خلاصه:

رمان جدید به من فرصت بده عذر می‌خواهی؟ اما الان کمی دیر نیست؟ کمی دیر نشده برای ترمیم قلب شکسته‌ام؟ ببینم! آیا می‌توانی تکه‌های قبرم را از آن باغ نفرین‌شده پیدا کنی؟ تو در آن شب نحس مرا شکستی، تحقیر کردی، مرا گدای عشق خواندی و حالا… ببینم! درست متوجه شدم؟ تو حالا از من عشق گدایی می‌کنی؟

رمان های دیگر ما:

شاید باید زمان دوباره تکرار شود.
با این تفاوت که حالا من پادشاهم و تو سربازی به دنبال نگاه من.
شاید باید من آن کلمه‌ی نحس را به زبان بیاورم. «نمی‌خواهمت!»

لینک های دانلود

دانلود رمان برای اندروید

دانلود رمان برای کامپیوتر

دانلود رمان برای ایفون

این مطلب را به اشتراک بگذارید