دانلود رمان نه دیگر نمی بخشم

 

nemibakhshamب - دانلود رمان نه دیگر نمی بخشم

مقدمه

من را شراره نام نهاده اند … زیرا پدرم اعتقاد داشت با شراره های آتش وجودم در هنگام تولد زندگیش را به آتش کشیده ام … من را شراره صدا زدند خواهر و برادری که مگسان دور شیرینی بودند و هرچه پدر میگفت گوش می نهادند من شراره بودم و آنها برای خاموش کردن شعله های درونم با نفرت و آزارهایشان آبی می شدند بر روی آتش وجودم ….حال مردی میگوید با شراره های عشق شعله کشیدم وجودش رامردی که خود خاکسترم کرد و چیزی از من باقی نگذاشت…

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان ریان

 

ادامه مقدمه :

و حال همه میگویند آبدیسم همان اسمی که مادرم برایم برگزید مانند آب زلال و شفاف همه میخواهد آبدیس بودنم را اما چگونه ؟ و من تازه میفهمم که از ابتدا قرار نبود شراره باشم من از ابتدا آبدیس بودم زلال ،شفاف و گوارا روحی روان همچو جویبار که هر نفرت و کینه ای را میگذشتم و در خود حل میکردم حال نزد من آمده اید و میگویید اشتباه بود؟

حال پدرم نزد من آمده و برای عمر گذشته ام ،روح از هم گسسته ام ،تن به گل نشسته ام عذر میخواهد و میگوید اشتباه بود …. نفرت از من اشتباه بود … کینه از من اشتباه بود …. و حال از من آبدیس بودن میخواهد آبدیسی که میگذشت مانند رود همان آبدیسی که خود روزی او را کشت اما حال من همان شراره ای هستم که از ابتدا در خیالشان بود من شعله میکشم ،نابود میکنم ،آتش میزنم ،شراره میکشم زندگی مردی که به ناحق از من انتقام گرفت پدری که با سهل انگاری اش زندگی ام را نابود کرد من شعله میکشم با نفرت شراره میکشم ((دیگر هرگز نمیخشم ))

من شراره میکشم

 

پیشنهاد می شود

رمان قانون ساعت شنی |بهاربهادری کاربر انجمن یک رمان

 

دانلود رمان