• رمان برای اندروید

خلاصه: داستان از این قراره که مریسا، دختری شیطون و بازیگوش با دوستاش وارد شرکت سارته میشه. دوتا دوست خل و چل هم داره که خیلی با هم رفیقن.از اون‌ور هم نویان و داداشاش، با داداشای مریسا با هم دوست هستند، و می‌خوان دخترا رو آزار بدن. ولی ماهان و ماکان که نمیدونن مریسا همون آبجی کوچولوشونه و وقتی می‌فهمن که مریسا تو دردسر می‌افتد.  مقدمه من آب و آتشم، با من بازی نکن! می گویند از باد باران، از بازی جنگ، من همبازی خوبی نیستم. سرم که بشکند؛ میدان بازی را خالی میکنم. تو عاشق رمز و راز و روباه بازی، من عاشق رمز گشایی‌ام. بشناسمت؛ ترش می‌شوم که نتوانی با صد من عسل مرا هم بخوری! من بدم، بدِ بَد کاری می‌کنم شوره بزنی؛ ترک برداری و بعد در ...

  • بچرخ تا بچرخیم
  • AERZOO_MOHEBI
  • Moon Shadow و Sorian
  • تعداد صفحات: 82
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

 این رمان یکی از پرطرفدار ترین رمان های یک رمان می باشد حسادت و نادانی، آتش می‌شود و بر زندگی دخترکی می‌افتد که بی‌گناه است. گناه او چیست وقتی هیچ شباهتی به خواهر دوقلویش ندارد؟!او سال‌ها با عقده بزرگ دیده شدن رشد می‌کند و این عقده در زندگیش ریشه می‌دواند و قلبش را تَرَک می‌زند.در این میان عشقی سرزده، شعلهمی‌کشد و آتشِ این زندگی را شعله‌ورتر می‌کندسطح این رمان برگزیده می باشدسرش را سمت پنجره برگرداند‌ و اشک‌‌‌هایش، صورتش را خیس کردند. دندان‌هایش را روی هم فشار داد و سکوت کرد. مادر باری دیگر، با عصبانیت فریاد کشید: -تو چی از نادیا کم داری؟ هان؟! جواب بده. بغضی گلویش را فشرد و مانع صحبت کردنش شد. خواست از جا برخیزد که مادر مچ ...

  • نام رمان:آتشی بر پیکر جانم
  • نویسنده:فائزه حاجی حسینی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:420
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده .. بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده . سلام ، قبل از هر صحبتی، باید یه توضیح ضروری رو بنویسم . این داستان نه فانتزیه، نه واقعیت. توی کشور ما اصلا نه چنین جایی وجود داره و نه پلیس و قانون ِ توی داستان با پلیس وقانون ما هم خونی داره . من دوست داشتم پرونده ها رو توی چنین جایی با کمک افراد پایگاه ...

  • نام رمان:پایگاه ویژه
  • نویسنده:سارا هاشمی
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:1542
  • منبع:رمانخونه،نودهشتیا،تیم اعتماد
ادامه و دانلود

یک زندگی، یک زندگی ساده با فراز و فرودهای خاص، یک زندگی که پر از مشکله؛ یک زندگی که گذشتن ازش خودش یک مشکله. میشه گفت این مشکل چیزیه که اگه یک‌‌بار با یک‌نفر برات اتفاق بیفته‌، بارها و بارها با همون‌شخص برات تکرار میشه؛ ولی پسر قصه‌ی من نمی‌خواد این اتفاق براش بیفته. اون برای فرار کردن از مشکلات داره هر کاری می‌کنه.مقدمه: دنیا همیشه آن‌طور که ما تصور می‌کنیم نیست. دوستان، گاهی‌اوغات در نقش دشمنان حاضر می‌شوند؛ به زبان ساده، تشخیص ذهنیت افراد در حالی که تو محبت می‌کنند، ناممکن است. ممکن است در طول زمان به افراد مختلف اعتماد کنیم و یا عاشق شویم و یا حتی دوستی پیدا کنیم و او... . در هر حال باید بگویم، دنیا جای درستی ...

  • دورویی
  • ستاره حقیقت جو
  • کارگروهی
  • تعداد صفحات: 107
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 داستان در مورد دختری هست که بعد از کشته شدن پدرش قید زندگی عادی خودش را میزنه و بعدچند سال که به حال و هوای خودش برمیگرده خشم انتقام در وجودش شعله ور میشه برای اینکه بتونه انتقام پدر خودش را بگیره نیاز مند افراد و باند قدرتمندی هست و با این هدف وارد زندگی یک سرگرد مواد مخدر میشه چشمام رو ریز کردم و توی پارک رو نگاه کردم؛ دقیق پنج نفر مانتوی سیاه تنشون بود. با حرص گفتم:نمی تونی یکم دقیق تر نشونی بدی؟!صدای پوفش رو شنیدم: مانتوی سیاه، شلوار سیاه!دوباره به همون پنج نفر نگاه کردم، که از شانس گندم سه نفرشون شلوارشون هم سیاه بود. _بابا شلوار و مانتوش رو ول کن نشونی چهره اش رو بگو، خیر سرت ...

