دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا

 

دانلود رمان مقدس ترین حس دنیا

 

خلاصه رمان :

در این رمان دختری به اسم آهو داریم که مادر و پدرش براساس اتفاقاتی از هم جدا میشن و سرپرستی آهوی ۱۷ساله ما رو پدرش برعهده میگیره…پس از گذشت مدتی از طلاق پدر و مادرش،پدر آهو دختر جوانی رو برای ازدواج انتخاب میکنه و قصه از اونجاست که نامادری آهو پا به خونه ی اونها میزاره و …

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ویروس مجهول 

 

مقدمه:
گاهی جوری به بن بست میخوری که همونجا زیر لبی فاتحه ای برای خودت میخونی
ولی نمیدونی شاید این بن بست آغاز زندگی جدیدی باشه که هیچوقت انتظارشو نمیکشیدی
زندگی پر از سراشیبی اما شیرین،پر از عشق پر از آدمهای جدیدی که تک تک صفحات زندگیتو ورق میزنن
زشتی یا زیبایی زندگی بستگی داره که تو از چه زاویه ای بهش نگاه میکنی
با عشق به زندگی بنگر که عشق مقدس ترین حس دنیاست(نوشته ای از خودم)

 

قسمتی از متن رمان :

کوله ام رو روی شونم جابه جا کردم از جلوی نگاه های غضبناکشون دور و دورتر شدم.کولم رو بی حوصله پرت کردم روی زمین و با لباسای مدرسه روی تخت دراز کشیدم و به خواب عمیقی فرو رفتم…
با حس سردرد از خواب بیدار شدم و به لباسای مدرسه ام نگاهی انداختم از بالا تا پایین چروک شده بود؛خمیازه ای کشیدم و لباسام رو با لباس تو خونگی تعویض کردم،خواستم از اتاقم بیرون برم که یاد ظهر افتادم و ترجیح دادم تو اتاقم بمونم؛به سمت گوشیم رفتم،ساعت ده شب رو نشون میداد اووف چقد کپیده بودم.به سمت بالکن توی اتاقم رفتم؛اوایل ماه آذر بود و هوا هم مثل چله زمستون سرد بود،با این حال از رو نرفتم و برنگشتم داخل…روی صندلی که توی بالکن جا خوش کرده بود نشستم و نفسی گرفتم و به روبه رو خیره شدم،سهیل رو دیدم که اونم توی بالکن بود،حس میکردم با اخم بهم خیره شده…منم بر و بر نگاهش کردم هنوز توی شوک ابراز احساساتش بودم.

 

پیشنهاد می شود