دانلود رمان وقتی که نبودی

 

دانلود رمان وقتی که نبودی

 

خلاصه:

دانلود رمان وقتی که نبودی _ سارن، دختری که به همسرش علاقه دارد. همسری از تبار بی‌رحمی. زندگیِ تلخ مزه سارن که با گذشت زمان و اتفاقات ریز و درشت، زیر زبان علی مزه می‌کند. با فاش شدن حقایقی پنهان، عشق نابود می‌شود یا همچنان پایدار می‌ماند؟

این رمان اختصاصی سایت یک رمان است.

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان تقاص باور کردنت

دانلود رمان جن ها، حاکمای دردسر ساز

دانلود رمان باورت نمیکنم

 

 

مقدمه:
دانلود رمان وقتی که نبودی _ سکوت‌هایم بوی مرگ می‌دهند،
بوی تعفن،
بوی دل کندن!
از همان سکوت‌هایی که می‌شنوی و دم نمی‌زنی،
از همان‌هایی که همه غصه‌ها را در دلت جمع می‌کنی،
از آن‌هایی که به‌تدریج چشمه اشکت را خشک می‌کند.
سکوت‌هایم بوی خون می‌دهند!
از همان‌هایی که دهانت را می‌بندی تا غرورت نشانه نرود،
از همان‌هایی که فشارهای زندگی به قلبت فشار می‌آورند،
کسی چه می‌داند؟
شاید نتیجه تمام سکوت‌هایم فریادی شود که عرش آسمان را بلرزاند!

 

قسمتی از رمان :

 _ چه خوش‌بینانه فکر می‌کردم مهربانی‌های سالی یک

بارش از روی دل‌بستگی است، چه راحت روحم را تقدیمش کردم و چه احمقانه نگرانی‌هایم

را خرجِ بی‌وفایی‌هایش می‌کردم. مگر تقصیر من بود که عاشق خواهرم شده بود؟ مگر من باعث مرگِ سارینا شدم؟
بغضم را قورت دادم:
– پرسیدم کی میای؟
پوفی کشید و گفت:
– احتمالاً سه روز دیگه؛ یه میلیون ریختم حسابت، کافیِ؟!
یک ترک به شکستگی‌های قلبم اضافه شد.
خواستم بپرسم این پول شکستگی‌های قلبم را درمان می‌کند؟ خواستم بپرسم

قلب عاشقم را فارغ می‌کند؟ خواستم بپرسم شور و شوق یک سال پیش را برمی‌گرداند؟
اما سکوت کردم، مثل این چند ماه اخیر!
سری تکان دادم و گفت:
– بیکار که نیستی؛ روزهای زوج که دانشگاهی، روزهای فرد هم که میری کلاس خوشنویسی و زبان فرانسه، وقتت پره.

 

پیشنهاد می شود

رمان رستاخیز جنون | Ailar.D 

رمان سپید به رنگ آرامش | marzieh-h

رمان زان دَم که دیدمت | میم_سین

این مطلب را به اشتراک بگذارید