دانلود رمان نقاب ⭐️

معرفی نامه:

رمان نقاب در مورد افراد خلافکاری است که همه قربانی شده‌اند. قربانیانی که برای نابودی دیگران گام برخواهند داشت و نقابی برخواسته‌های خود زده‌اند؛ نقابی که انتقام‌های خونین را در پشت پرده‌ی خود محفوظ می‌پندارد. پشت پرده‌ای که بازی‌هایی همچون فریب و مرگ خونین را از قبل تعیین کرده است و نقشه‌ی آن را اجرا خواهند کرد. زمان مرگ نزدیک است

مقابل فرید نشسته بود و فرید در حال بررسى نامه و اطلاعاتش بود. بعد از نیم ساعت که فرید پشت کامپیوتر نشسته بود، سرانجام بلند شد و روى مبل نشست. در حالى که چشمش را مى‌مالید خمیازه‌اى کشید:
– هیچى به هیچى، نه رمزى نه کدى، فقط چهار تا اثر انگشت رو کاغذ بود. نوشته هم یه اسکن رنگى بود که افتضاح کپى شده بود! فقط از اثر انگشت یکم اطلاعات فهمیدم. دوتاش که ماله خودمونه هیچ، یکیش مال یه بابایى به اسم اسماعیل فاضله، این یارو قبلا تو اداره.تون پرونده داشته…
نفسى کرفت و ادامه داد:
– رو زنش چاقو کشیده و بچه‌اش رو کشته و دوسال آب خنک خورده؛ بعد رفته تو دار و دسته لاتى شهر و شده بود سگ پادوى سانیا خسروى، الانم ازش خبرى نیست!
رامین کمى فکر کرد و گفت:
– اسماعیل فاضل، آهان خوب بین اظهاراتش حتما نمونه دست خطشم هست با این…

دانلود رمان نقاب

دانلود رمان نقاب

 

فرید بین حرف رامین پرید و بى حوصله گفت:
– قبلا فرستادم خط شناسى، جوابش تا صبح می.آد؛ راستى فرداشب خونه ما دعوتین و خالم اینام هستن، کلک نگفته بودى مامانت براى خواستگارى دنبال دختره!
رامین که به کل قضیه ى خواستگارى و ازدواج و قول چند سال قبلش به مادرش را فراموش کرده بود، با این حرف فرید تازه یادش به قول و قرارش با مادرش افتاده بود. فرید با دیدن قیافه‌ى درهم رامین با صداى بلند خندید:
– حاج خانوم چه تیکه اى ام برات نشون کرده، نازى دماغ فیلى! اون طور که مامان گفت منیره گفته رامین قراره با دخترى که بپسندم ازدواج کنه، تازه مى‌گفت نازنین چه خانوم با حجب و حیا و با کمالاتیِ، گمونم قاطى مرغا شدى رفیق.
صدایش را نازک کرد و ادامه داد:
– آقا رامین کى می‌آى خواستگارى؟ من عاشقتم آقا رامین!
رامین اخمى میان پیشانى نشاند و هشدار گونه گفت:
– بس کن فرید، الان وقت شوخى نیست!
فرید از جبهه‌گیرى رامین لحظه‌اى متعجب شد ولى سریع به خودش آمد و جدى گفت:
– باشه ببخشید!
رامین کلافه دستى به گردنش کشید و با لحن ملتمسانه اى گفت:
– معذرت مى‌خوام، این اواخر خیلى ذهنم درگیر و آشفته اس سر تو خالى کردم.
فرید چشمانش را بست و رامین که متوجه شد او باز هم در جلد خوشمزه بازى‌هایش رفته است با بیخیالى گفت:
– یه کپى از پرونده اسماعیل بهم بده!
فرید از جایش بلند شد و مجدد پشت میزش نشست، در حالى که رمز عبورش را مى زد گفت:
– کنجکاو نشدى بدونى اثر انگشت چهارم مال کیه؟
در حالى که از اطلاعات پرونده کپى مى‌گرفت ادامه داد:
– ناشناسه، وقتى تو سیستم زدیم حتى مشابهش هم پیدا نشد؛ با این حال یه حدس زدم که به احتمال قوى ممکنه درست باشه، هرچند اونم کمک زیادى نکرد!
بلند شد و برگه‌هاى کپى شده را داخل پوشه‌ی مقوایى گذاشت. پوشه زرد رنگ را سمت رامین گرفت و دوباره روى کاناپه ولو شد.
– این اسماعیل شنیدم با محافظ سانیا یه رابـطه اى داشته، انگار پدرش یا یه همچین چیزى بوده. شایعه شده بود عشق این یارو پسره مرده و تقصیر اون خسروی‌ها بوده اینم خواسته با اذیت کردن دختر خسروى تلافى کنه. ممکنه این اثر انگشت چهارمى مال اون باشه!

 

 

رمان هایی پر مخاطب انجمن یک رمان:

رمان این عشق مرد می‌خواهد | آرزو توکلی کاربر انجمن یک رمان

رمان پایان نامه پاگنده | کار گروهی کاربران انجمن یک رمان

رمان جعبه ی پاندورا | سیده پریا حسینی کاربر انجمن یک رمان

دانلود رمان دختر نقاب دار

رمان رز سیاه

منتشر شده توسط :REZA_M در 18 روز پیش

بازدید :557 نمایش

برچسب ها : , , ,

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

نقاب

نویسنده

Ghazalhe.Sh

ژانر

پليسى، عاشقانه

طراح

نگار 1373

تعداد صفحات

266



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 6 )


  1. مهدیه. احمدی گفت:

    رمان زیبایی هست پیشنهاد میشه بخونید قلم نویسنده روان و خوب بود.
    من در حال تایپ خوندم

  2. علی ناصری گفت:

    باسلام واحترام
    درونمایه وژانری پلیسی که به هم پیوستگی خوبی دارد وبهتر است از صحنه های کلیشه ای وحاشیه پرهیز نمود چون درپیوستگی بافت اثر منفی دارد

  3. پرنده سار گفت:

    خسته نباشی 🙂

  4. Hadis گفت:

    رمان زیباییه

  5. بهراد گفت:

    جلد دومش کی میاد؟!