• دانلود رمان تاریخی

داستانی سراسر هیجان دو قصه ی پر فراز و نشیب در یک رمان عشقی ممنوعه میان دختر و پسری که فرسنگ ها فاصله میان آنهاست و بسیاری مانع رفاقت هایی که تا پای دار پایدار بودند راز هایی که پس از سال ها برملا شدند دل کندن هایی که سخت بود و ماندن ها به هر بهایی مثل شمعی آب شدن میان عشق و عذاب وجدان، میان رفتن و ماندن، میان اشک و لبخند و میان گذشته و حال اگر می خواهید تمام این ها را با هم احساس کنید با سفر زمان ما و با گمشده ی ایرانشهر همراه شوید ترکان با دیدن سربازان ایرانشهر به سمت آنها تاختند و جنگی میان دو سلسله برپا شد. سیامک مهارت شمشیر زنی ...

  • گمشده ی ایرانشهر
  • مهسا محمدی(مهیس)
  • سدنا%
  • 285
  • رمانکده
ادامه و دانلود

رمان درمورد سرزمینی است که هر قسمت‌رو یک پادشاه با قدرت خاص خودش حکومت می‌کنه سرزمین‌هایی که بیشتردراین جلد وجود دارند: 1- سرزمین آتش (قرمز) «پادشاه استیو وملکه لیندا» 2- سرزمین خاک (قهوه ای) «ملکه سالی»3 - سرزمین گیاه (سبز) «پادشاه تدوملکه الیزابلا»4- سرزمین برف (آبی) «ملکه گلوریا»5- سرزمین آب (نیلی) «پادشاه بن»6- سرزمین سیاه «پادشاه الکس»7- سرزمین باد «پادشاه فردوملکه سارا»در ادامه سرزمین‌های دیگه‌ای هم وجود دارن مثل سرزمین ارواح ودیوها و... این هفت کشور باهم متحدند و پادشاهان وملکه درشورای اتحاد جمع می‌شوند وگفت‌وگو می‌کنند، در سرزمین گیاه پادشاه تدو ملکه الیزابلا حکومت می‌کنند، شخصیت اول رمان الیزابلا می‌باشد که دچار مشکلاتی با همسر خودمی‌شود، دردوران بارداری مشکلات زیادی روتحمل می‌کنه که تد اصلاً بهش اهمیتی نمی‌ده! اون عاشق زنی ...

  • افسانه‌ی ایزابلا
  • سعید هاشمی
  • ریحانه.ب
  • 138
  • یک رمان
ادامه و دانلود

فخرالملوک به سختی در حالی که نفس نفس می زد کنارِ حشمت نشست و لیوان چای را به سویش گرفت و با گشاده رویی گفت:بفرمایید آقا، اینم چایی بعداز ظهرتون... بخورین که حسابی لب سوزه.» حشمت خان با تلخی چای را از او گرفت و با اخمی تصنعی غر زد:«ای بابا فخری خانوم! این چه کاریه شوما می کنی؟ مگه نگفتم بشین و از جات تکون نخور؟ یه چایی ریختنو که دیگه خودم بلدم. اون سماور، اونم استکان. شما فقط بشین و حواست به اون بارِ شیشه ت باشه. ملتفت شدی یا نه؟» دقایقی به سکوت گذشت؛ سپس فخرالملوک با نارضایتی در جایش تکان خورد و سرِ درد و دلش را باز کرد: «راستش خان، ما الان سه چهارساله که ازدواج کردیم این ...

  • نام رمان:تحسر
  • نویسنده: انارام
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:145
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان هیرکان       خلاصه: دانلود رمان هیرکان گاهی اوقات آسمان مرا در بر می‌گیرد. در بر افسانه‌ای عظیم. در بر از تاریکی که بفهماند این افسانه، افسانه‌ای است از دل خاک که جوشش چون آتش پدیدار شود.خورشید تازه غروب کرده بود و آسمان رنگ آتش را در تاریکی خو گرفته بود. ماه کم کم پدیدار گشت و به تاریکی روشنایی را جلا داد. جنگل در سکوت به سر می‌بُرد و صدای زوزه گرگ‌ها کل فضای جنگل را گرفته بود. صدای پارس سگ‌ها نزدیک بود.

  • نام رمان:هیرکان
  • نویسنده:شکیبا پشتیبان
  • طراح:حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات:
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود