دانلود رمان پایان یک دختر

 

دانلود رمان پایان یک دختر

خلاصه :

دانلود رمان پایان یک دختر تقدیری به پایان رسیده. سرنوشتی تلخ به تلخی پایانِ یک دختر. دختری که محکوم به پایان شد.چه کسی میداند شاید از پس خاکسترِ پایانِ این دختر. آتشی خفته در کمین باشد که او را محکوم به شروعی دوباره کند شایدم هم…

هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس

باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم  کنم

بی تفاوت و بی احساس باشم، بی ادب و شنیع باشم

بی مبالات و کثیف باشم اگر نبوده ام و نیستم

نخواسته ام و نمی خواهم

از خواب پریدم

خیس عرق شده بودم و نفس نفس میزدم.شادی با نگرانی وارد اتاق شد

از آب داخل پارچ لیوانی برایم ریخت و به دستم داد تا بخورم

در حالیکه دستام میلرزید لیوان رو ازش گرفتم و آب رو تا ته خوردم تازه فهمیدم که تشنم هم شده بود

شادی:باز کابوس دیدی؟

سرمو به نشونه آره تکون دادم

شادی:میخوای بریم دکتر؟

_نه لازم نیست

از روی تخت پایین اومدم و به سمت حمام رفتم.دوش آب سرد بهترین گزینه تو اینجور مواقع بود

نمیدونم چرا بعد سالها باز همون کابوسها اومده بود سراغم

فکر میکردم همون چند سال پیش تموم شد و دیگه از دستشون راحت شدم ولی گویا اینطور نبود

شادی:چرا غم داره چشات

یه دنیا حرف داره نگات

وقتی حالت بده میزنه به سرم

که همه ی غماتو بخرم

برو دارمت….

_چخبرته خونه رو گذاشتی رو سرت؟

شادی با همون لبخندای هیچ وقت پاک نشدنیش و انرژی تموم نشدنی درحالیکه پیشبند بسته بود و قاشقی دستش بود برگشت سمت من و گفت: به به آوا خانم بیا ببین چه صبحونه ای آماده کردم

رمان اسارت نگاه | روشنک.ا کاربر انجمن یک رمان

رمان فراموشی مادربزرگ | روشنک.ا کاربر انجمن یک رمان

رمان طلسم موروثی | ASIL کاربر انجمن یک رمان

تصمیم با اوست…

این مطلب را به اشتراک بگذارید