• دانلود رمان جدید

داستانی پر از هیجان، پر از گریه و شادی داستانی درباره ی دختری بنام رها، رهایی که بخاطر یک اشتباه زندگی خودش رو دستی دستی تباه می کنه، رمانی درباره ی مرد مغرور و لجبازی به اسم سپهر، سپهری که رها رو مثل یک پرنده تو قفس میندازه وسر یک‌ اتفاق باهم ازدواج می کنن ذهن سپهر فقط با یک کلمه پر شده "انتقام"انتقامی دردناک که باعث رنج رها می شه...! دو تا بشکن زد و گفت: -الو؟ صدام رو داری؟ این قدر فضای کافه دلنشین بود و این ملودی جان نواز و زیبا بود این قدر بهم آرامش می داد که غرق دَرِشون شده بودم. از دست این سپهر خان آرامش که نداریم...! تنها کسایی که میتونن بهم آرامش بدن توی موبایلمن نه ...

  • نام رمان: پارادوکس تلخ
  • نویسنده:آریانا عاشوری زاده
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

ترنم دختر شیطون و زخم دیده ای که از جنس مخالفش متنفره ولی دست سرنوشت بازی عشق و نفرت رو براش رقم می زنه و خوبه اما من دیگه از ادامه‌ی حرفم منصرفش شدم. دوباره همهمه ای تو کلاس بلند شد که ی محمدرضا با صدای گیرایی که داشت با حرفی که زد همه ساکت شدن.  حالا که نمی،گ خواید بیاید اصراری نیست ولی واقعا جاتون خالی خواهد بود چون مهمونی ‌های ترنم قابل توصیف نیستن، استاد می تونم دلیل تون رو بدونم که چرا نمی آید؟ استاد نگاهش و به سمت محمدرضا کشید. چون دعوتی ازم نشده؛ من عادت ندارم جایی بی دعوت برم پس ترجیحم اینه که تو خونه باشم و استراحت کنم. چندتا از دخترها و پسرها هم زمان به ...

  • نام رمان:تلافی تا نابودی
  • نویسنده:زهرا حشم فیروز
  • طراح:ایسا حامی
  • تعداد صفحات:342
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

عمریست آرزوی گل برگ کرده‌ام. تک تک لحظات را در دلم قاب کرده‌ام. عمریست عاشقانه در انتظار نش سته‌ام. من با تو همه‌ی رویاها را پر از با تو بودن واقعی تصور کرده‌ام.و اینک این عشق، عشق ناب سینا و آویسا است و عشقی دیگر از سیوا و هومن. زندگی همان شیشه‌ای است که عمر تو را حلاجی می‌کند. و اینک باید نگریست که بازی سرنوشت با آن‌ها چه خواهد کرد و چگونه رقم خواهد زد؟! آویسا و سیوا باهم دو خواهر هستند، ولی، آویسا از سیوا دو سال بزرگتر است. آویسا، دختری بیست ساله، قد بلند، سفید پوست، چشمانی به رنگ سبز زمردی، لب و دهانی کوچک و خوشفرم دارد و بینی او قلمی و صاف است.  در درجه اول به غیر ...

  • نام رمان: شیشه‌ی عمر
  • نویسنده:شکیبا پشتیبان
  • طراح:سدنا
  • تعداد صفحات:65
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

شعله‌های سرکش، خشمگین و سوزان را با دنیایی از دلهره فرو می‌نشانی. همه روز و شبت را با آتش، پنجه می‌افکنی تا هیچ خانواده‌ای، شبی را بی‌خانه و خانواده پلک نبندد. پیشانی تو را می‌بوسم که خط‌های سرنوشت بسیاری از انسان‎ها به پیشانی تو گره خورده است.سرنوشت‌های سوخته را با ابرهای عشق، به بهار پیوند می‌زنی و هرکجا که قدم می‌گذاری، امید جوانه می‌زند... سِیر داستان، برهه‌ای از زندگی چند آتش‌نشان را به نمایش می‌گذارد که زندگی و سرنوشت هرکدام از آن‌ها با آتشی‌ست که زبانه می‌کشد و آن‌ها هستند که برای حفظ جان و مال مردم مملکت خود، از خود می‌گذرند... داستان، داستانِ مرحله‌ای از زندگانی چند آتش‌نشان است و امیدی برای درک شدن آن‌ها، برای دیدن و چشیدن سختی‌هایی ...

  • نام رمان: یک دو پنج حیات
  • نویسنده:فرزانه رجبی
  • طراح:نیلوفر شعبانی
  • تعداد صفحات:320
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دختری به لطافت شبنم که روزگار سنگش ساخته با قلبی از جنس دریا که پنهان است در زیر فشار زندگی که ناگهان می‌آید کسی با شکل انسان ولی باطن یخ‌بندان که ترک می‌اندازد بر روی آن پوسته‌‌ی سخت تا در هم شکند لاکی که در آن پنهان می‌شد دخترک‌! ولی گوید خود کرده را تدبیر نیست و این دختر تعبیر می‌کند عشق را برای پسرک قطبی! خب زندگی همیشه باب میل نیست. انجام یک کار نادرست و یا از روی جهالت بدترین رو برات رقم می‌زنه که باعث می‌شه همیشه خودت رو سرزنش کنی، ولی ممکنه روزی برسه که بفهمی اگه به گذشته هم بری بازم همون مسیر رو انتخاب می‌کنی، چون هدف داری به زیبایی عشق! روی تخت دراز می‌کشم، دست‌هام ...