  • نام رمان:مجرم عاشق
  • نویسنده:آمنه آبدار
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:255
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

رمان پلیسی و عاشقانه  که  دوتا پسر که توی دایره‌ی مبارزه با موادمخدر مشغول به کار هستن؛ تا این‌که به عنوان نفوذی وارد یک باندِ خطرناک میشن. باید ببینیم سرنوشت، اون‌ها رو به کجا می‌رسونه. یکی که اسیر گرگ‌زاده و اشباحش میشه و دیگری که به دنبال انتقامه. سرنوشتی که یکی از پسرها رو تا مرز مرگ می‌رسونه و دیگری تا پای جونش برای گرفتن انتقام جلو میره؛ پسریاگر خواهان رمان های جدید هستید انجمن یک رمان  را از دست ندهید، دیگه خود دانید حالا از بس هم به حرف ما گوش می دیدکه با مرگ دست‌و‌پنجه نرم می‌کنه و خودش تقدیر و سرنوشتش رو رقم می‌زنه‌.محکم، مقاوم و استوار. مردی از جنس صخره‌ها!همه‌جا سیاه و تاریک و ...

  • نام رمان:نفوذ،انتقام،مرگ
  • نویسنده:فهیمه رجبی
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:280
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

داستان این رمان تخیلی  می باشد هزاران سال پیش از آفرینش آدم و حوا، مردمانی روی زمین می‌ز یستند. در آتلازِد پایتخت جهان، ملکه میریام حکمرانی می‌کرد؛ روزی او توسط سلینوس عالم دربار با خبر می‌شود که جسم کروی بسیار بزرگ و سنگینِ سرخ رنگی (مریخ) به سمت زمین می‌آید و تا سه سال آینده با زمین برخورد و زمین را نابود خواهد کرد. سلینوس با مطالعه و تحقیق فراوان در می‌یابد که تنها راه نجات زمین و حفظ بقای بشریت چیست! ملکه گروهی را به دنبال آن می‌فرستد...سخن نويسنده:دوستان عزیزم سلام سری رمان‌های بقا که احتمالا چند جلد باشند هر بار با موضوعات مختلفی راجع به تلاش برای بقا نوشته خواهد شد. هر جلد رمان موضوع متفاوتی دارد و ...

  • نام رمان: بقا مرگ دوباره
  • نویسنده:Fatemeh.M
  • طراح:braveays
  • تعداد صفحات:252
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

سه تا دختر شر و شیطون که فارغ از هر سختی و مشکلی به زندگی بدون دغدغه خودشون ادامه میدن.سه تا پسر مرموز با دنیایی تیره و تار...با ورود این سه پسر به زندگی سه تا دختر همه چیز زیرو و رو میشه و زندگی صحفه ی سیاهش روی اونا باز می کنه...سرنوشت چه تصمیمی برای این شیش نفر گرفته؟اصلا این سرنوشت بود که راه زندگی اینارو به هم گره زد؟تند تند مغنعه ام جلوی اینه درست کردم ، رژ صورتی رنگم با عجله روی لبام کشیدم...هلن همونطور که از جلوی در رد می شد گفت:بدو دیگه اه چقدر لفتش می دی.موهام زدم زیر مغنعه...وای خدا اون لنگه ی جورابم کو؟زیر اشغالای روی تخت نگاه کردم...اوووف اینجاهم که نیست.دستم ...

  • نام رمان: شیش خلافکار
  • نویسنده:حدیث افشارمهر
  • طراح:ش.روح بخش
  • تعداد صفحات:142
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

اخم مصنوعی کرد و با حرص رفت تو آشپزخونه، فرصت خوبی بود با مهسان صحبت کنم! امروز بریم خرید لباس عروس و داماد! زیرلب طوری که انگاری داره با خودش حرف میزنه گفت:ایش، چه اعتماد به نفسی داماد! همچین میگه عروس و داماد انگاری واقعاً لیلی و مجنونیم؛ به قول مانیا گوریل خشک!مونده بودم عصبی بشم یا بخندم! گوریل خشک! دیگه نباید بزارم با ایندوسته خل و چلش بگرده وگرنه وضعیت بدتر میشه القاب جدیدی می‌گیرم!اوف از پا افتادم چقدر سخت پسند بود این دختر؛ متنفرم از خریدکردن فقط به خاطر مهسان اومدم!ساعت تقریبا دوازده شب بود که رسیدم خونه، همه خواب بودن،آروم آروم رفتم اتاقم بعد از تعویض لباس افتادم روی تختم ولی هر‌کاری کردم خواب ...

  • نام رمان: دیونه بازی
  • نویسنده:بانوی احساس
  • طراح:ش.روح بخش
  • تعداد صفحات:109
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

آره، ی اتاق بود بغل جایی که من ایستاده بودم بود، توی اون اتاق بود. حرفی نزدم که در به صدا در اومد. در باز کردم که دیدم ی دختر با ملافه جلوی در ایستاده بهش نمی خورد که سنی داشته باشه. اگه دید زدنتون تموم شد برید کنار تا بیام تو ملافه هارا تعویض کنم. از جلوی در کنار رفتم بهش می خورد خیلی داشته باشه چهارده و پونزده سال داشته باشه،هیلدا هم با تعجب به دختر نگاه کرد. می شه بلند بشید رویه تخت و پشتی را عوض کنم. بزار همین جا عزیزم خودم عوض می کنم. اگه عوض نکنم کتکش را تو نمی خوری.هیلدا با تعجب از روی تخت بلند شد، همون طوری که داشت رویه پشتی و تخت عوض می ...

  • نام رمان:سرنوشت هیلدا
  • نویسنده:شین.لام
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:303
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود