دانلود رمان پایان یک دورگه جلد اول ⭐️

معرفی رمان پایان یک‌ دورگه:

دانلود رمان پایان یک دورگه _ پای یک راز در میان است.
یکی را هوسِ قدرت را کور می‌کند و دیگری را عشق‌.
خون یکی می‌جوشد و دیگری اما خون می‌نوشد.
میرا در گیر دلبستگی پاکی میشود که طعم خون می‌دهد و چشم می‌بندد بر حقایقی که جانش را به بازی می‌گیرد. پیوندی بسته می‌شود که پر حماقت، نباید‌ها را زیر پا می‌گذارد.
حال… پایان نزدیک است… پایان یک عشق و یک ساحره و… یک دو رگه!

 

دانلود رمان پایان یک دورگه جلد اول

دانلود رمان پایان یک دو رگه جلد اول

 

قسمتی از رمان:

با نور خورشید که داشت کم‌کم روشنایی خودش رو به سیاهی تبدیل می‌کرد بیدار شدم، یه کسوف!
بلند شدم و از پنجره‌ی اتاقم به بیرون نگاه کردم، سیاهی همه جا رو فرا گرفته بود مثل اون کابوس قبلی بود فقط این‌که این‌جا شهر خودمه.

با عجله و استرس رفتم طبقه پایین امیدوارم فقط زود از این کابوس جدید بیدار بشم.
با دیدن صحنه‌ی روبه‌روم وحشت تمام وجودم رو پر کرد، پدرم از پشت تیر خورده بود و یه خنجر توی گردن برادرم فرو رفته بود.

اشک صورتم رو شست و شو داد، هق‌هقم بند نمی‌اومد دیدن مرگ وحشتناک خانواده می‌تونه بدترین کابوس باشه.

نمی‌خواستم بهشون نگاه کنم برای همین سریع از خونه زدم بیرون.

هر کسی یه جوری مرده بود، یکی چوبی توی قلبش فرو رفته بود و خون از بدنش فواره می‌زد و دیگری سرش قطع شده بود. رفتم تا شاید بتونم یه سر نخی پیدا کنم، توی شهر چیزی پیدا نکردم به طرف پارک جنگلی خیلی کوچیک شهر رفتم.

بین درخت‌ها قدم زدم ولی بازم چیزی پیدا نکردم، به آسمون خیره شدم یه کسوف و باز هم اون زن! آخه این لعنتی کیه؟!
همون موقع یه نفر دستش رو روی شانه‌ام گذاشت با ترس و تردید برگشتم اما وقتی اون رو دیدم نفس راحتی کشیدم.

انتظار دوباره دیدنش رو نداشتم همون زنی بود که ایوان ادعا می‌کرد مادرشه.

 

پیشنهاد می‌شود:

رمان روشن‌تر از آفتاب | سروش۷۳

رمان هویّت مجهول | فرزانه رجبی

دانلود رمان شاخه هم خون

دانلود رمان شاه کلید عشق

رمان در پس نقاب

 

منتشر شده توسط :PARISA در 96 روز پیش

بازدید :8782 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 18 )


  1. غزل نارویی گفت:

    سلام، این رمان رو به تمامی مخاطبانی که این پیام رو می‌خونند پیشنهاد می‌کنم.
    در ابتدا من جذب این کلیپ بسیار زیبا و جلدش شدم، حقی که قلم نویسنده هم مثل ظاهرش دلچسب بود و داستانی داشت که هر مخاطیی رو جذب خودش می‌کرر.

  2. نویسنده گفت:

    سلام
    خیلی خیلی خوشحال میشم نظرتونو راجب رمانم(رمان من و دوستم) بگید.:)

  3. غزاله.ش گفت:

    سلام رمان قشنگی بود خسته نباشی نویسنده جان!

  4. نویسنده گفت:

    سلام جلد دومش و الان نوشتین

  5. نویسنده گفت:

    خیلی قشنگ بود ولی کاش تا داستان از ذهنمون پاک نشده جلد دوم هم میذاشتین 👀

  6. آرشیدا روزبان گفت:

    بدو تا نمردم جلد بعد رو بنویس لطفا . عالی بود افرین ادامه بدید

  7. نویسنده گفت:

    سلام عزیزان
    بابت انرژی مثبتتون خیلی سپاس گذارم
    جلد دوم در حال تایپ هست و میشه گفت به پایان هم نزدیکه
    اما اگه خیلی مشتاقین میتونید عضو انجمن بشید و اینم لینک جلد دوم:
    https://forum.1roman.ir/threads/138949/unread

  8. sh گفت:

    سلام.خسته نباشید.عالی بود.
    پس کی نوشتن جلد دوم تموم میشه؟؟؟

  9. نویسنده گفت:

    جلد دوم کی تموم میشه؟

  10. ناری گفت:

    من خیلی منتظر جلد دومم کاشکی پایان خوبی داشته باشه

  11. نویسنده گفت:

    عزیزان معلوم نیست رمان کی تموم میشه و من و دوستم به صورت آنلاین تایپ می‌کنیم ولی نصف بیشترش نوشته شده ولی تا تموم بشه، ویراستاری بشه و ویراستاری مجدد کمی زمان میبره شایدم یک ماهی طول بکشه.

  12. نویسنده گفت:

    این رمان عالیه و مخاطبو جدب میکنه😉👌
    البته ابتداش ریتم رمان تند بود اما با پیش رفتن داستان درست شد
    👈پیشنهاد میشه دان کنید 👉

  13. نویسنده گفت:

    عالیه

  14. نویسنده گفت:

    ممنونم از تک‌تک‌تون برای حمایت از رمانم❤

  15. آتنا گفت:

    عالی
    زود تر تمومش کنین

  16. دیانا نظری گفت:

    سلام. میشه بگین چطور رمانتون تو صفحه دانلود قرار گرفت؟ باید از همون قسمت ارسال موضوع قرار بدیم یا یه جور دیگه؟

  17. غزاله.ش گفت:

    سلام من قبلا نظرم رو نوشته بودم ولی نیست
    رمان رو درحال تایپ خونده بود. خسته نباشی نویسنده جان خسته نباشی!