• دانلود رمان پلیسی

آتش همیشه داغه و می سوزونه، ولی گاه می تونه سرد باشه! می تونه سرد باشه و زندگی ببخشه! رمان آتش سرد از دختری شکننده از جنس شیشه ای سخت حکایت می کنه! دختری که سردی آتش رو با تموم وجود حس می کنه! از زندگی دختری حکایت می کنه که زندگی آروم و بی دغدغه اش با وزیدن نسیمی تغییر می کنه و یاسمن با تصمیم طوفانیش، خودش رو در مسیر پر پیچ و خم حوادث گرفتار می کنه! مسیری که با وجود تموم سختی هاش، براش عشق رو به ارمغان میاره! آتش سرد از یه داستان عاشقانه ی پلیسی حکایت می کنه! با مامان همراه شدم و در حالی که به سمت آشپزخونه می رفتیم، دوباره پرسیدم: او اینجا چیکار ...

  • آتش سرد
  • اسما مومنی
  • متین
  • 356
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی رمان سکوت یخ‌زده: روزی سکوت‌ها می‌شکنند و حرف‌های ناگفته بر زبان جاری می‌شوند. رمان سکوت یخ‌زده درمورد دو گروه حق و باطل است که سعی در شکست یکدیگر دارند. گروهی که افراد آن مدت‌هاست به سکوت دچار شده‌اند. نیروی پلیس سعی دارند خیلی زیرکانه گره‌های عجیبی که از یک باند بزرگ خلافکار به دست آورده را باز کند. وقتی پای یک حس لطیف در میان سختی‌ها و خشکی‌های روزمره در میان است، شاید شکستن سکوتی که سال‌هاست یخ‌زده، به اتفاقات پایان دهد.   دانلود رمان سکوت یخ زده   قسمتی از رمان: با صدای رعد‌ و برق از فکر بیرون اومدم و سریع پشت پنجره رفتم؛ آرشام یه تیشرت آستین کوتاه تنش بود و بی‌خیال زیر بارون نشسته بود. نمی‌دونم چرا نگرانش شدم و یه پتو ...

  • سکوت یخ‌زده
  • مهسا شیخ
  • بهار قربانی
  • 306
  • یک رمان
ادامه و دانلود

یه شیطون که بیخیال همه چیزه یه آقا پسر مغرور و محکم که دنبال انتقام ازکسیکه بهترین دوستشو ازش گرفته تو این بین ماجراهای گاهی شاد گاهی غمگین پیش میادجانم مامان دارم لباس میپوشم الان میام سریع یه مانتو مشکی جلو بسته که فقط یه کمربند که دنبالش یه زنجیر طلایی داشت ودوسال بند انگشت بالاتراز زانوم بود تنم کردم با مقنعه مشکی و کوله وکفش تخت مشکی طلایی پام کردم وتند از اتاق زدم بیرون و از نرده ها سر خوردم تا زودتر برسم(اره جان عمم?) تند از همه خداحافظی کردم و به طرف حیاط رفتم سوار206سفید خوشگلم شدم و به سمت خونه ی صمیمی ترین و خل وچل ترین دوستم (آتنا) راهی شدم. صدای ظبط وزیادکردم وپامو گذاشتم رو گاز نزدیکای خونشون ...

  • نام رمان:عشق در اوج هیجان
  • نویسنده:حمیده محمدی
  • طراح:Aisa Hami
  • تعداد صفحات:140
  • منبع:;کافه تک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه: رمان نقاب در مورد افراد خلافکاری است که همه قربانی شده‌اند. قربانیانی که برای نابودی دیگران گام برخواهند داشت و نقابی برخواسته‌های خود زده‌اند؛ نقابی که انتقام‌های خونین را در پشت پرده‌ی خود محفوظ می‌پندارد. پشت پرده‌ای که بازی‌هایی همچون فریب و مرگ خونین را از قبل تعیین کرده است و نقشه‌ی آن را اجرا خواهند کرد. زمان مرگ نزدیک است مقابل فريد نشسته بود و فريد در حال بررسى نامه و اطلاعاتش بود. بعد از نيم ساعت كه فريد پشت كامپيوتر نشسته بود، سرانجام بلند شد و روى مبل نشست. در حالى كه چشمش را مى‌ماليد خميازه‌اى كشيد: - هيچى به هيچى، نه رمزى نه كدى، فقط چهار تا اثر انگشت رو كاغذ بود. نوشته هم يه اسكن رنگى بود ...

  • نقاب
  • Ghazalhe.Sh
  • نگار 1373
  • 266
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه‌  : دانلود رمان شکاف ضمیر_ شکاف ضمیر برگرفته از اتفاقات اجتماعی هست که در چند سال اخیر در ایران رخ داده است؛ این حوادث در قالب یک رمان با موضوعات انرژی هسته‌ای، تروریست‌ها و... برای بزرگداشت شهدای هسته‌ای ایران گردآوری شده است. شکاف ضمیر برگرفته از افراد جاه طلب و حاوی اطلاعات مهمی است که جاسوسان، آن‌ها را در اختیار گروه موساد می‌گذارند و گروه‌‌هایی، رهبری برنامه‌های از پیش تعیین شده‌‌شان را بر عهده می‌گیرند. حادثه‌هایی که جز نابودی ایران برنامه ریزی نشده است.   دانلود رمان شکاف ضمیر   قسمتی از رمان: شیرینی را به بغل بهرام دادم و با کنار زدنش روی مبل واحدش می‌نشینم و می‌گویم: - مزه‌ی این شیرینی تا آخر عمر تو ذهنت می‌مونه؛ شیرینی نکشیدن دندون سالم و ...

