• دانلود رمان جدید

خلاصه رمان بسته: دانلود رمان بسته _ به سرانجام رسیدن تلاش فضانوردان مریخی به دست چه کسی محقق خواهد شد؟ دوست و دشمن را چگونه باید از هم تشخیص داد؟ چه کسی قرار است قربانی ساخت این فرمول شود؟ کاش پایانی خوش برایش تداعی شود. کاش...   دانلود رمان بسته ( جلد دوم رمان فرمول)     قسمتی از رمان: چارلی کنار یک گل فروشی ایستاد و یک دسته گل خرید و به سمت خانه ی سوفی راند. حدود یک ربع بعد او جلوی خانه ی نامزدش ایستاده بود. زنگ خانه را زد اما کسی درب را برایش باز نکرد. بعد از اینکه دو بار دیگر هم زنگ را زد و کسی درب را برایش باز نکرد نگران شد و با تلفنش شماره ی سوفی را گرفت ...

  • بسته
  • ستایش سادات کریمی
  • Anooshe.Ta
  • 64
  • یک رمان
ادامه و دانلود

رمان تسکین قلبم - دختری از تبار تنهایی دختری به پاکی آب که برای نجات زندگی پدرش پا به زندگی پر از اجبار میزاره لیدوکایین میزنین دردش اروم میشه یا وقتی که معده تون درد میکنه یه دونه رانیتیدین میخورین دیگه اثری از درد نیست یا بهتره بگم سرتون که درد میگیره با یه ژلوفن به دردش خاتمه میدین ولی قلبتون,قلبتون که درد بگیره با هیچی خوب نمیشه این قلب چیه که نه با لیدوکایین نه رانیتیدین نه ژلوفن با هیچی اروم نمیشه واقعا این قلب چیه؟ طبق معمول نسترن خونه نیست و رفته دانشگاه خوش به حالش که بابا اونو اونقدری دوست داره که از همه لحاظ تامینش میکنه ولی من حتی بهم اجازه ندادن که دانشگاهم برم با وجود ...

  • تسکین قلبم
  • نگین رستمی
  • نگین قاسمی
  • 190
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی‌نامه رمان معشوقه: "اینک که اعتماد تفاله‌ی بی‌ارزشی‌ست، آیا ایمان به عشق گناه بزرگی نیست؟" رمان معشوقه روایت زندگی سپیده است که گریزان از زندان زندگی با همسری بددل خودش را به مهلکه‌ای دچار می‌کند که روحش را به زنجیر می‌کشد. نریمان بختکی می‌شود بر لحظه‌هایش و او را تا ناکجاآباد زندگی می‌کشاند. سپیده اما چالش‌ها را درمی‌نوردد، دوباره قد راست می‌کند و می‌کوشد تا ویرانه‌ها را از نو بسازد. میلاد قرار است بهانه‌ی این ساختن باشد، اما نه بازی روزگار تمامی دارد و نه احساسات افسارگسیخته‌ی سپیده. سرنوشت بلایی سنگین‌تر برای او رقم می‌زند و کمر اعتمادی که می‌شکند جایی برای جبران باقی نمی‌گذارد.   دانلود رمان معشوقه   قسمتی از رمان: مرداد ماه به نیمه رسیده بود و خورشید با همه‌ی توانش گرما می‌بخشید. شرجی هوا به ...

  • معشوقه
  • آزاده عزیزان
  • MAEE_A
  • 300
  • یک رمان
ادامه و دانلود

پدرش بال درآورد،پدر سرهنگش آرزو داشت دخترش دکتر بشود. و رها همیشه با آرزوهای پدرش بحث میکرد و می گفت:چرا من؟چرا به رزا نمیگید درس بخواند و برای بابا دکتر بشود.خواهرش را میگفت،خواهری که دوسالی از او بزرگتر بود و معماری میخواند.برادرش هم مهندس عمران بود و در خانه خودش زندگی میکرد. خواهر و برادرش به آنچه آرزو داشتند رسیده بودند. فقد در این خانه رها بود که هنوز به آرزو هایش دست پیدا نکرده بود. هنگامی که ماشین ایستاد.نگاه رها به آن طرف خیابان افتاد ماتش زد دو آموزشگاه کنار یکدیگر یکدام مقصدش و یکدام رویایش،آرزویش همانی که هر شب در خواب می دید. آرزوهایش خودشان را به رخ میکشیدند و گویا به او می فهماندند تو نتوانستی و نمی ...

  • دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند
  • Asma. JhN
  • نگین قاسمی
  • 90
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان فرمول: دانلود رمان فرمول  _ ماجرای فرمولی که تکاملش در مریخ محقق می شود و در میانه ی این راه پر از پستی و بلندی عشق هایی اتفاق می افتد و گاه تار و پود عشق هایی که شاید ظاهر سازی اند و شاید هم ریشه در عمق جانِ هم دارند از هم گسسته می شود . اما به هر حال اینجا پایان نیست.   دانلود رمان فرمول     قسمتی از رمان: اسکارلت گوشی اش را از روی مبل چنگ زد و داخل کیف چرمش گذاشت .کفش های پاشنه دارش را سریع پایش کرد و درب را باز کرد . راه پله  ی مارپیچ را با سرعتی عجیب طی کرد و با سوییچ قفل ماشینش را باز کرد . کیفش را روی صندلی عقب ...

  • فرمول
  • ستایش سادات کریمی
  • شادی روحبخش
  • 53
  • یک رمان
ادامه و دانلود

رمان اسکی داستان عشق دو نفره که با مخالفت ها و سختی های زیادی همراه بوده از لح بازی های هر دو در اول دوست داشتن تا عشقی که باعث شده در سخت ترین شرایط کنار هم باشن و ازدواج باعث نشده این عشق در اخر کمتر شود بلکه باعثاین شده که قدر هم را بیشتر بدونن بر عکس زمان حال ما آقا دایان ،الآن که وقت دعوا و بحث نیست، اتفاقیه که افتاده بجای دعوا کردن باید فکره چاره باشیم که چه جوری این قضیه رو به خان بگیم، می دونید که رضا خان و لیلی خانم نور چشمی این عمارت و چه بسا قیصرخان بودند. خوش شانس بودن که خان برای بررسی زمین های ترکیه رفته بود و بی ...

  • آسکی
  • مهدیه صابریان
  • نگین قاسمی
  • 850
  • رمانکده
ادامه و دانلود

آیناز دختر شر و شیطون که همه خواستگاراش رو فراری میده حالا به درخواست پدرش مجبور میشه کسی رو انتخاب کنه که فقط عکسش رو دیده و بدون جشن و با یک عقد تلفنی به خارج کشور پست بشه!!!شونه ای بالا انداختم و از اسانسور پیاده شدیم ، وارد اتاقی مجلل و شیک شدیم که صدای عربده ای از طبقه پایین ، قلبم رو لرزوند، نگاهی به مهیاد که دیگه رنگ به رو نداشت کردم سریع کیف رو گذاشت تو کمد دیواری و به طرف در حرکت کرد و گفت ـ هر چی شنیدی از اتاق بیرون نیا ، اگه کسی هم اومد بالا برو تو کمد قایم شو!... از اتاق بیرون رفت و در رو بست ، ولی من کی حرف ...

  • عروس سفارشی
  • مریم افروغ
  • نگین قاسمی
  • 800
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی رمان پیشم بخند: دانلود رمان پیشم بخند _ این داستان، زندگی‌ای رو به تصویر می‌کشه که پستی و بلندی‌های زیادی دیده. پسری که راه شادی رو به زندگیش بسته و دختری که در کشف دلیل پوزخند زدن‌های اونه. غافل ازاینکه پشت این پوزخندهای پسر، غم‌های فراوان و داستان‌هایی پنهان شده. این دختر می‌تونه رنگ و بوی عشق و خوشبختی به زندگی پسر بده؟     دانلود رمان پیشم بخند     قسمتی از رمان: اینکه خندیدنت برای کسی آرامش بیاره خیلی خوبه. وقتی کسی با تموم وجودش خندیدن هاتو دوست داره و ازت می خواد همیشه پیش اون بخندی؛ می شه اوج خوشبختی یعنی دیگه خوشبخت تر از تو وجود نداره.... وقتی کسی رو داری که بهت بگه " وقتی دارمت مهم نیست غم دنیا " یعنی اون ...

  • پیشم بخند
  • مروارید بهارلو
  • نگین قاسمی
  • 281
  • یک رمان
ادامه و دانلود

همیشه با خودم فکر میکنم چرا یه شب گردن این پسره بیشعورو محکم با این دستام نمیگیرم تا خفش کنم از شرش خلاص بشم ولی هربار که فکر میکنم کنارش چه قدر کیف میکنم از تصمیمم پشیمون میشم یکهو از روی تخت جستی میزنم یه جرقه بزرگ توی سرم زده شده بودوایسا ببینم چرا که نه؟یه طوری این کارو میکنم که نمیره فقط زجر بکشه یا اصلا میتونم بدتر مثلا…. خنده مرموزانه ای کردمو با تخسی گفتم:آقا آرسام بچرخ تا بچرخیم لاستیک ماشین خوشگل منو پنچر میکنی؟دارم برات با هیجان پتوی رو تختمو کنار زدم و برای عملی کردن نقشم راهی شدم و…غرورم…لعنتی ترین ویژگی دوست داشتن من است…زندگیم بر پایه اش بنا شده…همه چیزمه…غرور منو نشونه نگیر… چون…هستیتو به آتیش ...

  • برج زهرمار و دختر شیطون بلا
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 330
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان انکار: گاهی برای پر کردن جای خالی جرات، انکار باید کرد. رمان انکار، در وصف دست‌هایی‌ست که پشت پرده پنهان شده‌اند. درست زمانی که دنیای آشفته‌ی مهنا، نقابی زیبا به صورت زده و همه چیز آرام است، رنگین‌کمانی آسمان سرنوشتش را رنگین‌تر می‌کند. پای یک احساس لطیف در میان است. عشقی پاک و دست نخورده. اما کسی چه می‌داند. شاید این تنها تعبیری پوچ از یک احساس تقلبی و آرامشی سودا زده قبل از طوفان باشد. با پیدا شدن جاوید پرده تاریکی کنار می‌رود. عشق نوپای مهنا با وجود پنهان‌کاری‌ها و سکوتی ترس‌زده هنوز به بار ننشسته مانند نهالی تازه جان گرفته می‌شکند. یک اشتباه بر هم می‌زند پایه‌های اعتماد را! جایی که اعتماد نباشد، عشق نیست! گاهی ...

  • انکار
  • افسانه نوروزی
  • آیسا حامی
  • 754
  • یک رمان
ادامه و دانلود