• رمان طنز

این داستان بلند شدن و پس زدن سختی‌هاست یه چیز متفاوت از غم شروع می‌شه و پایانش شادیست. آیلار دختری که به خاطر اتفاق‌های اطرافش، ترس از اجتماع، خانه‌نشین شده… با تمام احساس‌هایی که در قلبش هست پا به بیرون می‌ذاره و معجزه‌‌ای در قلبش رو می‌زنه و شاید این ترمیم برای زندگیش باشه! خواندن این رمان خالی از لطف نیست. همین‌طور می‌دویدم و به پشت سرم نگاه می‌کردم که یک‌دفعه جلوم سبز شد. یک خنده داغون کرد و دستش را بالا اورد؛ با تمام قدرت به گوشم زد. مثل تیزی غذا بود! احساس کردم سَرم گیچ رفت و گرمی چیزی را کنار لبم احساس کردم. من این‌جا چی‌کار می‌کنم، من خونه نشین‌؟!گذشته ترم بیا غذا بخور زود باش! دوباره شروع کرد؛ معلوم نیست چه اتفاقی ...

  • نام رمان:شگفت (جلد اول)
  • نویسنده:معصومه مومنی
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:118
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

همه چیز از یه کینه قدیمیه...کینه ای که به اشتباه توی قلب یه آدم نزدیک که مثل برادر میشه براش جاخوش کرده داستان ۴تا دختر و  ۵تا پسر.دخترای شیطونی که با ورود اتفاقی  4  تا آدم، حسابی همه چیز عوض میشه جواب بده  چند بار صداش کردم و بیدار شد:سلام،صبح بخیر.لبخند مهربونی زدم:صبح تو هم بخیر. بیدارت کردم به دو دلیل اول اینکه جواب سوالامو بدی دوم اینکه صبحونه بخوریم و بریمدوید سمت دستشویی اتاقم.کلی بهش خندیدم.بعدشم اومد جلوم نشست:حالا بفرماییدبرام تمام اتفاقاتی که بیدار نبودم و تعریف کن.محمدسام:اون موقع که داد زدیهمون رفتیم بیرون از ترس.چند دقیقه بعدش آروین اومد درو باز کرد بعد یهو صدای افتادنصندلیا اومد و آروین از جلوی در غیب شد.سرتو گرفته ...

  • نام رمان:آنالیزگر زندگیم
  • نویسنده:بیتا امینی
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:80
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

پوزخندی زدم و بی توجه بهش از کنارش گذشتم. حتی یک تشکر خشک و خالی‌هم نکردم. تو دلم عروسی بود خدا رو شکری زیر لب گفتم نگاهم به یک کوچه‌ی دنج و باریک کشیده شد. با سرعت خودم رو داخلش پرت کردم. خوشحال از کا ری که کرده بودم دست بردم سمت کیفم که دستم کشیده شد. برگشتم همون پسر چشم سبز بود. چینی به ابرو دادم و گفتم:- فرمایش؟این بار اون پوزخند زد و گفت:- فکر کنم کیف پول من رفته توی کیف شما!رنگ از رخم پرید.ولی خودم رو نباختم با جرعت مقابلش ایستادم کور خوندی آقا جنگلی من بار اولم نیست. با حرص و عصبانیت گفتم:- چطور جرعت کردی، به من می‌گی دزد؟پوزخندی زد و با یک ...

  • نام رمان: دزد دل
  • نویسنده:نرگس واثق
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:322
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

یه دختر داریم که عشق بستنی، به خاطر همین بستنی فروشی باز می کنه ولی بستنی فروشیش بیشتر از ده روز دووم نمیاره.با عموش زندگی می کنه که براش مثل پدر می مونه و هیچ وقت رو حرف اون حرف نزده. روش نمیشه به عموش بگه که کل پول ها رو به باد داده؛ ولی در آخر مجبور به گفتن می شه. عموشم براش یه شرط می زاره؛ یه شرط که اگه قبول نکنه مجبوره با یکی از خواستگاراش که ازش متنفره ازدواج کنه. شرطشم اینه که باید با دختر و پسر دوست عموش، یه لبنیاتی توی یه روستا رو بچرخونه. ولی دختر داستانمون بلد نیست شیر گاو بدوشه! اصلا جز خرابکاری کاری بلد نیست!…پس همراه دختر داستانمون باشید، با ...

  • نام رمان: بستنی با چاشنی عشق
  • نویسنده:زهرا سپهری رفیع، حمیرا خالدی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:130
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختری هست که با وجود مخالفت های خانواده به هند سفر میکند و در انجا با پسر هندی اشنا می شود که این دو به هم علاقه مند می شود ولی در سر راه عشق انها دردسر هایی رخ می دهد ایا این دو به هم خواهند رسید یهو ایستاد و به سمتم برگشت. که من چون سرعتم زیاد بود نتونستم ترمز کنم و با کله رفتم توی  آخی دلت برام تنگ شده بود که به سمت بغلم دویدی؟ خیلی بی مزه ای. لبخند زد و چیزی نگفت. توروخدا بگو چرا این جوری می کنی؟ چرا اومدی این جا؟ چی می خوای از جونم؟ دستی به موهای پر پشتش کشید و آروم گفت: فقط می خوام دوست باشیم. پوفی کشیدم. اخه من فقط دو ...

