• دانلود رمان اجتماعی

مهسا و مهتاب دو خواهر که در کنار خانواده اش زندگی می کردند؛ مهسا دختر بزرگ خانواده با یک اشتباه کوچک به قتل می رسد و این از دید خواهرش مهتاب پنهان نمی ماند مهتاب که می داند قاتل کی هست به دنبال انتقام میرود تا اینکه با میلاد روبه رو می شود و زندگی مهتاب به طور کل تغییر پیدا می کنند و با حقایق رو به رو می شود…. دوباره بوی خاطرات گذشته مشامم را قلقلک داد و مرا به دوباره گشودن دفتر خاطرات گذشته ناچار کرد. با زدن اولین ورق، همه ی زندگی گذشته ام مثل نوار فیلم در مقابل چشم هایم ظاهر شد و من به خوبی می دانستم که با گذشت آن روزها چقدر درد می ...

  • انتقام
  • شبنم آهنین جان
  • آرین
  • 367
  • رمانکده
  • بازدید: 4323
ادامه و دانلود

دانلود رمان سه سوت با صداي  خانم سهیلی توپ و ول کردم. همراه صداي برخورد توپ به زمین بقیه توپ ها هم رها شدن. صداي نالهبچه ها با صداي تپ و تپ توپها که می خورد به زمین قاطی شده بود و توي سالن اکو می شد. انگار خانم سهیلی میخواست همین جلسه اولی زهر چشم بگیره تا بقیه ترم حساب کار دستمون بیاد. تمام عضلاتم گرفته بود. بچه ها عرقریزون به سمت رخت کن ها می رفتن و چند نفري هم که قرار بود توپارو جمع دیگه واقعا کسی حال و حوصله حرف زن هم نداشت. اصلا فکرشم نمی کردم واحد بسکتبال این همه داغون باشه. باز صد رحمت به شنا. سرم و توي ساکم خم کرده بودم و داشتم دنبال ...

  • نام رمان: سه سوت
  • نویسنده:بهاره. ش
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات:782
  • منبع:فوریو ،بازار
  • بازدید: 24947
ادامه و دانلود

قلبم محکم و بی امان در سینه ام می کوبید، آن قدر بلند که حس می کردم ضربانش از روی مانتوی سورمه ای رنگ مدرسه معلوم می شود. پر استرس پایم را تکان می دادم، یک حرکت کاملا هیستریک که در مداقع بحرانی سراغم می آمد.بر خلاف بقیه که در حال گریه یا التماس بودند، من آرام و پر بغض سرم را پایین انداخته بودم تا کسی نشناستم و برای محکم کاری دستم را جلوی صورتم گرفته بودم. تمام تنم از استرس می لرزید. وای که اگر یکی از آشنا های بابا مرا در این جا می دید، فاتحه ام خوانده بود. قطعاً بابا زنده زنده آتشم می زد. رنگ سبز زشت دیوار ها حال بدم را تشدید می کرد. هیاهو و ...

  • سند کلیشه
  • نگین صحراگرد
  • آرین
  • 307
  • رمانکده
  • بازدید: 3648
ادامه و دانلود

معرفی رمان: فرمول خاص در برگیرنده اتفاقات جامعه است. حال این رمان براساس فرمول خاص در زندگی پنج خانواده تاثیر خواهد گذشت. این فرمول نزد خانواده عنقا می‌باشد و خانواده راد مصمم برای به دست آوردن آن فرمول هستند و در این میان تکین، ناجی همیشه دور و عاشق، مراقب یاس عنقا است. فرمول بر ملا خواهد شد؛ اما هر کدام تاوان سنگینی را برایش پرداخت کردنده‌اند. تاوان فهمیدن این راز تلنگری بر زندگی همه خواهد بود.   دانلود رمان فرمول خاص   قسمتی از رمان: از جا بلند شد و به سختی روی پاهایش ایستاد. دلش می‌خواست بی‌قید از هر چیزی روی زمین پخش شود و در خلسه‌ای فرو رود که هیچ گاه تمامی نداشته باشد‌. دستگیره‌ی در را که تکان داد جرقه‌ای به ذهنش خورد. یاس ...

  • فرمول خاص
  • ژیلا حیدری (علیماژ)
  • REIHANE_ F
  • 378
  • یک رمان
  • بازدید: 2956
ادامه و دانلود

سامیار پسری هفده ساله ایه که با خانواده‌ش زندگی خوبی داره و همه چیز طبق روانه تا این که یکی از اعضای خانواده به دام اعتیاد می‌افته و زندگی سامیار و بقیه رو زیر و رو می‌کنه. تا جایی که سامیار به نزدیک‌ترین دوستش چاقو می‌زنه و… به دستانم که مالامال از خون شده، نگاه می‌کنم. هوای تابستان داغ است؛ اما من به خود می‌لرزم. صدای ضربان قلبم را در گوش خود می‌شنوم و به فرزامِ غرق در خون که به روی زمین افتاده چشم می‌دوزم. پلک چپم می‌پرد و زمزمه می‌کنم: -لعنتی! و داد می‌زنم: -لعنتـــــی! چشمم به چاقوی ضامن دارم که کنار فرزام است، می‌افتد. همان چاقویی که بدن فرزام را زخمی کرده و من را بدبخت. با این‌که، سرخی خون ...

  • کریستال
  • بهاره غفرانی
  • MaeDew
  • 378
  • نویسا
  • بازدید: 1626
ادامه و دانلود

نه دخترم، من اگه میگم ورزش کن بخاطر سلامتی خودته واگرنه چیزی به من نمیرسه.خب چرا بابا رو مجبور به این کار نمیکنید؟ اون بیشتر از من به ورزش نیاز داره.به سرش اشاره کرد: این موها با آسیاب سفید نشد، اون شکم بابات سفید اش کرد. نه مامان موهاتون سفید نیست که صورتیه. دیگه منتظر نشدم تا چپ نگاهم کند، خودم از آشپزخانه فرار کردم. ساعتی بعد بابا به جمع ما پیوست و سه نفره مشغول نهار خوردن شدیم. مثل همیشه غر زدنهای مامان شروع شد: آخه مرد مگه تو به فکر سلامتی خودت نیستی چرا انقدر غذا میخوری خوبه چربی و قندی هم داری. بابا هم مانند همیشه با بیخیالی غذا خورد: ای بابا دنیا دو روز خانم بزار حال کنیم. مامان همچنان حرص ...

  • رمان از کفر من تا دین تو
  • زینب حاجی زاده
  • نگین قاسمی
  • 220
  • رمانکده
  • بازدید: 1660
ادامه و دانلود

معرفی‌نامه رمان کاش نبودم: زندگی پر می‌شود از کاش! کاش‌هایی که غوطه ور است در بغضی که سرسختانه جای خوش کرده و میل حقیقت ندارند‌. و گاه نبودن بیشتر به میل است تا بودن میان حجم عظیمی از خفگی‌هایی بی‌پایان. رمان کاش نبودم بر مدار زندگی پر محنت مهسایی‌ست که در در بند بند وجودش حسرت نبودن را می‌خورد و در نگاهش گویا اشکی دمیده‌اند که چشمه‌اش بیش از حد جوشان است. میان جوش و خروش بی‌امان زندگی، مهسا اسیر مشتی می‌شود پر مهر اما مخوف و لبالب پر می‌شود از نفرت... نفرتی که سرانجام کنار می‌زند حسرت نبودن را، به رخ می‌کشد لذت شیدایی را و مهسا... به چشم می‌بیند طعم خوش بودن را... بودنی پس از شفقتی عظیم.   دانلود رمان کاش نبودم       قسمتی از ...

  • کاش نبودم
  • مهلا جعفری
  • نگار 1373
  • 400
  • یک رمان
  • بازدید: 26376
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان سیگار صورتی: دانلود رمان سیگار صورتی _ می‌گویند سیگار سم است؛ اما کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، از جانش نمی‌ترسد! حداقل سیگار تا پای جان با تو می‌ماند و با ذره‌ذره سوختن و نابود شدنش، تو نیز جان می‌دهی؛ اما آدم‌ها درست لحظه آتش گرفتنت، از ترس خاکستر شدن تو را تنها خواهند گذاشت. گاهی سیگار، صورتی‌تر از محبت‌های دروغین انسان‌هاست. رمان سیگار صورتی درمورد خانواده‌هایی‌ست که دست تقدیر آن‌ها را به لب پرتگاه رسانده است. فاصله‌های عمیق در خانواده، هر یک از اعضا را درون انفرادی زندانی می‌کند. دختر قصه سعی دارد خود را از این زندان خلاص کند؛ غافل از اینکه بیرون از این انفرادیِ سرد، دنیای تاریک‌تری وجود دارد. زندگی بین انسان‌هایی که ...

  • سیگار صورتی
  • ستایش پرویزی
  • MAEE_A
  • 109
  • یک رمان
  • بازدید: 3239
ادامه و دانلود

آیناز دختر شر و شیطون که همه خواستگاراش رو فراری میده حالا به درخواست پدرش مجبور میشه کسی رو انتخاب کنه که فقط عکسش رو دیده و بدون جشن و با یک عقد تلفنی به خارج کشور پست بشه!!!شونه ای بالا انداختم و از اسانسور پیاده شدیم ، وارد اتاقی مجلل و شیک شدیم که صدای عربده ای از طبقه پایین ، قلبم رو لرزوند، نگاهی به مهیاد که دیگه رنگ به رو نداشت کردم سریع کیف رو گذاشت تو کمد دیواری و به طرف در حرکت کرد و گفت ـ هر چی شنیدی از اتاق بیرون نیا ، اگه کسی هم اومد بالا برو تو کمد قایم شو!... از اتاق بیرون رفت و در رو بست ، ولی من کی حرف ...

  • عروس سفارشی
  • مریم افروغ
  • نگین قاسمی
  • 800
  • رمانکده
  • بازدید: 7470
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان انکار: گاهی برای پر کردن جای خالی جرات، انکار باید کرد. رمان انکار، در وصف دست‌هایی‌ست که پشت پرده پنهان شده‌اند. درست زمانی که دنیای آشفته‌ی مهنا، نقابی زیبا به صورت زده و همه چیز آرام است، رنگین‌کمانی آسمان سرنوشتش را رنگین‌تر می‌کند. پای یک احساس لطیف در میان است. عشقی پاک و دست نخورده. اما کسی چه می‌داند. شاید این تنها تعبیری پوچ از یک احساس تقلبی و آرامشی سودا زده قبل از طوفان باشد. با پیدا شدن جاوید پرده تاریکی کنار می‌رود. عشق نوپای مهنا با وجود پنهان‌کاری‌ها و سکوتی ترس‌زده هنوز به بار ننشسته مانند نهالی تازه جان گرفته می‌شکند. یک اشتباه بر هم می‌زند پایه‌های اعتماد را! جایی که اعتماد نباشد، عشق نیست! گاهی ...

  • انکار
  • افسانه نوروزی
  • آیسا حامی
  • 754
  • یک رمان
  • بازدید: 9802
ادامه و دانلود