• دانلود رمان عاشقانه

من هم دخترم،دختری مانند دیگران،اما تو با رفتنت دنیایم را ویران کرده ای،نمیدانم بی تو میشود یانه؟ کسی جایت را می گیرد یانه؟اما شنیدم می گویند:جای خالی عشق با عشق پر‌میشود. سر بطری آب توی دستش رو باز کرد و یک نفس هر چی توش بود سر کشید: خب، الان که فکر میکنم حرفم رو پس می گیرم آماده شو زودتر بریم. سرم رو تکون دادم و مانتوی چهار خونه ی آبی سفیدم رو تنم کردم شال وشلوارم رو هم پوشیدم و بابرداشتن کیف مشکی ورزشیم از باشگاه خارج شدم. داشتم‌ توی حیاط باشگاه آروم آروم قدم بر می داشتم که کیمیا اروم صدام کرد و ازپشت خودش رو بهم رسوند: می خوای برسونمت؟ سرجام ایستادم، سرم رو به طرفین تکون دادم و گفتم: نیازی نیست پیاده ...

  • بلای جانم
  • زیبا ستاری
  • نگین قاسمی
  • 584
  • رمانکده
ادامه و دانلود

دلارام سعادت که بخاطر تحصیلش اومده تهران و پیش خواهر و برادرش زندگی میکنه دوران خیلی خوبی رو داره میگذرونه که سال آخر معلم ریاضیشون عوض میشه و یه معلم مردی وارد مدرسه میشه و با وارد شدن معلم جدید ماجراهای جالبی اتفاق میفته رکسانا رفت. شروع کردیم باهم حرف زدن. که اکیپ آیسان اومدن سمتمون. آیسان و ژینوس. دوتا دختر مزخرف تو مدرسمون. از اولین سالی که اینجا بودیم باهاشون مشکل داشتیم. دخترای نچسب آیسان: - اوووو ببین کی اینجاس من: - به به. چقدر ناراحت شدم از دیدنت. خوشحالم که امسال آخرین سالی هست که ریختتو تحمل میکنم خانم سرمد اومد. مدیر چاق و عصبیمون. نذاشت اونا ادامه بدن. خانم سرمد اصلا حوصله اکیپ ما مخصوصا منو نداشت همه صف وایستادیم. اومد و بعد ...

  • دلارام
  • هستی صفرپور
  • طراح:
  • 282
  • رمانکده
ادامه و دانلود

آتش همیشه داغه و می سوزونه، ولی گاه می تونه سرد باشه! می تونه سرد باشه و زندگی ببخشه! رمان آتش سرد از دختری شکننده از جنس شیشه ای سخت حکایت می کنه! دختری که سردی آتش رو با تموم وجود حس می کنه! از زندگی دختری حکایت می کنه که زندگی آروم و بی دغدغه اش با وزیدن نسیمی تغییر می کنه و یاسمن با تصمیم طوفانیش، خودش رو در مسیر پر پیچ و خم حوادث گرفتار می کنه! مسیری که با وجود تموم سختی هاش، براش عشق رو به ارمغان میاره! آتش سرد از یه داستان عاشقانه ی پلیسی حکایت می کنه! با مامان همراه شدم و در حالی که به سمت آشپزخونه می رفتیم، دوباره پرسیدم: او اینجا چیکار ...

  • آتش سرد
  • اسما مومنی
  • متین
  • 356
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان سرنوشت دامون _ پسری که با خیانت نامزدش دور خود حصاری از غرور میکشد تا اینکه به عنوان استاد وارد دانشگاه می شود و با دختر شاد و شیطونی رو به رو می شود...   دانلود رمان سرنوشت دامون   قسمتی از رمان: دانلود رمان سرنوشت دامون _ دیگه بیشتر از این اونجا نموندم با دو خودمو به در حیاط رسوندم. پشت سرم درو محکم بستم شروع کردم به دویدن نمیدونم کجا میخوام برم ولی میدونستم که باید هرچی زودتر ازشون دور بشم. اینقدر دویدم که خودمو تو یه مکان غریبی دیدم ترسیده اشکامو پاک کردم بهع اطراف نگاهی انداختم روی جدولی نشستم. سرمو روی پاهام گذاشتم شروع کردم گریه کردن اینقدر گریه کردم که سرم درحال ترکیدن بود. یعنی من ...

  • سرنوشت دامون
  • نازنین رامی نیا
  • نگین قاسمی
  • 235
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی رمان سکوت یخ‌زده: روزی سکوت‌ها می‌شکنند و حرف‌های ناگفته بر زبان جاری می‌شوند. رمان سکوت یخ‌زده درمورد دو گروه حق و باطل است که سعی در شکست یکدیگر دارند. گروهی که افراد آن مدت‌هاست به سکوت دچار شده‌اند. نیروی پلیس سعی دارند خیلی زیرکانه گره‌های عجیبی که از یک باند بزرگ خلافکار به دست آورده را باز کند. وقتی پای یک حس لطیف در میان سختی‌ها و خشکی‌های روزمره در میان است، شاید شکستن سکوتی که سال‌هاست یخ‌زده، به اتفاقات پایان دهد.   دانلود رمان سکوت یخ زده   قسمتی از رمان: با صدای رعد‌ و برق از فکر بیرون اومدم و سریع پشت پنجره رفتم؛ آرشام یه تیشرت آستین کوتاه تنش بود و بی‌خیال زیر بارون نشسته بود. نمی‌دونم چرا نگرانش شدم و یه پتو ...

  • سکوت یخ‌زده
  • مهسا شیخ
  • بهار قربانی
  • 306
  • یک رمان
ادامه و دانلود

داستان درمورد دختری است که در اوج تنهایی و مشکلات خودش،بنابر دلایلی در پیچ و تاپ عشق قرار میگیرد و با آن دست و پنجه نرم میکند. عشق در حین تلخی و سختی شیرینی خاصی داره ک بعد از اتمام سختی به آن پی میبریم…عشق واژه ی ترسناک و شاید هم زیبا باشه،ک در نظر انسان ها متفاوت است. بعضی از عشق ها با پایان خوش و بعضی با پایان بد به اتمام میرسه…پس میتونیم بگیم عشق هم تلخه هم شیرین،هم ترسناک هم زیبا،هم خوب و هم بد و انقد بی فکر بود ک نفهمید یه دختر ۲۰ ساله چجوری باید تنها زندگی کنه تو دنیایی ک پر از گرگه...با بغضی ک چسبیده بود به گلوم تند تند رفتم سمت اتاقم ...

  • عشق تلخه یا شیرین
  • Masomeh
  • نگین قاسمی
  • 220
  • رمانکده
ادامه و دانلود

برای زندگیم تصمیم گرفتند همان هایی که  زندگی هیچ نمیدانستند. قضاوتم کردند. قضاوتی که تمام آینده ام را به آتش کشید.اگر این من،من نیستم،تقصیر تمام کسانی بود که تغییرم دادند. تغییرم دادند و من دنیایشان را در آتش این تغییر که بی تقصیر در تقدریم جای دادند  میسوزانم… نفس عمیقی از حرص کشیدم و گفتم--اینکه نمیدونم چرا منو گرفتید و دارید ازم بازجویی میکنید به کنار. نمیفهمم چرا قبول نمیکنید من نمیدونم قضیه ی اون صندق و اون کلید چیه؟ مرد--همه انکار میکنن.-من چیزی برای پنهون کردن ندارم.رفت سمت در و گفت--مشخص میشه.زودتر لطفا. مشخصش کنید. مرد عصبی رفت بیرونو درم محکم بست. شاید این اطمینانی که داشتم به خاطر وجود حاجی بود. به خاطر من نه،ولی به خاطر آبروش حتما از اینجا ...

  • شاه مهره
  • رانا
  • MAEE__AD
  • 184
  • رمانکده
ادامه و دانلود

رمان روایت گرِ زندگیِ دختری به نامِ غزل است که در نُه سالگی فرزند‌خوانده‌ی برزو سپاهی و همسرش شد.این زوج یک پسر به نامِ باربد دارند که پس از گذشتِ چند مدت به غزل دل می‌بازد.برزو و همسرش طلا که از احساسِ باربد با خبر می‌شوند تصمیم می‌گیرند او را از غزل دور کنند و به آمریکا بفرستند. بعد از گذرِ ده سال باربد باز می‌گردد. این بار مصمم است که غزل را به دست آورد همان لحظه تلفن همراهش که روی عسلی بزرگ وسط هال بود زنگ می خورد. با قدم هایی سست و آرام به سمت عسلی می رود د گوشی موبایلش را بر می دارد. با دیدن نام دامون روی صفحه ی موبایلش انگار آب روی آتش ریخته باشند، تمام ...

  • نمی شود با چای مست شد
  • غزل داداش‌ پور
  • نگین قاسمی
  • 300
  • رمانکده
ادامه و دانلود

بهزاد دستانش را جلویش گرفت:قبوله؟پسر فکری کرد انتقام از خون رفیقش , برادرش, چرا که نه!  دست بهزاد را گرفت قبوله بهزاد قهقهه ای زد این شروع ماجراست, انتقام از خون پرهام برای بار هزارم رد تماس زدم,  این پنجمین باره که هلنا زنگ زده و ازم خواسته برم کافه ی همیشگیمون, ولی من دل و دماغ هیچ کاری و نداشتم, از آینه به لباس سیاه تو تنم نگاه کردم10 روز از چهلم پرهام میگذره ولی من هنوز دل از این لباس سیاه نکندم, صورتم رنگ پریده و داغون بود, اگه پرهام بود انقدر سرم غر میزد تا یکم به سر و وضعم برسم,  ولی اون نیست, همش تقصیر من بود در باز شد و مامانم اومد تو:-آرام؟-جانم -چرا خودت و تو ...

  • آشوب آرام
  • سنا
  • فرزانه رجبی
  • 300
  • ارسالی توسط کاربر
ادامه و دانلود

در مورد پسری به اسم میلاد که تو زلزله کرمانشاه عزیزانش رو از دست میده و به تهران فرستاده میشه. میلاد قصه ما ناتوانی داره و نمیتونه راه بره اون یه فوتبالیست موفق بوده که طی فلش بک هایی که داخل رمان میخوره زندگی تلخ و عاشقانه ایی که داشته رو به طور کامل بازگو میکنه و … به وقت بی خوابی در ساعت 21:48 همه چیز آغاز می شود . زمین می لرزد و همه چیز را زیر و رو می کند و زمین گیرش می کند . خدا دستی روی زمین می فرستد و کمک حالشان می شود .  بیخوابی هایشان شروع می شود و شهر بهم می ریزد . او را دور می کنند و حقیقت ها را از ...

  • زمین گیر
  • وحیده رحیمی
  • نگین قاسمی
  • 433
  • رمانکده
ادامه و دانلود