دانلود رمان مهمان زندگی

 

دانلود رمان مهمان زندگی

 

خلاصه:

دانلود رمان مهمان زندگی داستان در مورد دختری هست که به خاطر قول هایی که دو پدر به هم دادن مجبور به تن به ازدواج اجباری میشه اولش به خاطر اخلاق پسر داستان زیر بار نمی رفت ولی به خاطر مریضی پدرش مجبور به قبول شد و پسری که قلبش از سنگ شده به خاطر  بی اعتمادی به دختر ها پسر داستان ما استاد دانشگایی هست که دختر داستان هم در اون درس میخونه پیشنهاد میکنم بخونید

رمان های جذاب دیگر ما:

پرستار که از وضعیتش راضیه ،اما هنوز زیر چادر اکسیژنه که پرستار میگه به خاطر تنگی نفسه

-خوب خدا رو شکر ، تونستی باهاش حرف بزنی

-فعلا”نه! خوابیده ،…… اثرات داروها خیلی قویند

آقای مشایخ آهی کشید و گفت:

بیچاره حاج علی ! فکر میکنی به من اجازه میدن یک لحظه ببینموشون –

-آره فکر کنم !چون من اومدم بیرون وبابا بدون همراست

آرمین به همراه پدرش به طرف نگهبان رفت و سایه با اشاره به صندلی های انتظار روبه مهری گفت:

-بفرمائید راحت باشید

ناهید و مهری روی صندلی کنارهم نشستندوسایه روبرویشان نشست و با مخاطب قرار دادن مهری گفت:

-لطف کردین تشریف آوردید

مهری با لبخند تلخی گفت:

-عزیزم تو باید دیروز ما رو در جریان می ذاشتی ،ما جزءخانواده تو هستیم

-شرمنده این کوتاهی منو ببخشید

ایراد نداره عزیزم ،آرمین گفت خیلی ترسیده بودی ،به هر حال خدا روشکر که خطر رفع شده –

آرمین کنار سایه نشست و سایه روبه مادرش گفت:

-مامان ! بهتره شما برگردید خونه و استراحت کنید ،من اینجا پیش بابامی مونم

-نه دخترم تو برو ،من اینجا راحترم

– شما ۲۴ ساعته که یک لحظه هم استراحت نکردید ممکنه خدائی نخواسته مریض بشید ،خواهش میکنم

 

 

رمان های پر مخاطب انجمن ما:

 رمان دَردْمآن | افسانه نوروزی

رمان زیباتر از گل | elahe.an

 رمان دیباچه‌یِ شیفتگی | nazy.8

این مطلب را به اشتراک بگذارید