• رمان اجتماعی

در جلد اول زندگی و سرنوشت سارایو خوندین ،دیدین که تقدیر باهاش چه بازی هایی کرد و چه بلاهایی سرش آورد ،این فصلم درباره ی سرنوشت سارای و دخترش سرمینه ،میخوایم ببینیم که در آینده قراره چه اتفاقاتی برای سارای و دخترش بیفته ،یعنی ممکنه مهرداد اونارو پیدا کنه ،ممکنه سرنوشت سرمینم مثل مادرش بدبختی باشه،سرمین قصه ی ما عاشق میشه ؟ سرنوشت از سر نوشته میشه ،سرمین یه عشق تلخ رو تجربه میکنه سارای با شکستن دخترش شکسته تر میشه ….. بهتون توصیه میکنم برای فهمیدن سرنوشت این مادر و دختر تا آخرش با من باشین … از پله ها رفتم بالا در اتاقمو باز کردم لباسامو با یه تاپ و شلوارک صورتی عوض کردم رفتم پایین ..مامان امروز خیلی تو فکر ...

  • نام رمان:عشق تلخ زندگیم 
  • نویسنده:زینب دشتبانی
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:161
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

جوانی از جنس سنگ، لبریز از غرور، برای رسیدن به خواسته‌هایش قادر است تمام مرزها را زیر پا بگذارد. او از شکستن‌ها، گذشتن‌ها و ویران کردن‌ها ابایی ندارد. روزی که خودش را در اوج می‌بیند، سرنوشت دست به کار می‌شود، از جایی که فکرش را نمی‌کند کسی را وارد زندگی‌اش می‌کند که قصر ساخته شده از غرورش را ویران می‌سازد و آغاز کابوس‌هایش را رقم می‌زند. اما آیا در این بازی‌ غرور می‌تواند پیروز باشد؟ عقربه‌های ساعت برای دخترک روی عدد یازده متوقف شده بود. زمان در این لحظه چنان بی‌رحم به نظر می‌رسید که گویی قصد گذر کردن ندارد. دخترک با قلبی شکسته و روح زخم خورده، عاجزانه کف سالن نشسته بود. سیاهی شب همه چیز را برایش دردناک‌تر می ...

  • نام رمان: جام غرور
  • نویسنده: نفس.س کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: نسترن بانو
  • تعداد صفحات : 321
  • منبع : https://forum.1roman.ir/threads/79577/
ادامه و دانلود

 داستان در مورد دختری هست که بعد از کشته شدن پدرش قید زندگی عادی خودش را میزنه و بعدچند سال که به حال و هوای خودش برمیگرده خشم انتقام در وجودش شعله ور میشه برای اینکه بتونه انتقام پدر خودش را بگیره نیاز مند افراد و باند قدرتمندی هست و با این هدف وارد زندگی یک سرگرد مواد مخدر میشه چشمام رو ریز کردم و توی پارک رو نگاه کردم؛ دقیق پنج نفر مانتوی سیاه تنشون بود. با حرص گفتم:نمی تونی یکم دقیق تر نشونی بدی؟!صدای پوفش رو شنیدم: مانتوی سیاه، شلوار سیاه!دوباره به همون پنج نفر نگاه کردم، که از شانس گندم سه نفرشون شلوارشون هم سیاه بود. _بابا شلوار و مانتوش رو ول کن نشونی چهره اش رو بگو، خیر سرت ...

  • نام رمان:مجرم عاشق
  • نویسنده:آمنه آبدار
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:255
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

داستان در مورد دختری شهرستانی را روایت می کند که به تهران اومده که با کار کردن بتونه خرج خودش را در بیاره که در شرکت خدماتی که مشغول کار شده به مهمانی فرستاده میشه و در اون مهمانی متوجه میشه کسی قصد کشتن یکی از مهمان های که در اون جمع حضور دارند را دارهبه سمت دختره بر گشتم و دستم رو سمتش بلند کردم تا شونش رو تکون بدم بلکم بیدار بشهدختره مثل جن دیده ها منو نگاه می‌کرد و منم مثل کسی که چیز تازه‌ای کشف کرده باشه محو چشماش بودم.انگشتش رو به سمتم بلند کرد و بعد چند ساعت خوابیدن و بی حرکت بریده بریده گفت:-تو... اون، یعنی... اون... تویی سام سیام؟از حرفاش سر در نمیاوردم؛ ...

  • نام رمان:قاصدک سوخته
  • نویسنده:پریسا نعمت‌الهی
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:612
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

 داستان درباره پسری جوانی به نام عباس است که درگیر مسائل و مشکلات جامعه امروزی شده و تلاش دارد اوضاع زندگی اش را تغییر دهد و در این بین با دختر جوانی به نام بهار آشنا می شود. بهمن با اخم گفت: آرایشگاه برای چی میری؟ بهار که فکر نمیکرد برادرش انقدر از این کار بدش بیاید رنجیده گفت:دوست دارم خب!ـ بیخود دوست داری. نه خوشم میاد خواهرم آرایشگاه باز کنه نه زنم. برای چی؟ لازم نکرده دلیلشو بپرسی. داداش بزرگتم. حق به گردنت دارم. وقتی میگم نه بگو چشم.چشمان بهار پر از اشک شد وگفت: حالا چون حق برادری به گردن من داری باید از چیزی که دوست دارم بگذرم؟و با بغض به طرف اتاقش رفت و در را بست. بهمن پشیمان از زیاده ...

