• رمان غمگین

آخرین نفس هایم را در سینه ام حبس کرده ام. اشک در چشمانم حلقه می زند. اما از دوست داشتن او دست نمی کشم. نفس هایم بوی درد می دهند. بوی فیلتر سوخته ای که زیر پایش له شد. نمی دانم چرا تلاشی نمی کنم این دقایق آخر. نفس کشیدن از جایی برایم سخت شد که نخواستم با سرنوشت کنار بیام. آنجا بود که فهمیدم جنگیدن با این دنیا فایده نداره. این یک رمان کوتاه می باشد وقتی  یه اتفاق خوب توی زمان و مکان درستش رخ نمی ده و به یه حسرت بزرگ تبدیل می شه، هرچه بیشتر دست و پا بزنی زودتر غرق می شی. وقتی برای زنده موندن به حافظه ی بلند مدتم چنگ زدم .   وقتی ...

  • نفسی از جنس سکوت
  • هستی بابایی
  • دنیا20
  • تعداد صفحات:25
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دلسا به خاطر مشکلات و اتفاق‌های که توی زندگی‌اش افتاده، پا می‌ذاره روی دلش و از کسی که دوستش داره فاصله می‌گیره. تا این‌که بعد سال‌ها، عسل به خاطر حسادت و نفرتش، اون رو از مردی دور می‌کنه که قصد نزدیک شدن به دلسا رو داره، اما غافل ‌از این‌که اون شخص کسی نیست به جز - من رو بگو دارم مُیمیرم از خستگی! خرحمالیش فقط مال ماست اون وقت خوش گذرونیش مال بقیه است، نمی‌دونم چرا نمی‌فهمن که مایم آد...وای خدا باز شروع کرد. این دختر فقط کافیه یک گله کنی تا سریع لب به شکایت باز ‌کنه و از زمان و مکان می ناله. نگاهم رو دور اطراف چرخوندم و سریع وسط حرفش پریدم:- هیس، دختر چه خبرته؟! الان ...

  • تنها دور از تو
  • ماه بانو. S
  • طراح:دنیا20
  • 141
  • رمانکده
ادامه و دانلود

داستانی پر از هیجان، پر از گریه و شادی داستانی درباره ی دختری بنام رها، رهایی که بخاطر یک اشتباه زندگی خودش رو دستی دستی تباه می کنه، رمانی درباره ی مرد مغرور و لجبازی به اسم سپهر، سپهری که رها رو مثل یک پرنده تو قفس میندازه وسر یک‌ اتفاق باهم ازدواج می کنن ذهن سپهر فقط با یک کلمه پر شده "انتقام"انتقامی دردناک که باعث رنج رها می شه...!دو تا بشکن زد و گفت:-الو؟ صدام رو داری؟این قدر فضای کافه دلنشین بود و این ملودی جان نواز و زیبا بود این قدر بهم آرامش می داد که غرق دَرِشون شده بودم.از دست این سپهر خان آرامش که نداریم...!تنها کسایی که میتونن بهم آرامش بدن توی موبایلمن نه ...

  • نام رمان: پارادوکس تلخ
  • نویسنده:آریانا عاشوری زاده
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

 در پیچ وخم این دنیای پر از پستی بلندی پر از غم و شادی، به دور از هیاهو، مثل مار افعی چرا شد غم و اه مهمون لونه ما؟چرا نباید رحم کرد به آدم ها.چی شد اون مهر ومحبت دلها.چیکار کرد با ما این دنیا .از قدیم گفتند: خدا هیچ بشری  رو از عرش به فرش نرسونه،ولی خدای بزرگ مارو بدجوری دچار این بحران کرد. از عرشی بزرگ به فرشی کهنه رسوند.نمی دونم حکمت این اتفاقات، تاوان کدوم اشتباه بابام بود .دل رحیمش، یا انسانیتش؟ یا این که مورد امتحان پروردگارقرار گرفتیم!... این سواله که تو این مدت هر لحظه مثل خوره افتاده به جونم، الان دو ماهه بابا سکته کردهو یک گوشه افتاده و ما خونه ی خواهر ...

  • نام رمان: پری دریایی
  • نویسنده:فرشاد لوزعی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:360
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان به چشمات قسم    خلاصه:دانلود رمان به چشمات قسم بین افراد ژینوس به چشم خورد که با ارایشی غلیظ کنار دفرت مدیریت ایستاده بود .بی توجه به او از کنا ش رد و وارد دفرت شد .ازصبح عصبی بود بادیدن ژینوس عصبی تر هم شد لعنتی گفت و به سمت  میز ریاست رفت بعد از گذ اشنت کیف روی میز و نشسنت پشت میز ریاستش به منشی زنگ زد و بی 

  • نام رمان:به چشمات قسم
  • نویسنده:ریحانه پسندیده نیا
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:196
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دریا، دختری که در بک خانواده مذهبی به دنیا اومده. عرفان سر یک مسئله تهدیدش می کنه، تهدیدی که به دوستی اجباری بینشون منجر میشه؛ این اجبار کم کم تبدیل به عشق میشه اما فقط از طرف دریا! در این بین عرفان عاشق و شیفته ی دوست صمیمی دریا میشه… صندلی تکیه داد و دست به سینه شد.  آفرین حالا شد.  کمی روی میز خم شد و با صدای آرومتری گفت:  باهام دوست میشی.یکه خورده و مبهوت بهش نگاه کردم، نمیدونستم چی کار کنم. گیج و گنگ بودم.ببین اگر فکر کردی من دست از سرت برمیدارم، کور خوندی. تنها راهت همینه. و دوباره ترس هام بر من پیروز شدن وبا این فکر که بعد از مدتی ازمن خسته میشهو خودش ولم ...

  • نام رمان:دوستی اجباری
  • نویسنده:دلارای
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختری هست که با وجود مخالفت های خانواده به هند سفر میکند و در انجا با پسر هندی اشنا می شود که این دو به هم علاقه مند می شود ولی در سر راه عشق انها دردسر هایی رخ می دهد ایا این دو به هم خواهند رسید یهو ایستاد و به سمتم برگشت. که من چون سرعتم زیاد بود نتونستم ترمز کنم و با کله رفتم توی  آخی دلت برام تنگ شده بود که به سمت بغلم دویدی؟ خیلی بی مزه ای. لبخند زد و چیزی نگفت. توروخدا بگو چرا این جوری می کنی؟ چرا اومدی این جا؟ چی می خوای از جونم؟ دستی به موهای پر پشتش کشید و آروم گفت: فقط می خوام دوست باشیم. پوفی کشیدم. اخه من فقط دو ...

  • نام رمان:عشق یه پسر هندی
  • نویسنده:حمیرا خالدی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:177
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

 این هفته هم اگه اومدم ایران، حاجی منو بزور کشید اینجا. من که بیکار نیستم، خانومی. پس قرار نیست برگردی ایران؟ نه.چرا به ما دروغ گفتین؟ من دروغی نگفتم، مگه تو ازم پرسیدی که من بهت دروغ بگم؟ اصلا یادت میاد که باهام حرف زده باشی؟ حاجی خودش قول داد گفت تا یه ماه نشده پیمان برمی گرده ایران. آفرین دختر خوب، حاجی از طرف خودش قول داده نه من. این وسط تکلیف من چیه؟ از حاجی بپرس.سرم داشت از حرفاش سوت می کشید، گفتم:  ماشین رو نگه دار پیمان. برا چی؟نگه دار.بدون اینکه نازم رو بکشه و نذاره پیاده بشم خیلی سریع ماشین رو کنار کشید و نگه داشت و گفت: بفرما.از ماشین پیاده شدم. باران می بارید. یه تاکسی می اومد، دست بلند کردم،...

  • نام رمان:سرنوشت تکراری
  • نویسنده:ناهید فلاح
  • طراح:ایسا حامی
  • تعداد صفحات:243
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان پریسان    خلاصه:دانلود رمان پریسان رضا ازپشت سر به طرفشان می آمد در حالی که دهانش را به علامت تعجب کج کرده بود و ابرویش رابالا زده بود به آنها نزدیک شد و حالت رسمی به خود گرفت رضا:سلام .... سلام  خانم به سلامتی مثل اینکه حالتون بهتر شده بهاره :بله طوریم نبود فقط ضعف کرده بودم

  • نام رمان:پریسان
  • نویسنده:سارا جابری
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان نور همین حوالیست    خلاصه:دانلود رمان نور همین حوالیست يک عصر بارونی ماه آبان بود من درحالی که روی تخت نشسته بودم،حساب های مهر ماه رو از  دفتر کل، پاک نويس می کردم؛ بعد از اتمام کارم،نسکافه ای درست کردم و درحالی که از پشت پنجره به نم نم بارون خيره شده بودم، به گذر زندگيم  فکر ميکردم.  به روزهای سخت  زندگيم در  پرورشگاه ...درس  و کار  از نُه سالگيم...قبوليم در دانشگاه

  • نام رمان: نور همین حوالیست
  • نویسنده:یگانه. کاف
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:کافه تک رمان
ادامه و دانلود