دانلود رمان حکم دل ⭐️

1 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 51 vote, average: 5,00 out of 5 (1 کل رای ها )
ratingsLoading...

خلاصه رمان :

دانلود رمان حکم دل روایتگر زندگی دختری به اسم آیلا آیلا دختر ۱۷ ساله خیلی شر و شیطون که معمولا همه دوسش دارن یه زندگی خیلی عادی داره تا جایی که خان روستا به آیلا علاقه مند میشه و ازش خاستگاری میکنه ولی دختر قصه هیچ علاقه ایی به ارباب زور گو و زندگی تو عمارتش نداره از طرفی فرهاد خان عاشق آیلاست و بلاخره خان هرچی که میخواد و به دست میاره

سوار اسب مشکی رنگم شدم اسمشو جوری گذاشتم  پسرم برو

هروقت اعصابم داغونه میرم جنگل نزدیک روستا

گاهی وقتا میگم چرا من ،چرا من باید جانشین پدرم میشدم من هیچ شباهتی بهش ندارم و مردم روستا برعکس اون ازم خیلی حساب میبرن همینم باعث میشه غرور لعنتیم بیشتر از اینی که هست بشه

دوساله که من شدم ارباب و گاهی وقتا رسیدگی به این همه امور خستم میکنه

 جورج برو که منو باید به آرامش برسونی

وقتی رسیدم از اسبم پایین اومدم و بستمش به درخت

به رودخونه نزدیک شدم و نشستم کنارش

به ساعتم نگاهی انداختم هه کی ساعت دو شد

من صبح اومد و انقدر غرق فکر شدم رمان عاشقانه که زمان از دستم در رفت

صدای رود خونه حالمو خوب میکرد

هوای روستا خیلی خوبه ولی کاش منم مثل بقیه یه خونه کوچیک داشتم با یه مزرعه

صدای اهنگی توجهمو جلب میکنه

آدم سرکشی نیستم ولی اینجا یه جورایی محل آرامش من بود تا حالا کسی رو ندیده بودم اینجا باشه

فرهاد خان به سمت صدا رفتم وقتی رسیدم

دانلود رمان حکم دل

دانلود رمان حکم دل

 

یه دختر اونجا بود رو چمنا دراز کشیده چشماشو بسته بود

محو تماشا میشم چه چهره دلنشینی داره

موهای مشکی و بلندشو دورش ریخته

آروم با خودش حرف میزد

دماغ و لبای کوچیکش خیلی خواستنیش میکرد یه قدم نزدیکش شده که

حس کرد در جا بلند شد

با دیدن من سریع بلند شد و شالشو انداخت رو سرش

گوشیشو برداشت و خاموشش کرد خندم گرفت

چشماش خیلی خوشگل بود و من همون لحظه جذبش شدم آبی دریا

چند قدم عقب رفت دختر_ ش.. ما کی..هستین

 من .. _ترخدا منو اذیت نکنید

شما مالک این باغ هستین؟رمان جدید ببخشید بدون اجازه اومدم

باور کنید هیچ کاری نکردم فقط خواستم حالو هوام عوض شع

 مثل چهرت بامزه ایی گنگ نگاهم میکرد

من مالک این باغم اما تو مگه خبر نداری این باغ بخشیده شده به مردم روستا

نکنه تو مال اینجا نیستی  چرا من اینجا زندگی میکنم  تو ارباب و نمیشناسی؟

 من افرا خان و میشناختم ولی فرهاد خان و نمیشناسم

 عجیبم نیست _بله؟من مالک این باغم فرهاد خان

 ش..ما فرهاد.. خان هستین انگار ترسید

 بله اسمت چیه؟ _آیلا آیلا چه اسم قشنگی داری

چن سالته از سوالم خوشش نمیومد ولی بخاطر ارباب بودنم جواب میداد

آیلا_ هفده ارباب آیلا_ ارباب با اجازتون من برمباش برو

میبینمت با تعجب برگشت و نگام کرد

کم کم از دیدم دور شد آشنایی با این دختر حالم خوب کرده

نمیدونم چرا ولی حس خوبی دارم

قیافش که مثل ماه بود قد متوسط هیکل فوق العاده

 

پیشنهاد می‌شود

رمان مُعَمَر | ریحانه نصیری 

رمان قاتل‌‌ها دوبار می‌میرند | فرناز ضرغامی

دانلود رمان نم شب (جلد دوم)

دانلود رمان دل آزار

رمان توبه شکن

منتشر شده توسط :REZA_M در 53 روز پیش

بازدید :6875 نمایش

این کتاب را به اشتراک بگذارید ..

نام رمان

حکم دل

نویسنده

فاطمه هاشمی

ژانر

عاشقانه/همخونه ای/اجتماعی

طراح

ستاره سیاره

تعداد صفحات

250

منبع

رمانکده

اندروید

دانلود فایل apk

پی دی اف

دانلود فایل pdf



دیدگاه خود را بنویسید . تعداد نظرات : ( 2 )


  1. صادقی گفت:

    میتونست بهتر باشه ولی خوب بود

  2. Elham alizade گفت:

    سایت یک رمان بهترینه ولی حداقل اونایی که پولی هستن بگین تا بدونیم دانلود کردم نصفه نمونه بهمون ضدحال بزنه😑
    ممنون🙏

افزودن نظر