  • نام رمان:عشق یه پسر هندی
  • نویسنده:حمیرا خالدی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:177
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

(رمان ازدواج اجباری) دختری به اسم الینا که متولد لندن هستش توی یک موسسه تدریس موسیقی میکنه و پسر عمش نامزدشه. بعد از مدتی پدرش ورشکست میشه و مجبور میشن خونه شون و بفرشون و با پس اندازی که دارند به ایران برمیگردند و برای مدتی خونه ی دوست باباش مستقل میشن که این دوست باباش یه پسر دارهبه اسم ارسام.دوروز بعد از اینکه اونجا مستقر میشن پدر ارسام براشون خونه پیدا میکنهولی شرط میکنه که اگه بابای الیناع بخواد باهاش سرمایه گزاری کنه حتما باید ارسامو الینا به عقد هم دربیان و مجبور میشن با هم ازدواج کنن..وقتی که شانه هایم درزیر بارحادثه میخواست بشکندیک لحظه ازخیال پریشان من گذشت دانلود رمان بگذار پناهت باشمسربر ...

  • نام رمان:دانلود رمان بگذار پناهت باشم
  • نویسنده:f.s
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:100
  • منبع:نودهشتیا
ادامه و دانلود

من درباره ی دختره شیطونی به اسم نفسه که در اصفهان زندگی میکنه حالادختر داستان ما توی تهران دانشگاه قبول میشه. (دختره از اون خرخوناس) ولی باباش با خوابگاه و خونه جداگرفتن مخالفه. حالا شریکه باباش یه پسر داره که دیوونس(وااابچه ی مردم کجاش مریضه؟) دیوونه هم نیست تیکه عصبی داره.حالا سره یه مسئله ای ازدواج اجباری بین این دوتا پیش میادکاش بودی تا دلم تنهانبودتا اسیر غصه ی فردانبود رمان همخونه شیطون منکاش بودی تافقط باورکنیبی تو هرگز زندگی زیبا نبودمامان:دختربگیر بشین دیگه سرم گیج رفت.نفس:مامان چرا درک نمیکنی استرس دارم.مامان:میدونم دخترم اما... رمان همخونه شیطون منهمون موقع زنگ دربه صدا دراومد.نفس:وااای مامان بابا اینا اومدنمامان:باشه دخی الان سکته میکنی آروم باشدانیال باقیافه ی ناراحت و بابا باقیافه ...

  • نام رمان: همخونه شیطون من
  • نویسنده:دینا محدث
  • طراح:Hani.Nt
  • تعداد صفحات:180
  • منبع:;کافه تک رمان
ادامه و دانلود

من قول میدم که فراموشت کنم اما قول نمی دم زیر قولم نزنم. سرگردانم سرگردان! همانند بچه آهوی بی دفاع که در جنگلی مه آلود، در پی مادر اش است و شکارچیان در فکر صید کردنش. دو پای کوچک دارم و قلبی بزرگ که می تپد برای تو و کل معادلات زمین و زمان رو ویران می‌کند.آنقدر بزرگ هست که هنوز هم، عشقت را درون صندقچه ای از جنس لطافتدر اتاقکی کاهگلی، همراه خاطرات، پنهان کردم، که مبادا طعمه راهزنان شود.به عشقی که از اولین نگاه، به چشم هایت پیدا کردم قسم...به ذره ذره خونی که ریختم  رونفهمیدم، به دلی که ازآن عزیزترین کس زندگیم بود قسم، پشیمانم.خودخواه بودم که برای نجات از شکارچی، خود هم صیاد شدم.خودخواه ...

  • نام رمان:رمان ترس از مه
  • نویسنده:یاسمن فرح زاد
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات:645
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان تیرانداز عاشق    خلاصه  : دانلود رمان تیرانداز عاشق رمان در مورد یه دختر ورزشکاره که برای مسابقات جهانی انتخاب شده..دختری که همه ی فکر و ذکرش کار و ورزششه و چیز دیگه جز این براش اهمیت نداره..اتفاقی با یه پسر اشنا میشه که از قضا اونم ورزشکاره.. چیزی تو گذشته ی این اقا پسر وجود داره 

  • نام رمان:تیرانداز عاشق
  • نویسنده:رها بهرامی
  • طراح:Ayeda Javid
  • تعداد صفحات:374
  • منبع:رمان فوریو
ادامه و دانلود

دانلود رمان عشق از سوی اجبار    خلاصه:دانلود رمان عشق از سوی اجبار سوزان دختریه که پدرش به زور مجبورش میکنه با پسری به اسم اردلان ازدواج کنه ولی اون عاشق یکی دیگس و از اردلان متنفره سوزان بعد از مدتی متوجه میشه که سام دستشو بلند کرد که بزنه چشمامو بستم ولي هيچ اتفاقي نيفتاد اروم چشمامو باز کردم که ديدم سورن دست بابا رو گرفته

  • نام رمان:عشق از سوي اجبار
  • نویسنده:پريا.ج
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:330
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود