دانلود رمان گرگ درون جلد اول ⭐️

1 vote, average: 2,00 out of 51 vote, average: 2,00 out of 51 vote, average: 2,00 out of 51 vote, average: 2,00 out of 51 vote, average: 2,00 out of 5 (1 کل رای ها )
Loading...

خلاصه رمان:

دانلود رمان تخیلی گرگ درون افسانه پزشک یک بیمارستان است. او که تا به امروز با اتفاقات سخت زیادی دست و پنجه نرم کرده، متوجه این می شود که در اطرافش اتفاقات عجیبی می افتند و می فهمد که چیزی این وسط درست نیست. او با دیدن پسری عجیب و غریب، ناخواسته مس یرش تغییر می کند و بدون اینکه بخواهد، پا در مکانی می گذارد که به آن “انجمن خون آشام ها” می گفتند… و اتفاقاتی برایش می افتد که تا به آن روز حتی خوابش را هم نمی دید. اتفاقاتی که باعث شد…

«نمی دونم هیچ وقت این نوشته ها خونده می شن یا نه. نمی دونم گفته ی اونایی که می گن روح هر آدم چند بار توی چند جسم مختلف و توی زمان های مختلف زندگی می کنه درسته یا نه. نمی دونم پیشگو درست گفته یا نه. اما می خوام یکم خودم رو نصیحت کنم‌، یکم با خودِ آینده ام حرف بزنم. الان من به جایی رسیدم که بهش میگن ته خط! نمی دونم اسم جسمی که در آینده روحم داخلش میره، باز هم افسانه خواهد بود یا نه.

آهی کشیدم و بغض لانه کرده در گلویم را فرو دادم. سوار ماشینم شدم و با بستن کمربندم، ماشین را استارت زدم و از حیاط خانه مان بیرون رفتم. در را که با ریموت بستم، پایم را روی گاز فشار دادم و به طرف خانه ی جدیدم حرکت کردم.

هوا گرگ و میش بود و تازه داشت صبح می شد. دیشب باران باریده بود و همه جا را با خودش شسته بود و بوی خاک باران خورده، در همه جا پخش شده بود.

 

دانلود رمان گرگ درون جلد اول

 

دانلود رمان

 

 

دانلود رمان  دلم برای مادرم تنگ می شد اما قرار نبود دیگر نبینمش. دلم به همین خوش بود، وگرنه هیچ وقت از آن خانه نمی رفتم. خانه ای که پر بود از روزهای خوش و خاطرات خوش گذشته ام. خانه ای که پر بود از اتفاقات تلخ زندگی ام و خاطرات پردرد این روزهایم.

فرار کرده بودم آری! فرار کرده بودم از ریسمانی که من را به گذشته ام وصل می کرد و یادآور روزهای خوشم می شد. روزهایی که همه چیز داشتم را به یادم می انداخت و به من می فهماند که حال هیچ ندارم!

کمی بعد جلوی خانه ام بودم. آپارتمانی کوچک که با پول خودم خریده بودم و تا به حال، منتظر کوچک ترین فرصت بودم تا زندگی ام را داخلش شروع کنم و یک دنیای جدید برای خودم بسازم.

باید زودتر لباس هایم را عوض می کردم و به بیمارستان می رفتم. تا شروع شیفتم زمان زیادی نداشتم. چمدان را از داخل ماشین برداشتم و بعد از بستن در ماشین، در حیاط را با کلیدم باز کردم و داخل محوطه ی آپارتمانمان رفتم. سوار آسانسور شدم و بعد، دکمه ی طبقه ی هفتم را لمس کردم.

زیاد طول نکشید که جلوی واحدم رسیدم. در را باز کردم و با خستگی وارد شدم. در وهله ی اول، سردی و تاریکی اش بود که به چشمم آمد. چاره ای نداشتم. باید با این وضعیت جدید کنار می آمدم. هم برای خودم بهتر بود هم برای مامان. هم او می توانست در نیمه ی سوم زندگی اش بالاخره یک نفس راحت از دستم بکشد، هم من می توانستم از آن محیط دردناک بیرون بروم و بتوانم بهتر فکر کنم.

نفس عمیقی کشیدم و بعد از روشن کردن چراغ، چمدان را از روی زمین برداشتم و به طرف اتاقم رفتم.

