• دانلود رمان اجتماعی

معرفی‌نامه: رمان همه چیز قشنگ شد، زندگی دختری را روایت می‌کند که از نزدیکانش خنجر خورده است. خنجری که باورهایش را دستخوش تغییرات کرده است. او می‌چرخد و در این چرخش ماهرانه می‌رقصد، با رقصنده‌ای از جنس عشق آشنا خواهد شد و باری دیگر باورهایش فرو می‌ریزد.   دانلود رمان همه چیز قشنگ شد   قسمتی از رمان: دلم گرفته بود. من از کی این‌جوری شدم؟ چرا دیگه از اون دختر شر و شیطون خبری نیست؟ چرا؟ چرا زمونه انقدر با من بد تا کرد؟ مگه من چند سالمه؟ بغضم گرفت ولی مثل این پنج‌سال نذاشتم قطره اشکی از چشمام بریزه. من قول داده بودم که قوی باشم؛ به خودم، به نیکا، به شقا. من ذره ذره از وجودم می‌زنم تا نیکا رشد کنه، تا ...

  • همه چیز قشنگ شد
  • درسا اسفند
  • بهار قربانی
  • 396
  • یک رمان
ادامه و دانلود

من آلوده‌ام، آلوده به گناه تعدیبه حریم خط قرمزهای تو و تو، یک قربانی هستی و… من نیز یک قربانی هستم. قربانی نیرنگ‌های پنهان در پس نقاب دوستی! و من و تو همراه هستیم در این قربانگاه برای تقدیم این ” قربانی”. از شدت سردرد، از خواب پرید. پلک‌هایش از هم باز نمی‌شد. احساس می‌کرد هر لحظه ممکن است سرش متلاشی شود. بالاخره موفق شد تا کمی‌پلک‌هایش را از هم باز کند؛ بلافاصله‌اشعه‌ی نورانی خورشید چون تیغی برّان در چشم‌هایش فرو رفت. از درد تکانی خورد و به سرعت پلک‌هایش را بست. کم کم لای پلک‌هایش را گشود؛ کمی طول کشید تا چشم‌هایش به نور عادت کند. پشت به پنجره اتاق کرد و به کمک آرنج در جا نیم‌خیز شد. چشم‌هایش با تعجب ...

  • قربانی
  • مینا سلطانی
  • محدثه فارسی
  • 330
  • نویسا
ادامه و دانلود

 من مرد دو چهره ی روزگار هستم؛ همان پسر سر به راه گذشته ها و مرد کینه توز این روزها. بی رحمی شده سر لوحه ی زندگی ام.در من به دنبال ویژگی مثبت نباش! من خالی ام از تمام خوبی ها. آری، من قدر مطلق سیاهی ها و نماینده ی تمام کسانی هستم که در این میان ضربه خورده اند.من آماده ام تا انتقام بگیرم. میز عدالتی تشکیل می دهم و خودم هم قاضیش می شوم. بی شک من خودم عدالت را اجرا خواهم کرد. به سرعت سرم را بلند کردم و به چشمانش خیره شدم. حال که او را می دیدم درک می کردم که چه قدر محتاج همین بودن هایش هستم. از جایم بلند شدم و مشتاقانه لب زدم: کی ...

  • گناهکاران
  • عطیه شکری tara.at
  • ش.روحبخش
  • 307
  • رمانکده
ادامه و دانلود

یه شیطون که بیخیال همه چیزه یه آقا پسر مغرور و محکم که دنبال انتقام ازکسیکه بهترین دوستشو ازش گرفته تو این بین ماجراهای گاهی شاد گاهی غمگین پیش میادجانم مامان دارم لباس میپوشم الان میام سریع یه مانتو مشکی جلو بسته که فقط یه کمربند که دنبالش یه زنجیر طلایی داشت ودوسال بند انگشت بالاتراز زانوم بود تنم کردم با مقنعه مشکی و کوله وکفش تخت مشکی طلایی پام کردم وتند از اتاق زدم بیرون و از نرده ها سر خوردم تا زودتر برسم(اره جان عمم?) تند از همه خداحافظی کردم و به طرف حیاط رفتم سوار206سفید خوشگلم شدم و به سمت خونه ی صمیمی ترین و خل وچل ترین دوستم (آتنا) راهی شدم. صدای ظبط وزیادکردم وپامو گذاشتم رو گاز نزدیکای خونشون ...

  • نام رمان:عشق در اوج هیجان
  • نویسنده:حمیده محمدی
  • طراح:Aisa Hami
  • تعداد صفحات:140
  • منبع:;کافه تک رمان
ادامه و دانلود

جان اسميت، بيست و پنج ساله، عينکي، با چشمان سبز، قد بلند، موهاي بلوند و صورتي نسبتاً لاغر. پدر و مادرش سال ها پيش از دنيا رفته اند و او مدت ها تنها زندگي کرده. پس از اتمام دانشگاه هنر، براي گذراندن تعطيلات به ديدار برادر بزرگ ترش که بسيار کم او را مي بيند، مي رود. برادر مرموزي که زياد محل سکونتش را تغيير مي دهد، با همسايه هايش قاطي نمي شود و در خانه از سلاح هاي نقره اي نگهداري مي کند. جان دوست دارد مناظر اطراف خانه برادرش را نقاشي کند؛ حتا در شب. برادرش او را از اين کار منع مي کند و شب در را برويش قفل مي کند. جان تصميم مي گيرد برادرش را ...

