دانلود رمان نقطه سر خط

 

دانلود رمان نقطه سر خط

 

 

خلاصه:

دانلود رمان نقطه سر خط زندگیم را یک هدیه می دانم و هیچ قصدی برای تلف کردنش ندارم هیچگاه نمی دانی آنچه بعدا بر سرت خواهد آمدچیست… ولی کم کم یاد خواهی گرفت که با زندگی همانطور که پیش می آید روبرو شوی. یاد می گیری هر روز، به همان اندازه برایت مهم باشد. و هر وقت ته خط رسیدی، نقطه ای می گذاری و سر خط…

رمان های دیگر ما:

و در زمینه هایی نظری پژوهش در علوم پزشکی، انسانی، قضایی و…

و نیز ارائه ی راه حل های مناسب از طریق همین پژوهش ها

در جهت بهبود وضع سلامت مردم فعالیت دارد. شایان ذکر است

اپیدمیولوژی پایه ی رشته ی سلامت عمومی است.

روی هم رفته روز خوبی بود البته اگه از تماس دکتر مهرانفر فاکتور می گرفتم.

نگاهی به ساعتم انداختم … نیم ساعتی از موعد مقرر خوابگاه دیرتر رسیده بودم

و توی دلم دعا دعا می کردم

رمان نقطه سر خط

نگهبان امشب آقای کامیاب باشه. پیرمرد مهربونی که با دوتا گردن کج کردن راضی می شد

اسممون توی لیست تاخیریا وارد نشه. با لبخند از فاصله ۲۰۰ متری برای امیر دست تکون دادم

و همزمان با وروودم به ساختمون نوساز خوابگاه تک تک

لحظه هایی که امروزو با هم داشتیم توی ذهنم مرور شد.

-اسمتونو وارد لیست نکردین

آقای حیدری، ملقب به شاهین… گیرترین نگهبون خوابگاه. شانسم، درسته تو حلقم!!

درحالیکه داشتم در دل زمزمه می کردم الحق بچه ها خوب اسمی برات گذاشتن،

با لبخند نگامو از کله ی کچلش گرفتم و اسممو تو دفتر تاخیریا وارد کردم.

-اون آقایی که شما رو تا اینجا رسوند کی بود؟

ابروهامو با تعجب بالا دادم و تو ذهنم دو دو تا چارتا می کردم که حالا چی باید بهش بگم

و در دل نالیدم: امیر چقدر بهت گفتم سر کوچه پیاده ام کن.

-استادم بود

 نگاهمو با خباثت ازش گرفتم و گفتم: دکتر مهرانفر رو میشناسین؟

و در دل ادامه دادم البته دور از جونِ امیر

– معاون آموزشی دانشگاهو می گم

– خب؟

– ایشون منو رسوندن

– می تونم زنگ بزنم برگردن تا مطمئن شین

– نیازی نیست. اون گوشه که نوشته همراه کی بیرون بودی رو بنویس، دکتر مهرانفر

ای گندت بزنن حیدری.

یعنی فردا ناظمه خوابگاه لیستو چک می کنه؟!

ولش کن مریم الان از زیر دست این شاهین در برو نهایتش فردا یه چیزی سرِ هم می کنی.

با لبخندی که توش کلی فحش و دری وری پنهان بود نگامو از قد قناص و بلندش گرفتم

و اسم دکتر مهرانفرو با کلی دعا و صلوات وارد کردم.

 

پیشنهاد می شود

رمان شاهزاده گمشده | mona.n

 رمان کآریزمآ | Senator

رمان آتشی بر پیکر جانم | فائزه حاجی حسینی

این مطلب را به اشتراک بگذارید