دانلود رمان پنجره ای رو به غروب

panjeree ro be ghorobsite5 - دانلود رمان پنجره ای رو به غروب دانلود رمان پنجره ای رو به غروب

نام رمان : پنجره ای در غروب

نویسنده : بهار کاربر عاشقان رمان

قسمتی از داستان

همان جا بود که به فرانک آشنا شدم هم سن خودم بود واقعا در رفاه کامل زندگی می کرد شده بود معلم من هر رفتاری می کرد سعی می کردم پا جای پایش بگذارم به او گفته بودم پدرم دندانپزشک مادرم معلم است آن قدر نقشم را خوب بازی میکردم که هیچ شکی نکرده بود ولی دیگر خسته شده بودم ولی اگر اومی فهمید که پدر و مادرم هردو معتاد هستند و من دریک آلونک اجاره ای زندگی می کنم …

طبعا دیگر تمایلی به دوستیمان نداشت ولی برای من این دوستی ارزش داشت لااقل احساس می کردم توانسته ام دختری را که از قشرخودم نبود را در کنار خود ببینم محبتش را لمس کنم  ولی اگر روزی پی به حقیقت می برد جه می شد؟

 

قسمت دانلود

منبع تایپ : عاشقان رمان

دانلود رمان