1. عسل گفت:

    سلاممم
    تبریک به نویسنده عزیز…
    دمت گرم کلی خندیدم و شاد شدم.
    درسته موضوع تکراری بود ولی من خوشم اومد.
    به امید موفقیت های بعدیت.
    یا حق

  2. نفیسه گفت:

    خیلی خوبه

  3. آلما گفت:

    قشنگ بود, خانم فرجی خسته نباشید

  4. ...Raha... گفت:

    عالیییییییییییییییی
    خیلی توپپپپپپپ
    ممنون از نویسنده گل
    خیلی رمان باحالی بود. موفق باشی نویسنده عزیز?
    منتظر رمان های زیبای دیگر شما هستم ❤

  5. Arty گفت:

    رمان خوبی بود.من واقعا سرش خندیدم.

  6. Nahid گفت:

    عالیه …پیشنهاد میکنم حتما بخونید.???

افزودن نظر