  • مرد دوچهره
  • علی پاینده
  • Diana_am
  • 52
  • رمانکده
ادامه و دانلود

بهار دختری که از هوش استعداد زیادی برخوردار است برای ادامه تحصیل با مشکل روبرو میشود! صداي هق‌هق گريه‌اش را با دستانش خفه ميكرد، به دور خود بي هدف و مستاصل ميچرخيد، صداي پدرش از ديروز هزاران بار، مانند سيلي محكمي به صورتش خورده بود و درد سيلي نخورده تمام وجودش را گرفته بود. هربارناباورانه از خود ميپرسيد چرا؟ گرماي تيرماهي بيش از بيش كلافه‌اش ميكرد دستي به لبه روسريش كشيد و با كينه اي هرچه تمام تر، روسريش را به سمت تخت خواب پرتاب كرد، نفسش تنگ شده بود. به سمت پنجره بزرگ اتاقش رفت، پيشانيش را روي شيشه گذاشت نفس‌هايش بلند شده بود، احساس خفگي امانش را بريده بود. هوا ميخواست، هواي تازه كه نجاتش دهد. دست به سمت دستگيره پنجره برد، ...

  • همخونه شرقی
  • سميه سادات هاشمی جزی
  • بهار قزبانی
  • 433
  • یک رمان
ادامه و دانلود

میگویند زن ها چون میتوانند گریه کنند و راحت و بی دلیل بخندند ضعیفند اما کافیست غرورشان را جریحه دار کنی تا کاری کنند که مقابلشان به زانو در بیایی به زنها نگو ضعیفه آنها اگر بخواهند نماد قدرت میشوند  واگر آیینه قلبشان را بشکنی با تیکه هایش مستقیم قلبت را نشانه میگیرند وآنگاه است که میفهمی قدرت یعنی جلوی آینه می شینم و موهام رو شونه می کنم و بعدش هم بالای سرم جمعشون می کنم. توی آینه به خودم نگاه می کنم و سعی می کنم به خودم لبخند بزنم ولی چیزی جز یه پوزخند عایدم نمی شه.نفسم رو به شدت بیرون می فرستم و به سمت کمد لباس هام می رم. تیشرت و شلوار مشکی ای از کمد ...

  • زیبا روی بی احساس من
  • فاطمه اندرخواه
  • ش.روحبخش
  • 130
  • نویسا
ادامه و دانلود

معرفی رمان :  گاهی هستی و نیستی آدم‌ها به اندازه یک کهکشان از هم فاصله دارد. رمان هستی و نیستی، روایت‌گر انسان‌هایی با اعتقادات متمایز است که هرکدام دارای دو دنیای ‌متفاوت‌اند. اعتقادات و رفتارهای گروه مقابل برای هردوی آن‌ها غیرقابل لمس و عجیب است. در این داستان برای باز کردن گره‌های پر از ابهام زندگی، بعد از مدت‌ها تلاش یک فرصت پیدا می‌شود. شاید این سفر مجالی برای جنگ عقاید و درک یکدیگر باشد.   دانلود رمان هستی و نیستی   قسمتی از رمان: دلیل این حال آشفته‌ام رو درک نمی‌کردم و برای اینکه از این افکار پر آشوب خلاص بشم تصمیم گرفتم از اتاق بیرون بزنم. شال رو از سرم برداشتم و موهام رو بستم، حس انگشت‌های برزین لای موهام هنوز هم قلبم رو ...

  • هستی و نیستی
  • شمیم رحمانی
  • نسترن محمودی
  • 242
  • یک رمان
ادامه و دانلود

صبا زمانی تو اوج نوجوونی با اشتباهاتی که کرد نامزد خودش رو از دست داد و حالا سال ها می گذره. صبا دیگه اون دختر خام و بی تجربه ی گذشته نیست ولی نامزد سابقش بر می گرده و همه ی دست آوردهای صبا رو مال خودش می کنه با حالی که به ظاهر عادی بود، وارد عمارت شدم. روز جمعه بود و مانند همیشه همه ی اهل خانه بودند. صبح زود که به باغ می رفتم، همه خواب بودند. همه ی یعنی آقا جان و خاتون و زن عمو نیکی و عمو حامد، عمو حافظ و سبحان که دور هم نشسته اند، ولی گروهی هر کدام در حال بحث اند. عمو حامد با دیدنم خندید و گفت:  -سحر خیز شدی بابا جان! لبخندی تصنعی ...

  • مرز نابودی
  • نگین صحراگرد
  • دنیا.ام
  • 300
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان دختری از جنس خورشید _ جسم بیمار درمان می‌شود؛ اما درمان روح بیمار دشوار است. دختری از جنس خورشید، داستانی‌ برگرفته از مشکلات عاطفی‌ست که با رفتار ناشایست خنجری را در قلب برخی از انسان‌ها فرو برده است؛ این حوادث در قالب یک رمان با توصیفات و اتفاقات عاشقانه و احساسی و... با هدف یادآوری نتیجه بعضی رفتارهای ناپسند گردآوری شده است. دختری از جنس خورشید در برگیرنده افرادی‌ست که به خاطر مشکلات بزرگی که دارند، خود واقعی‌شان را از دست داده‌اند و در طول این داستان سعی در دست و پنجه نرم کردن با گذشته خود دارند. دانلود رمان دختری از جنس خورشید     قسمتی از رمان: در دنیایی زندگی می‌کنیم که بی رحمی در آن حرف اول را می‌زند. خیلی خوب ...

  • دختری از جنس خورشید
  • مهرنوش عطائی
  • محدثه فارسی
  • 102
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود