دانلود رمان نفرین قرمز اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان نفرین قرمز

 

خلاصه :

یک نفرین، یک جنگل، یک شایعه! هرکدام از این‌ها داستانی می‌سازند و دخترک داستان مارا سوق می‌دهند به راهی که انتهایش مشخص نیست. به راهی که دخترک قصه‌ی ما می‌تواند از سختی‌ها رها شود. در این راه دخترک می‌فهمد که گاهی زندگی چقدر سخت می‌شود، به راهی که دخترک طرد می‌شود برای یک نفرین؛ ولی به راستی دخترک کدام را انتخاب می‌کند؟! عشق یا ارامش؟!

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان خیزش تاریکی

 

نکته ای راجع به اسم: 
نفرین چیزی‌ست که عشق را از بین می‌برد و رحم را نابود می‌کند و فقط یک حس باقی می‌ماند، ترس! و قرمز، رنگی‌ست از جنس عشق. 
حالا ترکیب اینها ممکن است؟!

 

مقدمه:
آوریل با لذت به باغ‌های شکوفه‌ی گیلاس خیره شده بود. لبخندی زد، اینجا همان جایی بود که با او بود، همان جایی که طرد شد، همان جایی که به آرزویش رسید و او انتخاب کرده بود و به نظرش چه انتخابی بهتر از این!؟ انتخابی آسان، میان عشق و آرامش!
زیر لب با بغض زمزمه کرد، به امید اینکه او بشنود، اویی که حالا نیست.

میتوان باتو ماند…
زیر یک آلونک…
پیش یک دریاچه
عشق را باتو زدخواهم…
آرامشم مهم نیست…
تو فقط باش…!

 

قسمتی از متن رمان :

جلوی در والوِج(مغازه گیاهان دارویی) ازدحام شده بود! وصدای جیغ دختری که فریاد‌هایش دل هر انسانی را به درد می‌آورد، بجز دل این انسان‌های بی رحم را! همه فروشنده‌ها، مغازه‌های چوبی خود را رها کرده بودند و دور والوج ایستاده بودند و تماشاگر بودند، افرادی خوشحال از اینکه آنها انتخاب نشدند، افرادی با حس ترحم ولی هیچ کس ناراحت نبود، برای این دختر!
دخترک فریاد می‌کشید و با امیدی ناامیدانه می‌گفت: من نمی‌خوام. چرا من؟چرا من باید انتخاب بشم؟
و او در آخر فقط از یک نفر کمک خواست، از مادرش، ولی مادرش بدون توجه به فریادهایش٬ به او پشت کرد و رفت! و به راستی که این نفرین عشق را هم از میان برده بود!

 

پیشنهاد می شود

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نام رمان : نفرین قرمز

نویسنده

نام نویسنده : roro nei30 کاربر انجمن یک رمان

موضوع

ژانر : تخیلی، عاشقانه، معمایی

طراح

ویراستار : B.H.R

تعداد صفحات

تعداد صفحات : 160

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 18 )


  1. روشنک.ا گفت:

    این رمان، رمان بسیار بسیار زیبایی هست *_*
    به شدت پیشنهاد میشه *_*

  2. Elif گفت:

    رمان خیلی عالی هستش حتما بخونین *-*
    خسته نباشی رضوان عزیز

  3. Parichehr.s گفت:

    وقت نکردم آنلاین پیش برم
    ولی حالا که خوندم عالی بود.
    به هر حال از برترین رمان تخیلی سال انتظار کمتری نمیرفت ( :
    قلمت سبز رضوان جآن

  4. B.H.R گفت:

    رمان فوق العاده جالب، عاشقانه و تخیلی هست.
    لگر سبک تخیلی و عاشقانه دوستانه دارید، حتما این رمان رو بخونید.

  5. هکر قلب گفت:

    این رمان بهترین رمانی که من خوندم ??از نظر قلم، ایده خیلی قشنگه، با این که من مشکل می‌پسندم، این رمان رو پیشنهاد میکنم بخونید

  6. Lady Green گفت:

    رمان خیلی فوق العاده ای بود
    به شدت پیشنهاد میشه
    رضوان جآن خسته نباشی ❤

  7. Shabnam گفت:

    قبلا خونده بودم رمان قشنگیه.
    هرکی رمان تخیلی دوست داره توصیه میکنم بخونه

  8. مهدیه گفت:

    عالی بود

  9. مهدیه احمدی گفت:

    حتما میخونم به قلمت ایمان دارم رضوان من

  10. مهکامه گفت:

    عالی بود خیلی خوشم اومد احسنت به تو رضوان جان امیدوارم هر جا هستی همیشه شاد و سلامت باشی در پناه حق و موفق باشی .

  11. saba گفت:

    خیلی قشنگه به شدت پیشنهاد میشه!!
    دمت گرم رضوان جان..موفق باشی

  12. F.sh.76 گفت:

    ایده و داستانی نو 🙂
    عاشقانه ای که در ژانر تخیلی به زیبایی عنوان شده.
    به امید اثری جدید از رضوان عزیزم♡
    موفق باشی نویسنده جان

  13. لیلا گفت:

    رمان خوبی بود کاش بیشتر ادامه داشت و اینکه هیجان داستانو یکم بیشتر میکردین در کل رمان خوبی بود

  14. فاطیما گفت:

    متوجه نمیشم واقعا چطور انقد این رمان تحسین شده،اصلا خوب نبود،اصلا ب دل نمیشینه،هیچ هیجانی هم نداشت

  15. ناشناس گفت:

    سلام واقعا درک نمیکنم چرا این رمان رو اینقدر خوب جلوه دادین لطفا وقتی میخواید در مورد رمانی نظر میدید دوستیتون رو قاطی نکنید مشخصه همه دوستای نویسنده هستن
    قلم نویسنده خوب بود اما ایده جالب نبود محتوای رمان خواننده رو جذب نمیکنه خیلی سرسری از همه چیز گذشته شده در کل بگم رمان خوبی نبود موفق باشی نویسنده

  16. Paria 23 گفت:

    سلام رمان قشنگ و عالی بود با وجود اینکه از رمان های که از سوم شخصه خوشم نمیاد ولی این عالی تر از عالی بود چند نفر گفتن دوستای نویسندع نظرات خوب دادن ولی باید بگم من نه نویسنده این رمان زیبا رو میشناسم نه نویسندم ولی اگه مقداری همزاد پنداری میکردید و تخیلی فکر میکردید بدجور به دلتون میشست و با اینکه اولین رمان نویسنده بود اینقدر دلنشین بود هر نویسنده ای برای دل خودش رمان می نویسه و شادی بعد از تموم کردن کتاب یا رمان وصف نشدنی و استقبال ازشون حس عالی تری داره
    بازم نظر هر کس مهترمه

  17. StAr FiRe گفت:

    ایده ش میتونست چیز جالبی از آب در بیاد ولی نویسنده نتونسته بود استفاده ی درستی از ایده ی جدیدش داشته باشه.
    صحنه ها خیلی کوتاه بود و تند تند میرفت صحنه ی بعدی و ادم تا میخواست غرق داستان بشه، کلا ماجرا عوض میشد.
    در کل معتقدم ایده فدای این شده که نویسنده، اصرار شدیدی داشته که رمانش رو عاشقانه جلوه بده و ناخواسته رمان حالت همخونه ای به خودش گرفته.
    واقعا نمیدونم با این اشکالات، این رمان چطوری تونسته رمان برتر تخیلی انجمن بشه چون به نظرم سطحش متوسط رو به پایین بود و اون همه تعریفی که ازش شده زیادی اغراقه.

  18. نیوشا گفت:

    خوب و قشنگ بود فقط کوتاه بود اگه به همین ایده ای بال و پر داده میشد یه رمان طولانی تو پر عالی میشد