  • شکاف ضمیر
  • آدینه
  • PARISA_R
  • 132
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

سبنا جهان شاهی تنها نوه پاشا جهان شاهی و وارث ثروت میلیاردی…سبنا بخاطر عدم ازدواج، و اینکه دختری به شدت به سبک اروپایی است. پاشای بزرگ برای آنکه آینده سبنا رو تضمین کند برای او شرطی می گذارد…شرطی که سبنا برای انجامش باید کلی زحمت بکشد… با اومدن یاسین سبنا از او استفاده می کند… پایانی خوش و بکر نگاه مخمورم رو به پسره دوختم و با حرص لگدی بهش زدم که پخش زمین شد. شیما باهیجان تشویقم کرد ولی بی حوصله سیگار رو پرت کردم و یقه احسان رو کشیدم و سمت پیست رقص رفتیم. دستم روی شونه اش گذاشتم؛ هی مراقب باش رقصت ازم کم نباشه آبروم ببری نفلت کردما... می دونم پسرا رو پشیزی ارزش قائل نیستی و این بین شانس ...

  • برده عشق
  • کلثوم( گلی) حسینی
  • بهار قربانی
  • 435
  • رمانکده
ادامه و دانلود

راهی برای دست یافتن از آن‌چه بر من معین شده، راهی برای رسیدن به آنچه بودم، منی که ازفرشته ای به ابلیس تبدیل شدم، پس من را ببین که چگونه انتقامم را از شما شیطان‌ها می‌گیرم.ستاره دختری زجر کشیده‌‌ست. فقط به خاطر کاری که پدر و مادرش باهاش کردن، اون از دختر پاک به قاتل تبدیل شده و حالا که روی پاهای خودش ایستاده، می‌خواد کسایی که بانی آزارش بودن رو نابود کنه. اون هم دور از چشم خواهراش تا به اون چیزی که می‌خواد برسه. به چاقویی که توی دستم بود نگاه کردم. قطرات خون با ناز فراوان روی زمین نشست می‌کردن. خب این هم نفر بیست و نه که بانی آزارهای من بود. به مردی که غرق خون خودش بود ...

  • راهی برای دست یافتن
  • black.star
  • بهار قربانی
  • 167
  • یک رمان
ادامه و دانلود

رمان در مورد یه دخترِ بد، بدِ، بدِ، دیگه. از نظر اخلاق و رفتار؛ شیطونی بیش از اندازه و آزار مردم باعث خوشحالیش می‌شه! ولی یک دفعه همه چی تغییر می‌کنه و عاشق می‌شه! تصور کنید همچین دختری عاشق بشه، واویلا! آیا دوست دارید نتیجش رو ببینید و بخندید؟ پس با ما همراه باشید. من یه دختر بدم، زیاد با اعصابم بازی بشه ممکنه دست به کارای خطرناک بزنم! کاری برای زندگی نمی‌کنم، می‌شینم یه گوشه و به بازی‌هاش نگاه می‌کنم! از دور قشنگ‌تر به نظر میام ولی از نزدیک کسی‌ام که تحمل موندن باهاش رو نداری. نمی‌ذارم کسی من رو بین دو گزینه قرار بده! یا من یا هیچکس. افکارم بَده، مثل خودم؛ از من نخواه خوب باشم چون عواقبش ...

  • دانلود رمان دختر شرور
  • محدثه فارسی
  • Hani.Nt
  • 205
  • یک رمان
ادامه و دانلود

تمام شخصیت‌های حقیقی و حقوقی و اتفاقات این کتاب زاده ذهن نویسنده است و جنبه حقیقی ندارند. هر گونه تشابه اتفاقی بوده و سازمان جاسوسی (تی سی او دی) وجود خارجی ندارد. تمام افراد و مکان‌ها بدون منظور بوده و قصد توهین به هیچ ملیتی وجود نداشته است. در اول خدا را سپاس گذارم که قدرتی داد تا بنویسم... باید تشکر کرد از عزیزانی که در نوشتن یاری ام کردند و بودنشان تسلی خاطرم بود. از پدری تشکر می‌کنم که بدون دریغ از هر لحاظ حامی من بود، پدری که با راهنمایی‌ها و پندهایش همچو چراغی مسیرم را روشن می‌کرد. پدری که به وجودش می‌بالم و از خداوند برای بودنش تشکر می‌کنم... از مادرم و مهسا خواهرم تشکر می‌کنم که محبت‌های بی دریغشان دلگرمی ...

  • خورشید سیاه
  • معصومه رحمتی علمی
  • سدنا
  • 85
  • رمانکده
ادامه و دانلود

در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده .. بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده .  سلام ، قبل از هر صحبتی، باید یه توضیح ضروری رو بنویسم . این داستان نه فانتزیه، نه واقعیت.  توی کشور ما اصلا نه چنین جایی وجود داره و نه پلیس و قانون ِ توی داستان با پلیس و قانون ما هم خونی داره . من دوست داشتم پرونده ها رو توی چنین جایی با کمک افراد پایگاه ...

  • نام رمان:پایگاه ویژه
  • نویسنده:سارا هاشمی
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:1542
  • منبع:رمانخونه،نودهشتیا،تیم اعتماد
ادامه و دانلود