دانلود رمان عشق ناشناخته اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عشق ناشناخته اختصاصی یک رمان دانلود رمان عشق ناشناخته اختصاصی یک رمان

نام رمان : عشق نا شناخته

نام نویسنده : Azita کاربر یک رمان

خلاصه داستان:

این رمان مربوط به یک دختره  خیلی شیطونه به نام ارزو که همه ی اعضای خانواده رو اذیت می کنه در این رمان ارزو یک دختره مغروره که حاضر نمی شه به عشقش بگه دوسش داره این داستانو بخونید خیلی خنده دار و عاشقانه هست

پیشنهاد میشود:

دانلود رمان مرثیه ی عشق

ژانر: طنز . وعاشقانه

در اتاقم رو باز کردم .مقنعه ام رو دراوردم و پرت کردم روي صندلي کامپيوترم

کيفم رو هم روي تختم انداختم همزمان با باز کردن دکمه هاي مانتوي مدرسه ام سمت اشپز خونه رفتم با صداي

بلند گفتم: گشنمه مامان با صورت عصباني سمت من چرخيد وگفت : مريم جون من فعلا قطع مي کنم اين زلزله باز از مدرسه اومده(مريم خاله ي ارزو که بنده باشم ) تلفن رو قطع کرد رو به من گفت:زهر مار ذليل شده مگه خودت دست نداري براي خودت غذا بکشي به مسمت گاز رفتم وبه غذا ناخونک زدم که مامانم با ملاقه زد پشت دستمو گفت قاشقو ازت گرفتن که با دست غذا بر ميداري تو کي مي خواي ادم بشي

ارزو: بيخي مامان بزار فعلا غذامو کوفت کنم بعدا شروع کن به نصيحت کردن

مامان: دختراين چه طرز حرف زدنه چرا مثل لاتا حرف مي زني بيخي يعني چي هر کي ميره مدرسه ادم ميشه تو ميري مدرسه اين چيزا رو ياد مي گيري منم که ديدم خراب کاري کردم گفتم

ارزو: باشه باشه من تسليم حالا بانوي زيباي من اجازه مي ديد غذامو بخورم

مامان : برو غذاتو بخور و اينقدر م منو حرص نده وشروع کردم به غذا خوردن و مامانم مشغول غيبت کردن باخاله مريم بود هم اکنون قسمتي از مکالمات مامي با خاله مري

مامي : مريم ديدي دختر زهرا رو عجب نره خري شده

 

 

رمان های پربازدید