معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه تمشک کاپیتان _ کاپیتان میلر و همسرش، سرباز رایان، زندگیِ پر مشقت اما شیرینی داشتند. ارتش مانع از آن می‌شد که اکثر وقت خود را با یکدیگر بگذرانند و همین مسئله، موجب رخ دادنِ اتفاقی ناگوار‌ شد.     دانلود داستان کوتاه تمشک کاپیتان     مقدمه گروهبان رایان! چرا زندگیم با یه افولِ لعنتی، دنبال تو افتاد؟ خودم رو نابود کردم که نذارم توی دماغو با اون‌نگاه شیرین و خنگِ پشت اون‌عینک ته استکانیت، به همه چیز‌ پشت کنی و بری. تو اهلِ عقب نشینی نبودی! همیشه تا آخرین لحظه می‌ایستادی و می‌جنگیدی؛ ولی این‌دفعه، عجیب دلت می‌خواست من رو از تنها تمشکِ زندگیم‌ جدا کنی. ***   قسمتی از داستان: صفحه را ورق زد و ادامه داد: - می‌دونست اگر گازش بزنه، یقیناً مزه‌ی گوشت آدمیزاد ...

  • داستان کوتاه تمشک کاپیتان
  • متین سرمد
  • مائده شمس
  • تعداد صفحات : 47
  • درام / عاشقانه
  • بازدید: 438
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه از جنس حقیقت _  تا حالا شده، کاملاً ناگهانی زندگی‌تون از این ‌رو به اون ‌رو بشه؟ ممکنه یه‌دفعه به خودت بیای و ببینی، تمام سختی‌ها و مشکلات از بین رفتن؟ میشه تو دنیای واقعی بدون زحمت به موفقیت رسید؟ این اتفاق برای پسر کوچولوی داستان ما پیش اومده. یهو به خودش اومده و دیده تمام درد و رنج‌ها تموم شدن اما واقعاً این اتفاق افتاده یا اینکه...؟     دانلود داستان کوتاه از جنس حقیقت   قسمتی از داستان: با عصبانیت در رو بهم کوبید. کیف پاره‌ و رنگ و رو رفته‌ش رو به گوشه‌ای پرتاب کرد و با حرص اشک‌هاش رو پاک کرد اما چشم‌هاش مثل بارون دوباره می‌باریدند و صورتش رو خیس می‌کردند. شهناز خانم، مادر مهربون و پیرش ...

  • داستان کوتاه از جنس حقیقت
  • Luna.f
  • ستاره سیاه
  • تعداد صفحات : 41
  • عاشقانه / درام
  • بازدید: 669
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه آجودانیه _ کلافِ زندگیِ کارن، درهم پیچیده. او سال‌هاست درون یک زندانِ پوشالی گیر افتاده و هیچ نمی‌فهمد دور و اطرافش چه گذشته. در همان حینی که از همه چیز غافل و بی‌خبر است، زنی تصمیم می‌گیرد با او معامله کند؛ معامله‌ای که کارن را از همه‌چیز آگاه خواهد ساخت.   دانلود داستان کوتاه آجودانیه   قسمتی از داستان: تنگِ تنگِ تنگ! تاریک و نمور و کثیف! این‌ ویژگی‌های سلولیه که چهارسال توش زندگی کردم. تنهای تنها! هر روز که می‌گذره از روز قبل تنها‌تر می‌شم. به پنجره‌ی بسته‌ی روی در سلولم خیره بودم؛ در باز شد: - بیا بیرون بازجوی پروندت کارت داره. قاسمی بود! اسمش رو نمی‌دونستم. هیچ‌وقت بهم نگفت. دانلود داستان کوتاه منم بهش می‌گفتم قاسمی. آخه توی همه‌ی فیلم‌ها اسم سربازه قاسمیه! به سختی ...

  • داستان کوتاه آجودانیه
  • RadiCal°m3 و NASI AGHAZADEH
  • مائده شمس
  • تعداد صفحات : 75
  • عاشقانه / تراژدی / جنایی / معمایی
  • بازدید: 289
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر _ دختری از جنس پری ولی در دنیای انسان‌ها، همه چیز از فراری آغاز می‌شود که ورودش به یک خانه را در پی دارد. آشنایی‌اش با آدم‌های عجیب و جسمی به تکاپو افتاده که قصد پرده کشیدن از حقایق دارد. در رقصنده ضمیر همراه می‌شویم با دختری که در پس بیدار شدن از یک خواب عمیق خودش را در دنیایی دیگر می‌یابد، دنیایی که در بهت‌آورترین حالت ممکن حقیقتی محض است. همراه می‌شویم در مسیری پر پیچ‌وتاب و می‌خوانیم از تلاش‌هایی که به یافتن خویش خاتمه می‌یابد.   دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر   قسمتی از داستان: دانلود داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر با شوقی وصف نشدنی کتاب را از دست پدر که با محبت و عشق مرا می‌نگریست، گرفتم و با ...

  • داستان کوتاه رقصنده‌ی ضمیر
  • مریم سعادتمند
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 93
  • رئالیسم جادویی
  • بازدید: 331
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه دختری که خون می‌نوشید _ دختری که برای تحصیل به شهر تهران آمده، در یک شب با واقعیتی مواجه می‌شود که زندگی‌اش را دستخوش تغییر قرار می‌دهد. هویتی که ازش باخبر نبوده و سعی می‌کند خودش را سازگار کند... اما غافل از اینکه عزیزترینش قرار است قربانی این ماجرا شود!   دانلود داستان کوتاه دختری که خون می‌نوشید   قسمتی از داستان:  شب بود و در خیابان تاریک قدم می‌زد. نگاهش را به ماه گاززده دوخت و آهی کشید. به ‌طرف پارکی رفت و روی نیمکتی نشست که صدای صحبت‌های دو نفر را شنید. - نه بابا؟! - آتریسا گفت که ساعت دوازده شب همون‌جای قدیمی جمع بشیم و چند نفر رو پیدا کرده که حاضر بشن خونشون رو بخوریم. - وای! دارم می‌میرم، می‌دونی ...

  • داستان کوتاه دختری که خون می‌نوشید
  • محدثه صادقی
  • آرین
  • تعداد صفحات : 57
  • اجتماعی / فانتزی
  • بازدید: 479
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه جزیره‌ی روندو _ جزیره‌ای خطرناک برای ورود دختران دزدیده شده آماده است؛ جزیره‌ای که افرادش غیرقابل پیش‌بینی‌اند. پیوند دوستی‌ای که به هیچ وجه از بین نمی‌رود، حتی با مرگ! همراه با دلهره و ترس پیش می‌رود. به نظرتان چه چیزی باعث شجاعت خواهد شد؟!   دانلود داستان کوتاه جزیره‌ی روندو   قسمتی از رمان: دایه شوکا باور نداشت دخترها که عین دخترهای خودش بودند مرده‌اند. سامر و سارا ایستادند و توضیح دادند که چه اتفاقی افتاده اما دایه متوجه حرف‌های خلاصه‌وار آن‌ها نمی‌شد و نمی‌خواست باور کند. صداهای عجیب و غریبی که فقط یک نفر می شنید هم، همه را ترسانده بود؛ دایه شوکا صدای ریحان و سارا صدای ژینا و سامر صدای مادرش را می شنید. سارا گفت: - چی کار کنیم؟ - فقط ...

  • داستان کوتاه جزیره‌ی روندو
  • پناه سازگار
  • مائده شمس
  • عاشقانه / ترسناک
  • بازدید: 329
ادامه و دانلود

خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه کهکشان _ دختری که در راه زندگی سخت مورد امتحان روزگار قرار می‌گیرد و او در همه حال دست به گریبان خدایش می‌شود. حال طی یک عشق پوشالی گره‌ای بر راه سرنوشتش می‌افتد که دست‌های پشت پرده چندان بی تقصیر نیستند. اما او هست و خدایش و حسینی که در همه حال هوایش را دارد.   دانلود داستان کوتاه کهکشان   قسمتی از داستان: سوار ماشینش شد. کنار ماشین ایستادم. گفت: - این‌جا که وایسادید هوا سرده. بیاید بشینید توی ماشین. مغزم آلارم زد. اطراف را نگاه کردم. کسی در کوچه نبود. گفتم: - همین‌جا وایمیستم. - هوا سرده. منم کارِتون دارم. بیاید بشینید، بعدش زود پیاده شید. چنددقیقه اشکالی ندارد. شاید داشتم به شریفی اعتماد می‌کردم. سوار شدم. حس خوبی در آن ماشین مدل‌بالا نداشتم. ...

  • داستان کوتاه کهکشان
  • فاطمه شکیبا(فرات)
  • like_moon
  • تعداد صفحات : 81
  • اجتماعی / عاشقانه
  • بازدید: 599
ادامه و دانلود

مقدمه: دانلود مجموعه داستان‌های مینیمال _ داستان‌های مینیمال مجموعه‌ای از داستان‌های تک‌برگی‌ست که به کوشش چندین نویسنده‌ی خوش‌قلم گرد آمده است. این داستان‌ها در ژانرهای مختلف اعم از اجتماعی، عاشقانه، درام و... نگارش شده‌اند و موضوعات مختلف را به زیبایی در قالب یک داستان تک‌‌برگی خلق کرده‌اند.     دانلود مجموعه داستان‌های مینیمال   قسمتی از مجموعه: ماسک سفید رنگ فیلتر‌دار را از روی صورتم برداشتم و کنار پنجره قدی اتاق ایستادم. پرده را با دو انگشت کنار زدم و نگاهم را به آسمانی که خیلی وقت است از آبی به خاکستری تبدیل شده است، دوختم. دلم نفس کشیدن با چشمان بسته و لبخند زدن از حس خوبش را طلب می‌کرد! هوا‌ی پاییز، بوی باران، خیلی وقت هست آن را حس نکرده‌ام. خیابان خالی از مردم و ماشین‌هایی که ...

  • مجموعه داستان‌های مینیمال
  • کار گروهی کاربران انجمن یک رمان
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 103
  • عاشقانه
  • بازدید: 656
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان به رنگ نارنجی _ پدر لیلا یک نارنجی‌پوش است. رفتگری زحمت‌کش که سال‌های سال است با شغل خود زندگی می‌کند؛ اما لیلا با شغل پدرش رابـ ـطه‌ی چندان خوبی ندارد. همین علت بسیاری از مشکلات زندگی‌شان شده است. روزگار می‌چرخد و همین شغل باعث می‌شود زندگی روی دیگری به آن‌ها نشان دهد. دنیای هر‌کس رنگی دارد. گاهی تیره، گاهی روشن، گاهی سبز، گاهی آبی، زرد، گاهی قرمز و گاهی هم نارنجی؛ اما دنیای نارنجی کمی فرق دارد. دنیایی که گاهی با روشنای روز آغاز می‌شود و گاهی هم با تیرگی شب. نه امنیتی دارد و نه به قدر کافی اعتباری. دنیایی که طعم اشک می‌دهد؛ اما همین دنیا اگر نباشد، دیگر هیچ کدام از دنیاهای زرد و سبز و قرمز و... معنا ...

  • به رنگ نارنجی
  • ژیلا.ح
  • فاخته
  • تعداد صفحات : 716
  • عاشقانه / اجتماعی
  • بازدید: 5433
ادامه و دانلود

معرفی داستان: دانلود داستان کوتاه آر پی جی _ و قلب‌هایی که جانانه باخته می‌شوند. عشقی نو پا که سر می‌گیرد و دو لیلی و مجنون قسم می‌خوردند تا آخرین نفس کنار هم باشند. در این زمان وصال، خواسته‌ی لیلی ماجرا سرنوشت‌شان را در منطقه‌ی جنگ راه می‌برد و این راهی است که عشق‌شان محک زده می‌شود... .   دانلود داستان کوتاه آر پی جی   قسمتی از داستان: در دلش با خود زمزمه می‌کرد: - شانس یعنی شهادت؛ یعنی عاشقانه برای معشوق جان دادن و حال قصه‌ای رویایی از عشقی پا برجا و محکم. از یک شانس که محل رخدادش بسیار عجیب است. اما، چرا او؟ حاج آقا گفت: - عروس خانوم! آیا بنده وکیلم؟ - با اجازه‌ی بزرگ‌ترها، بله! در همان هنگام آژیر خطر به صدا درآمد. صدایی از بلند‌گوهای مسجد به ...

  • داستان کوتاه آر پی جی
  • HOORI
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات : 21
  • عاشقانه / درام
  • بازدید: 738
ادامه و دانلود