زیاد طول نکشید که لباس هایم را پوشیدم و با آرایشی کم، صورت پژمرده ام را زینت بخشیدم و رگه های سرخ روی صورتم را پوشاندم. بعد از اتمام آماده شدنم، سریع از خانه بیرون زدم و تا بیمارستان با سرعت زیادی راندم.

 

یه نگاه بنداز پشیمون نمیشی :

رمان مرزهای بی‌قانون | marzieh-h

رمان تُنگی بلورین برای ماهی | س.سرحدی

رمان کافه اسپرسو | مریم علیخانی

دانلود رمان بسته ( جلد دوم رمان فرمول)

کتاب عاشقانه اشتباه کردم

منتشر شده توسط :REZA_M در 243 روز پیش

بازدید :6304 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..


دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 8 )


  1. نویسنده گفت:

    کی میاد فصل دو

  2. ابوالفضل گفت:

    کلا با رمان خون اشام و گرگینه حال نمیکنم
    (دوستان نظر خودمو میگم )
    ولی رمان های جنی و معمایی و روحی برام جالبن.
    خیلی رمان های این موضوعی خوندم لطفا اگه کسی یه رمان ترسناک خوب سراغ داره بگه ممنون میشم

  3. Saeid گفت:

    با سلام حقیقتش انتظار قلم بهتری رو داشتم موضوع و قالب داستان خوب بود اما جزئیات جالب نبود.نویسنده عزیز شما میتونستین یکم بیشتر روی قدرت های شخصیتتون زوم میکردین و به رخ میکشیدینش و بیشتر به فضای فانتزی بها میدادین آخر رمان برای من خیلی گنگ بود و معنی خاصی نداشت اگه شما به جای فانتزی میومدین یه عاشقانه جنایی رو به نمایش می‌گذاشتین چیز بهتری در میومد مثلا شخصیت اولتون رو یه بازرس پلیس میکردین که سعی میکرد وارد یه باند قاچاق انسان بشه و رئیس اون باند مثلا کسی بود که دوستش داشت و…. اینطوری چیز قشنگ تری بیرون میومد

  4. . گفت:

    سلام خیلی ممنون از رمان گرگ درون من تو دو روز تمومش کردم چون واقعا برام جذاب بود و دوست دارم بدونم جلد دوم کی تموم میشه و میتونم بخونمش و هیجان دارم که بدونم اخرش چی میشه
    ممنون میشم جوابم رو بدید

  5. سلام دوستان. در مورد گرگ درون خواستم یه توضیح کوچیک بدم. این اولین رمانی بود که از من توی اینترنت منتشر شد و قبول دارم که ضعف هایی داره و چندان قوی نیست. برای همین هم، برای جبران ضعف ها و برای کامل کردن جلد اول و پرداختن بیشتر به قدرت افسانه، جلد دوم رو دارم می نویسم. اسم جلد دوم “گوی حیات” هست که هنوز در حال تایپه و به خاطر مشغله های زیاد امسالم، یکم طول می کشه تا تموم شه و فایل شه. جلد دوم رو دارم سعی می کنم قوی تر بنویسم و خب زمان بیشتری می بره و احتمالا تعداد صفحاتش هم بیشتر بشه. جلد دوم این رمان رو از توی کانال تلگرامم می تونید به صورت آنلاین دنبال کنید. لینکش هم اینه: @fariba_roman

  6. یارا گفت:

    موضوع رمان «گرگ درون» ارتباط چندانی به محتوا نداشت فقط در حد چند صفحه توضیح داده شده بود.
    خلاصه میتونست بهتر باشه.
    تا اواسط رمان همه چیز گنگ بود و من در گیجی به سر میبرم که قضیه از چه قراره
    اواخر رمان، خب ظاهرا یه هدفی به وجود اومد و محتوا روشن و شفاف شد.
    شروع رمان کمی کسل کننده بود.
    پایان رمان هم به گونه‌ای بود که انگار سرنوشت افسانه تموم شده اما آیا واقعا همینطوره؟ پایان میتونست بهتر بیان بشه.
    به عنوان کار اول خرده‌ی چندانی نمیشه گرفت، امیدوارم در کارهای بعدی پیشرفت بیشتری داشته باشید.

  7. Yeki گفت:

    سلام
    جلد دوم است هست
    اسمش چی!!