  • نام رمان:نفس تو معنی زندگی
  • نویسنده:غزل یوسف نیا / g_life+s
  • طراح:فرزانه رجبی
  • تعداد صفحات:122
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

 داستان درباره ی دختریست کہ مادرش او را به قیمت پانصد میلیون می فروشد ان دختر با هزار سختی فرار می کند و وارد گروهی جنایی می شود و حال در پی انتقام است انتقامی خونین من دختری هستم از جنس سنگ سنگي بدون نفوذ  بدون شکستگی یا شکافتگی من فریبکارم، همان فریبکاری کہ در پی قتل توست  آری من همان دختر سنگدلی ام که مشکلات کمرم را خم نکرد  مشکلات، مرا تبدیل به فولاد کرد سخت و محکم  من انتقام می گیرم انتقامی از جنس فریبکاری...  هر شکست، مقدمه ای برای پیروزی ام شد و حال...  یقین دارم کہ موفق خواهم شد.  (این رمان بر اساس واقعیت هست اما در خارج کشور)  روی صندلی کارم نشستم و عکس پسرے کہ قرار بود طعمه ے این گرگ خستہ بشه رو روی ...

  • نام رمان:فریبکار مرگ
  • نویسنده:آریانا عاشوری زاده
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:70
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

دختر شمالی تنها و کم سن و سالی است که خانواده‌ی خود را در زلزله‌ی رودبار از دست داده و پس از چند سال تنهایی به تهران آمده و خدمتکار یک عمارت می‌شود. همه چیز خوب پیش می‌رود تا پسر صاحب عمارت از خارج بر می‌گردد و عاشق گندم می‌شود. اما این عشق با وجود مخالفت‌های زیاد چه می‌شود؟ با ما همراه باشید  بعد از بستن موهای طلایی رنگم وضو گرفتم و با سر کردن چادر نماز سفیدم به نماز ایستادم. آسمان هنوز هم تاریک بود و عمارت در سکوت کاملی قرار داشت زیرا همه خواب بودند، اما من باید زودتر بلند می‌شدم تا میز را برای صبحانه حاضر کنم. بعد از پوشیدن لباسِ فُرم موهای بلندم را زیر دست مال سر و کلاه ...

  • نام رمان: دست‌های گندم
  • نویسنده:shabnami1104
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:83
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

داستان داستانِ دختری کاراته‌کار است که احساساتش و مهربانی بی‌اندازه‌اش دل سنگ هر کسی را نرم می‌کند، دختری از جنس تلاش، پشتکار و ایمان. دختری که در سختی‌های زندگی هدیه‌ای دریافت می‌کنه از جنس عشق عشق  واژه‌ی غربیست از جنس درد و درد واژه‌ای است از جنس مبارزه و مبارزه همان عشق است! عشق، درد، مبارزه... تمام داستان همین سه کلمه است! سه کلمه دوست داشتنی! -آرمیتا. -جانم آرتا. -بیا یک دست مبارزه، هستی؟ با چشم‌هایی که می‌خواست از حدقه بیرون بزنه گفتم: -برادر من الان تو من رو چی فرض کردی؟ من بدبخت منفی شصت بیام با تو نود کیلو مسابقه بدم؟! یک چیزهایی میگی‌ها، آخر شبی مخت هنگ کرده برادر من! چشم غره‌ای برام رفت و گفت: -خواهر خل گلم من که با صددرصد توانم تو رو نمی‌زنم ...

  • نام رمان:عشق مبارز من
  • نویسنده:مریم سالاری
  • طراح:هکر قلب
  • تعداد صفحات:196
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

با خارج شدن از آموزشگاه زبان، تازه تونستم نفس راحتی بکشم، دستی توی موهای قهوه‌ ایم کشیدم. پا تند کردم و با عجله به سمت خیابون رفتم؛ تاکسی گرفتم و آدرس خونه رو به راننده دادم. چشم هام رو بستم و چند تا نفس عمیق ک شیدم تا کمی آروم بشم. از تاکسی پیاده شدم و کرایه رو حساب کردم‌. نگاهی به خونه ی یک طبقه با نمای چوبی کوچیکمون کردم. این خونه رو هم از صدقه سر عمه داشتیم وگرنه الان باید توی پارک ها تو چادر زندگی می کردم.  «کارمم پرید، فردا باید به دنبال یه کار دیگه باشم.» در رو با کلید باز کردم و از حیاط کوچیک و موزاییک شده گذشتم؛ در سالن رو که باز کردم با دیدن سالن ...

  • نام رمان:دنیای ما
  • نویسنده:حمیرا خالدی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:218
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

روزی که دنیا آمدم، آسمان هم دلش گرفته بود. صدای رعد و برق، با فریادهای دردآلود مادرمهم‌نوایی می‌کرد. روزی که ابرها برای دنیا آمدنم، برای سرنوشت دختری که با درد و غم زاده شد، گریست. روزی که ورودم به این دنیا، آغازِ ستم‌هایی بود که روزگار بر سرم آوار کرد. گویا ناف وجودم را عجین شده با رنج و سختی بریدند، تا به این زندگی خاکی پا بگذارم. مامای پیری که با خوشحالی و دستی لرزان مرا دنیا آورد و خدا را شاکر بود، که زنده‌ام. خوشحال بود که جانم را نجات داده و حین دنیا آمدن، خفه نشده‌ام. دستانش از شوق و یا شاید به دلیل کهولت سن می‌لرزید. برای باز شدن راه تنفسی‌ام، انگشتِ زبر و زمختش را در دهانم ...

  • نام رمان:در خود شکستم
  • نویسنده:فیروزه شیرازی
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:264
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود