• دلنوشته اختصاصی

کاغذی که پر شده از نوشته‌های یک دل خسته... . خودکاری که دیگر نمی‌نویسد... . و آدمی که در تنهایی خودش در باران قدم می‌زند و اشک می‌ریزد، تمام شده است...!شاید هم آدمک خسته "ویران شده" است...!«تقدیم به بهترین معلم ادبیات، سرکار خانم‌ مویدی و سرکار خانم مرادی خوب» می‌گویند اوج درماندگی آن‌جاست که خودت هم دلت برای خودت‌ بسوزد. پس فکر کنم من خیلی درماندم، خیلی درمانده و عاجزم! نه، نه! من ویرانم... . یک دختر "ویران شده".دختری که از درون "ویران شده" و کسی او را درک نمی‌کند!ای‌کاش کسی پیدا می‌شد، که بدون اینکه بخواهی او را متوجه کنی حالت را بفهمد و واقعا هیچ‌چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست را بفهمد، بدون اینکه ...

  • ویران شده
  • دوشیزه‌ی مجهول
  • بهار قربانی
  • 25
  • یک رمان
ادامه و دانلود

من يک روح يخ زده‌ام كه از سرمای قطرات چشمه‌ی عاشقی يخ زده‌ام... پناه آورده‌ام به گرمی مهر سجاده‌ی تو... ای خدا! نران مرا به ياد بياور مرا! كه هنوز بنده‌ای در دورترين نقطه‌ی اين دنيا به اميد تو قدم برمی‌دارد... .دو چشم در يک قفس در اسارت است و يک دل در دريا پنهان است رسم روزگار اين نيست كه عشق... زندان‌بان قفس و دريا باشد...!زندگی مثه بازی دارته! کافیه وقتی داری نشونه می‌گیری... بادکنک مشکلات بترکه تا تو بترسی و نشونه‌ت به خطا بره! آره زندگی بیش از این نیست...فرقی ندارد به حالت... كه در کوچه پس‌كوچه‌های تنهایی آواره‌امفرقی ندارد به حالت... كه چشمانم سنگ‌تر از دلِ سنگت استفرقی ندارد به حالت... كه غم، يار منِ مجنون شده است... .فرقي ندارد به حالت... اما تو ...

  • يک روح يخ‌زده
  • Levi
  • محدثه فارسی
  • 25
  • یک رمان
ادامه و دانلود

مادر، تو یک فرشته‌ای تو تنها مرحم منی، تو کسی هستی که از ته دل مرا دوست می‌داری. و همچنین تو کسی هستی که شب‌ها بی‌خوابی و روزها برای من زحمت کشیده‌ای! مادر، مرحم شب‌های بی‌کسی‌ام. فرشته‌ی من، سنگ‌ صبورِ من.تنها کسی که مرا درک می‌کنی، از تهِ‌دل آرزو دارم همیشه شاد و شادمان باشی جانم به فدایت! او جایی در بهشت دارد! او همیشه صبور است! او سختی‌های فراوانی کشیده است!او مهربان و بی‌منت است! او شادمانی را به خانه می‌آورد!او فرشته‌ای مهربان و عریض است!او کسی نیست جُز مادر! مادر من نمی‌توانم از دردهایم بگویم، نمی‌توانم دلیل ناراحتی‌ام را بگویم.مادرِ من، فرشته‌ی من، تو مرا آرام کن. موهایم را نوازش کن، دلداری‌ام بده!مگر من جز فرشته‌ای زیبا و مهربان ...

  • مادر همانند فرشته
  • ستاره لطفی
  • فرزانه رجبی
  • 9
  • یک رمان
ادامه و دانلود

در میان تلاطم افکار بیمار این دنیا قلبی هنوز هم می‌تپد، هنوز هم برای رهایی، خون گریه می‌کند.در میان تعادل این رهایی،فکری به سمت آزادی پرواز می‌کند. در این وادی بی‌فکر، چه کسی عشق را پیدا می‌کند؟!در این تلاطم بی‌فکر، چه کسی عشق را باور می‌کند؟! قلب‌ها می‌شکند...می‌شکند... و می‌شکند...آیا دیگر عشق واقعی وجود دارد؟!من که این‌طور فکر نمی‌کنم!​  روبه‌رویم نشسته بود.چشمان خالی از حسش را به من دوخته بود. منو را به سمتش هل دادم.لبخند تلخم را پس‌زدم و با همان لحن عاطی از استیصال زمزمه کردم:-«نظرت راجب خوردن کمی دلتنگی و انتظار چیست؟»اخم‌هایش درهم رفت. گفتم:-«حق با توست؛ کمی سنگین است! هرچه باشد، تو عادت نداری!بگذار پیشنهاد دیگری دهم! دل‌شکستن عاشق با چاشنی حرف‌های تلخ چه طور است؟»چشمانش ...

  • کلاژه
  • نگاردال
  • PARISA_R
  • 44
  • یک رمان
ادامه و دانلود

همه چیز در هوا معلق است. سنگ از آسمان می‌بارد، زنبورها در حال ساختن مواد مذاب هستند.الماس از دهانه آتش‌فشان بیرون میزند و مردم برای گرم کردن خود در حال سوزاندن پول‌هایشان هستند. جهان نیز دیوانه شده است. و به راستی چه مدت زمان تا دیوانه شدن جهان باقی مانده است؟ هزاران چهره آشنا در اطرافم مشاهده می‌کنم؛ انسان‌های خوب، بد و زشت. عشق‌های ناب و حتی سرنوشت! مردم در حال تلاشند تا دنیایی بهتر از حالا بسازند. شب و روز کار می‌کنند تا زندگی‌بهتری داشته باشند. اما درست زمانی که بهترین چیزها را در زندگی به دست آوردند، از دنیا می‌روند. این حقیقت را باور دارم‌ اما به راستی جهان دیوانه است! مکان‌های فرسوده، چهره‌های فراموش شده، باورهای غلط، انسان‌های از دست رفته، همه ...

  • جهان دیوانه
  • ستاره حقیقت جو
  • ش.روح بخش
  • 14
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 تو عجب واژه‌ی غریبی! این کلمه توی لغت‌نامه‌ی زندگیم وجود نداره بدون تو، تو دنیا مَنی وجود نداره اصلا من بی‌تو معنی نداره! من در کنار تو معنی می‌دم حالا بی‌معنی‌ترین فرد این دنیام گناه دارد این‌ دلی که منتظر تو مانده...بدون تو... هر روز می‌شکند من صدای شکستنش را می‌شنوم اگر دلت خواستدنیایم بدون تو را نشانت دهم... شاید دلت کمی به حالم سوختمن بدون تو... خالی از احساس است...​  بس استهر‌‌قدر انتظار کشیده‌ام! هر چه غم در دنیا بود... با این سن کم چشیده‌ام مقصر تو هستی! من که گفتم من بدون تو نمی‌توانم!این را می‌دانستی و باز هم مرا تنها گذاشتی...​ من بدون تو...یک کوه پر از درده که ناجی‌ش رو گم کرده می‌دونی ناجی‌ش کیه؟خودتی! خود نامردت! ...

  • من بدون تو
  • hannaneh20
  • فرزانه رجبی
  • 11
  • یک رمان
ادامه و دانلود

حالتی از افکار، تصاویر یا احساساتی است که در هنگام خواب عمیق انجام می‌پذیرد.شاید همین زندگی هم یک خواب عمیق باشد! شاید رؤیاهایمان به حقیقت بپیوندد اما...به نظرم دلنشینی رؤیا به همین است که به حقیقت بدل نشود! گاهی اوقات باید زیر آسمان پرستاره دراز بکشی.در همان حال که دست نوازش‌وار نسیم شب را بر موهایت حس میکنی، چشمانت را ببندی، رؤیا ببافی.تصور کن که در بطن باغی مملو از گل‌هایی به نام رؤیا ایستاده‌ای...زود باش!سبدی بردار ویک سبد رؤیا بچین.مثلا شبی به یک کافه‌ی دنج و نیمه تاریک بروم.مثلا تو پیانیست آن کافه باشی.خسته از روز پرمشغله‌ای که داشته‌ام، پشت یک میز دو نفره بنشینم. اخم کنم،سرم را پایین بیندازم و با انگشتانم ور بروم. طوری که هر ...

  • دلنوشته: یک سبد رویا
  • نویسنده:قاصدک
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:41
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

برای تو می‌نویسد، با اینکه می‌داند هیچ‌وقت به دستت نخواهد رسید امادل است دیگر چه می‌شود کرد؟هربار با شنیدن صدایت غرق در عشق می‌شوم و تو با نگاهت مرا نجات میدهی! و تو ایناجی من آیا از حالم باخبری؟ آیا باخبری که هربار با دیدنت دلم ضعف می‌رود؟ آیا تو از بی خوابی‌هایم باخبری؟وقتی نگاهم می‌کنی قلبم می‌لرزد و آیا تو هم صدای زلزله‌‌اش را می‌شنوی؟آیا تو می‌دانی که قلبی برای تو می‌تپد؟ فقط برای تو!باخبری که هرشب را با گریه و آه سپری می‌کنم؟ می‌دانی که هر کجا می‌روم بوی تو را حس می‌کنم؟بوی عطر ات را...بوی عطری را که میزنی نه! بوی خودت را می‌گویم، بوی بودنت را...و این بودنت هرگز برای من نخواهد بود و تو ...

  • دلنوشته:قلبی برای تو می‌تپد
  • نویسنده:PARI_J
  • طراح:Hani.Nt
  • تعداد صفحات:8
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

 شب‌ها که به آسمان خیره می‌شوم، دیگر خودم را تنها نمی‌بینم؛گویی مهتاب هم حال من را دارد؛ عاشق است، ولی تنهاست! عروس شب با رخسار نقره‌گونش، به آسمان تکیه زده و در جلوه‌گری‌ست و همه‌ی ستاره‌ها غبطه آن را می‌خورند. کسی از دل تنگ و خسته‌ی او خبرندارد. گاهی از غم دوری آفتاب هلالی و نحیف می‌شود و گاهی با پرده‌ای ازجنس ابر و مه، چهره‌اش را به نقاب می‌کشد و غمش را پنهان می‌کند تا کسی نبیند...و گاهی درسکوت زیبای شبانگاهی، درافق سرخ شفق ناپدید می‌گرددنمی‌دانم! یا من عروس شبم، یا عروس شب من است..."به نام تک سورچی کالسکه عشق، که سرنوشت را اینطور نوشت"باران درحال باریدن است، کنار پنجره می‌روم تا منظره‌ی بی‌نظیر پاییز را تماشا کنم؛ ...

  • دلنوشته:عروس شب
  • نویسنده:negin javadi
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:20
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

اما پر هیاهو نمی‌دانم چند روز یا اصلا چند ماه است که دلم هوس گذشته را کرده...؟! همان زمانی که از مدرسه باز می‌گشتم.و تو، سر کوچه می‌ایستادی و نگاهم می‌کردی؛ آرام اما پرهیاهو...اما من همیشه، اخم کنان از کنارت رد می‌شدم...حال دو سال از آن زمان گذشته است... تو نیستی اما هنوز هم در خیالم گاه سر کوچه می‌ایستی با لبخندی در لب نگاهم می‌کنیموهایم را دست نخورده گذاشته‌ام... چون هیچ وقت از تو نشنیدم که بگویی کوتاه‌شان کن... یادم است همیشه می‌گفتی: -موهای زیبایی داری!دلم تنگ است برای آن دو گوی غرق در قهوه‌ای تیره‌ات... همان چشمانی که جز من به هیچ کس خیره نمی‌شدند... نمی‌دانم چشمانت رنگ گرفت... یا من، جز خودم کس دیگری را در آن‌ها یافتم...؟!نمی‌دانم آدم‌ها انقدر بد ...

  • دلنوشته: آرامم اما پرهیاهو
  • نویسنده:..ice-Queen..
  • طراح:لیدی گرین
  • تعداد صفحات:12
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود