• دانلود رمان همخونه ای

عشق خود به خود وارد زندگی میشه حتی اگه خودت بهش اعتقادی نداشته باشی یا نخوای که عاشق آن فرد بشوی، عشق زیباست خیلی زیبا رفتم طرف کمدم و لباسهای مدرسه مو در آوردم و روی تخت انداختم رفتم طرف کتابام . کتابای تو کوله پشتی گذاشتم و وسایلامو چک کردم و رفتم جلوی آینه اول مانتو شلوار و پوشیدم بعد مقنعه رو رو سرم کشیدم وای بازم جوراب اصلا نمیتونستم قلبم سیاه میشد با جوراب پس بازم مثل همیشه جوراب پارازینم تو جیبم تا نزدیک مدرسه بعدا اگه نیاز شد میپوشم. البته اگه نیاز شدا ،،،،، ما اینیم دیگه، موهامم طبق معمول بازم از یک طرف صورتم ریختم بیرون، خوب خوبه ولی ای کاش میشد آرایش کرد. از اتاق اومدم ...

  • عشق ابدی
  • سمیه آقاجانی
  • ش.روحبخش
  • 274
  • رمانکده
  • بازدید: 345
ادامه و دانلود

داستان راجب دختر شیطون و زبون درازی هست که هیچ جوره با ازدواج کنار نمیاد؛اما ناخواسته با کسی آشنا می‌شه ویه جورایی مسیر زندگی‌ش عوض می‌شه...ادامه‌ش رو خودتون بخونید. مطمئنا یاد سهراب بهانه خوبیست برای شروعی تازه برای استمرار یک لبخند برای آشتی با زندگی … خواهم آمد بر سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک آشتی خواهم داد آشتی خواهم کرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد دوست خواهم داشت …. -چه خبرته؟ بزار من هم حرف بزنم. در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:خب من حرف هام تموم شد، حالا می خوای جواب من رو بدی؟ -ماشالله ...

  • نام رمان : شراکت اجباری
  • نویسنده : Mohad.76
  • طراح : Lady Green
  • تعداد صفحات : 507
  • منبع : رمانکده
  • بازدید: 10861
ادامه و دانلود

دانلود رمان سه سوت با صداي  خانم سهیلی توپ و ول کردم. همراه صداي برخورد توپ به زمین بقیه توپ ها هم رها شدن. صداي نالهبچه ها با صداي تپ و تپ توپها که می خورد به زمین قاطی شده بود و توي سالن اکو می شد. انگار خانم سهیلی میخواست همین جلسه اولی زهر چشم بگیره تا بقیه ترم حساب کار دستمون بیاد. تمام عضلاتم گرفته بود. بچه ها عرقریزون به سمت رخت کن ها می رفتن و چند نفري هم که قرار بود توپارو جمع دیگه واقعا کسی حال و حوصله حرف زن هم نداشت. اصلا فکرشم نمی کردم واحد بسکتبال این همه داغون باشه. باز صد رحمت به شنا. سرم و توي ساکم خم کرده بودم و داشتم دنبال ...

  • نام رمان: سه سوت
  • نویسنده:بهاره. ش
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات:782
  • منبع:فوریو ،بازار
  • بازدید: 24963
ادامه و دانلود

داریوش بخاطر به دست آوردن ترمه برادرش را ورشکست می کند و از درِ فرشته ی نجات وارد زندگی اش می شود در حالی که ترمه عاشق دوست صمیمی داریوش است، دوستی که از برادر نزدیک تر هستند تا اینکه یک هوس تو گذشته ی داریوش باعث اتفاقی دردناک برای ترمه می شود و ازدواج اجباری بشکن زنان وارد باشگاه شد، سمت سالن رفت و کنار کاوه و کمیل نشست.خب رفقا، دیگه چخبرا؟ کاوه زد پشت اش.-خبرا که پیش شماست آقا داریوش، چیه، انگار خیلی خوشحالی! داریوش با خنده روی میز ضرب گرفت.-آی حالم خوبه، آی رو ابرام! میخوام یه چیزی بگم که نگم براتونا! کمیل و کاوه هم زمان نگاهی گیج به هم انداختند! چش شده بود این پسر!انگار زیاد از حد خوشحال بود‌، ...

  • ردپای دیوانگی
  • ا.اصغرزاده
  • ش.روحبخش
  • 190
  • رمانکده
  • بازدید: 6623
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختری به اسم هدیه و بهار و هانیه سه دختر سال اخری که باهم یه جا دانشگاه قبول میشن به دعوت یکی از همکلاسیاشون وارد یه مهمونی میشن که جز خودشون کسی اونجا نبوده. و دراون مهمونی ربوده میشن. اما تو اون مهمونی گیر یه پلیس می افتند و مجبور میشن تا پایان عملیات به اونا کمک کنن…چند دقیقه ای ساکت بودیم که خودش بحث و شروع کرد. مراقب:میدونستی خیلی زرنگی؟ پشت چشمی نازک کردم و گفتم: بله وقتی درس بخونی انتظاری جز این نمیره. سرشو به معنی درسته تکون داد و گفت: و اینکه خورنده خوبی هستی)مکثی کرد و ادامه داد(نیومدم اینارو بگم. خواستم ازتبپرسم اسم بابات امین؟ متعجب نگاهش کردم این ازکجا میدونست؟ سرم و به نشونه مثبت ...

  • دوست دارم تو چی
  • مهدیه پوردلان
  • diana-am
  • 190
  • رمانکده
  • بازدید: 10106
ادامه و دانلود

بانوی بسیجی بر عکس اسمش در باره‌ی آراد! پسری پولدار و بی بند و باره که زندگیش رو صرف خوش گذرونی و کارش کرده ولی از یه جایی به بعد با ورود آرام دختری ساده و مغرور و در عین حال پایبند به اعتقادات! به زندگی آراد مسیر زندگیش عوض می شه و برای اولین بار توی زندگیش عشق رو تجربه می کنه! داستان از اونجایی شروع می شه که آراد بعد از اینکه از مسافرت بر می گرده می بینه در غیاب او پدرش برای شرکتشون نیروی جدید استخدام کرده و یکی از این نیروها آرامه که آراد و دوستش پرهام، چشم دیدنش رو ندارن و می خوان هر جور که شده و بدون اینکه پدر آراد که صاحب ...

  • دختر بسیجی
  • نویاسما مومنی
  • محدثه فارسی
  • 280
  • رمانکده
  • بازدید: 11874
ادامه و دانلود

درمورد دختری به نام آرزو هست که با دوستش به دنبال کار میگرده تا اینکه در یک بانک مشغول به کار میشه…. همه چی خوب پیش میره تا اینکه رئیس عوض میشه و این رئیس جدید انقدرا هم با آرزو خوب نیست   من: - مردم به بچشون میگن سلام دخترم تو به من فحش میدی - من مثل مردم بیخود نیستم. من خودمم. خب شبیه بزمجه هستی باباا بابا خندید و رفت بالا. بعد ده دیقه اومد پایین و گفت: خب بزمجه جان برام غذا بکش غذا من تموم شد. انداختمش تو سینک، حوصله شستنشو نداشتم بیخیال شدم. ول کن فوقش یه کتک از مامان میخورم دیگه. ناهار و برای بابا کشیدم. اومدم برم بالا که بابا گفت: راستی مامان کجاست؟ با تعجب برگشتم. بعد از یک ربع ...

  • عروس اعدامی
  • هستی صفرپور
  • محدثه فارسی
  • 318
  • رمانکده
  • بازدید: 14304
ادامه و دانلود

عمریست آرزوی گل برگ کرده‌ام. تک تک لحظات را در دلم قاب کرده‌ام. عمریست عاشقانه در انتظار نش سته‌ام. من با تو همه‌ی رویاها را پر از با تو بودن واقعی تصور کرده‌ام.و اینک این عشق، عشق ناب سینا و آویسا است و عشقی دیگر از سیوا و هومن. زندگی همان شیشه‌ای است که عمر تو را حلاجی می‌کند. و اینک باید نگریست که بازی سرنوشت با آن‌ها چه خواهد کرد و چگونه رقم خواهد زد؟! آویسا و سیوا باهم دو خواهر هستند، ولی، آویسا از سیوا دو سال بزرگتر است. آویسا، دختری بیست ساله، قد بلند، سفید پوست، چشمانی به رنگ سبز زمردی، لب و دهانی کوچک و خوشفرم دارد و بینی او قلمی و صاف است.  در درجه اول به غیر ...

  • نام رمان: شیشه‌ی عمر
  • نویسنده:شکیبا پشتیبان
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:65
  • منبع:یک رمان
  • بازدید: 7824
ادامه و دانلود

(رمان ازدواج اجباری) دختری به اسم الینا که متولد لندن هستش توی یک موسسه تدریس موسیقی میکنه و پسر عمش نامزدشه. بعد از مدتی پدرش ورشکست میشه و مجبور میشن خونه شون و بفرشون و با پس اندازی که دارند به ایران برمیگردند و برای مدتی خونه ی دوست باباش مستقل میشن که این دوست باباش یه پسر داره به اسم ارسام.دوروز بعد از اینکه اونجا مستقر میشن پدر ارسام براشون خونه پیدا میکنه ولی شرط میکنه که اگه بابای الیناع بخواد باهاش سرمایه گزاری کنه حتما باید ارسام و الینا به عقد هم دربیان و مجبور میشن با هم ازدواج کنن.. وقتی که شانه هایم درزیر بارحادثه میخواست بشکند یک لحظه ازخیال پریشان من گذشت دانلود رمان بگذار پناهت باشم سربر ...

  • نام رمان:دانلود رمان بگذار پناهت باشم
  • نویسنده:f.s
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:100
  • منبع:نودهشتیا
  • بازدید: 8920
ادامه و دانلود

من درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه حالادختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس) ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه. حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس(وااابچه ی مردم کجاش مریضه؟) دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره. حالا سره یه مسئله ای ازدواج اجباری بین این دوتا پیش میاد کاش بودی تا دلم تنهانبود تا اسیر غصه ی فردانبود رمان همخونه شیطون من کاش بودی تافقط باورکنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود مامان:دختربگیر بشین دیگه سرم گیج رفت. نفس:مامان چرا درک نمیکنی استرس دارم. مامان:میدونم دخترم اما... رمان همخونه شیطون من همون موقع زنگ دربه صدا دراومد. نفس:وااای مامان بابا اینا اومدن مامان:باشه دخی الان سکته میکنی آروم باش دانیال باقیافه ی ناراحت و بابا باقیافه ...

  • نام رمان: همخونه شیطون من
  • نویسنده:دینا محدث
  • طراح:Hani.Nt
  • تعداد صفحات:180
  • منبع:;کافه تک رمان
  • بازدید: 19565
ادامه و دانلود