دانلود رمان گرمتر بتاب ⭐️

دانلود رمان گرمتر بتاب لذت دنیا…داشتن کسی ست که دوست داشتن را بلد است.به همین سادگی این روزها گفتن دوستت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید!اما فهمش…یکی از سخت ترین کارهای دنیاست سخت است اما زیبا!زیباست برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی تا بفهمی و بفهمانی

هر دوره گردی لیلی نیست…هر رهگذری مجنون…و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد

!تا بفهمی و بفهمانی… اگر کسی امد و هم نشینت شد در چشمانش باید رد اسمان رد

خدا باشد و باید برایش از من گذشت تا به ما رسید…

مامان گلاب لنگ لنگان خودش رو به دم در اطاق می رسونه و کیسه فریزری که تو دستشه 

رو به طرفم می گیره:خورشید جان ،مادر بیا این رو یادت  رفت.

 الهی قربونت برم چرا با این وضع پاهات اومدی ،

صدا می کردی میومدم ازت می گرفتم.دانلود رمان گرمتر بتاب

لقمه رو تو کوله پشتی ام می گذارم :خداحافظ مامان گلاب.

-:خداپشت و پناهت باشه.

 

دانلود رمان گرمتر بتاب

 

دانلود رمان

 

 

 از حیاط خارج می شم ،صدای بوق ماشین میاد ،سر کوچه رو نگاه می کنم ،

پروین برام دست تکون می ده:بدو دختر معطلم کردی.

به ماشین می رسم و سریع سوار می شم :سلام،ببخشید مامان گلاب دیگه.

امیر برادر پروین می گه :اشکالی نداره،پیش میاد.

پروین شاکی می شه:چی چی اشکال نداره ،اگر من نصف خورشید معطل می کردم،که تو رفته بودی.

عاشق پروین و خونواده اش ام ،داستان اشنایی من و پروین برمی گرده به سالی که وارد

دانشگاه شدم،یعنی درست سه سال پیش،اون روز باید کل شهریه

ام رو واریز می کردم تا بتونم انتخاب  رشته کنم ولی قیم ام حاج اقا سلیمی هنوز پول رو واریز نکرده بود

ناراحت یه گوشه نشسته بودم و زمان ثبت نام و 

کار اداری داشت تموم می شد،پروین کنارم نشسته بود تاامیراز مدارکش کپی بگیره

و بیاره،با مهربونی پرسید :رشته ات چیه؟کامپیوتر

چه خوب من هم کامپیوتر قبول شدم.ثبت نامت تموم شده.

نه هنوز. دانلود رمان گرمتر بتاب

 

رمان های انجمن یک رمان:

رمان خفته در کالبد ها | fateme078

 رمان شاهزاده گمشده | mona.n 

رمان گناهی از جنس بی گناهی | دنیا هاشمی

منتشر شده توسط :REZA_M در 597 روز پیش

بازدید :2153 نمایش

برچسب ها :

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 4 )


  1. مژگان گفت:

    رمان خوبی بود.من دوست داشتم و بنظرم جزو رمانهایی باشه که فراموشش نکنم

  2. ثمین گفت:

    رمان فوق العاده ای بود و خیلیییییی زیاد دوسش داشتم طوری که شش ساعت تمام سرش نشستم تا تموم شد…. فکر میکنم واقعا ارزش تمام گریه هامو داشت…. خیلی ممنون بابت همچین رمان قشنگی…. لطفا باز هم اینجور رمانی بنویسین….خیلی زیبا بود بازم ازتون ممنونمممممممم

  3. Sahar گفت:

    عاااالیییی بوووود خیلی دوس داشتم واقعا جذاب بود پر از اتفاقای جدید…ممنونم ازتون خانم رجبی بابت این رمان زیبا⁦♥️⁩

  4. نویسنده گفت:

    این رمان رو دوست داشتم. مطمئنم تو ذهنم میمونه