  • نام رمان:ما ماندیم و عشق
  • نویسنده:مرضیه نعمتی
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:159
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

این داستان بلند شدن و پس زدن سختی‌هاست یه چیز متفاوت از غم شروع می‌شه و پایانش شادیست. آیلار دختری که به خاطر اتفاق‌های اطرافش، ترس از اجتماع، خانه‌نشین شده… با تمام احساس‌هایی که در قلبش هست پا به بیرون می‌ذاره و معجزه‌‌ای در قلبش رو می‌زنه و شاید این ترمیم برای زندگیش باشه! خواندن این رمان خالی از لطف نیست. همین‌طور می‌دویدم و به پشت سرم نگاه می‌کردم که یک‌دفعه جلوم سبز شد. یک خنده داغون کرد و دستش را بالا اورد؛ با تمام قدرت به گوشم زد. مثل تیزی غذا بود! احساس کردم سَرم گیچ رفت و گرمی چیزی را کنار لبم احساس کردم. من این‌جا چی‌کار می‌کنم، من خونه نشین‌؟!گذشته ترم بیا غذا بخور زود باش! دوباره شروع کرد؛ معلوم نیست چه اتفاقی ...

  • نام رمان:شگفت (جلد اول)
  • نویسنده:معصومه مومنی
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:118
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

رمان پلیسی و عاشقانه  که  دوتا پسر که توی دایره‌ی مبارزه با موادمخدر مشغول به کار هستن؛ تا این‌که به عنوان نفوذی وارد یک باندِ خطرناک میشن. باید ببینیم سرنوشت، اون‌ها رو به کجا می‌رسونه. یکی که اسیر گرگ‌زاده و اشباحش میشه و دیگری که به دنبال انتقامه. سرنوشتی که یکی از پسرها رو تا مرز مرگ می‌رسونه و دیگری تا پای جونش برای گرفتن انتقام جلو میره؛ پسریاگر خواهان رمان های جدید هستید انجمن یک رمان  را از دست ندهید، دیگه خود دانید حالا از بس هم به حرف ما گوش می دیدکه با مرگ دست‌و‌پنجه نرم می‌کنه و خودش تقدیر و سرنوشتش رو رقم می‌زنه‌.محکم، مقاوم و استوار. مردی از جنس صخره‌ها!همه‌جا سیاه و تاریک و ...

  • نام رمان:نفوذ،انتقام،مرگ
  • نویسنده:فهیمه رجبی
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:280
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

داستان این رمان تخیلی  می باشد هزاران سال پیش از آفرینش آدم و حوا، مردمانی روی زمین می‌ز یستند. در آتلازِد پایتخت جهان، ملکه میریام حکمرانی می‌کرد؛ روزی او توسط سلینوس عالم دربار با خبر می‌شود که جسم کروی بسیار بزرگ و سنگینِ سرخ رنگی (مریخ) به سمت زمین می‌آید و تا سه سال آینده با زمین برخورد و زمین را نابود خواهد کرد. سلینوس با مطالعه و تحقیق فراوان در می‌یابد که تنها راه نجات زمین و حفظ بقای بشریت چیست! ملکه گروهی را به دنبال آن می‌فرستد...سخن نويسنده:دوستان عزیزم سلام سری رمان‌های بقا که احتمالا چند جلد باشند هر بار با موضوعات مختلفی راجع به تلاش برای بقا نوشته خواهد شد. هر جلد رمان موضوع متفاوتی دارد و ...

  • نام رمان: بقا مرگ دوباره
  • نویسنده:Fatemeh.M
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات:252
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

 این رمان یکی از پرطرفدار ترین رمان های یک رمان می باشد حسادت و نادانی، آتش می‌شود و بر زندگی دخترکی می‌افتد که بی‌گناه است. گناه او چیست وقتی هیچ شباهتی به خواهر دوقلویش ندارد؟!او سال‌ها با عقده بزرگ دیده شدن رشد می‌کند و این عقده در زندگیش ریشه می‌دواند و قلبش را تَرَک می‌زند.در این میان عشقی سرزده، شعلهمی‌کشد و آتشِ این زندگی را شعله‌ورتر می‌کندسطح این رمان برگزیده می باشدسرش را سمت پنجره برگرداند‌ و اشک‌‌‌هایش، صورتش را خیس کردند. دندان‌هایش را روی هم فشار داد و سکوت کرد. مادر باری دیگر، با عصبانیت فریاد کشید: -تو چی از نادیا کم داری؟ هان؟! جواب بده. بغضی گلویش را فشرد و مانع صحبت کردنش شد. خواست از جا برخیزد که مادر مچ ...

  • نام رمان:آتشی بر پیکر جانم
  • نویسنده:فائزه حاجی حسینی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:420
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

داستان این رمان عاشقانه هست چشم هایش غم دارد اما می خندد‌ عزیزِ من چی داری می گی!همین طور یک کاره که نمی شه، بعدشم من این جا باید پیش آقاجون باشم خودت می دونی تنها دار و ندارش از دنیا منم بیام اونجا که چی بشه؟!تلفن زنگ می خورد و درست میان حرفی که می خواهم بزنم می آیدبلند می شوم از روی کانتر برش می دارم"مادر" است سلام بانو حالِ شما؟صدایش مثل همیشه رنگ خوبی دارد به روی ماهت مادر؛ کی میای پس؟!به سمت نیان می چرخم میام مامان میام چیزی نمونده؛ من قربونِ این لحظه شماریات بشم خدا نکنه؛ بابات "سیپان کی میاد" از رو زبونش نمی افته، دیگه یک سال شدهکه نیومدی مادر ما هم پامون لب گوره خدا ...

  • نام رمان:سقوط یک کوه
  • نویسنده:نسیم غلامی (مه گل
  • طراح:ش.روح بخش
  • تعداد صفحات:105
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود