• دانلود رمان

معرفی نامه رمان شاه کلید عشق: دانلود رمان شاه کلید عشق  _ با قلبی خسته و آکنده از دردهای جوانی، دلش با سرکشی تنها در یک نگاه قفل می‌شود، یک نگاه دریایی، نگاهی زیبا و قفل کننده که پیوندی جدید را رقم می‌زند. این قفل تنها با کلید عشق باز می‌شود و شیرینی و روی تلخ عشق را برای‌شان پدیدار می‌کند. روایتی عاشقانه، همگام با حس‌های شیرینی که در این بین لملمه می‌زند و سرنوشتی ناهموار، داستانی جذاب به قلم عشق نگاشته می‌شود. جاده‌ای در دل سرنوشت، سرنوشتی که سربالایی‌هاش داستانی دارد... .   دانلود رمان شاه کلید عشق     بخشی از رمان: وارد اتاق شدم. از دکور و بند و بساط گران‌قیمت پسرونه‌اش فهمیدم که فریده خانم باید یک پسر داشته باشد. مقنعه‌ام را درآوردم. نگاهی ...

  • شاه کلید عشق
  • تابان فروتن
  • بهار قربانی
  • تعداد صفحات:
  • یک رمان
  • بازدید: 16302
ادامه و دانلود

رمان معجزه خلجان ژانری عاشقانه داره که جریان در یکی از شهرهای کوچک حاشیه تبریز به نام خلجان اتفاق می‌افته و مکان های که نام برده شده واقعی ست فقط اصل داستان ساخته شده با تخیل است رمانی جذاب و شیرین و عامه پسند هست. اطراف جاده در تاریکی و سکوتی محض فرو رفته بود و دانههای برف آرام آرام روی زمین نشسته و اطرافم را یکدست سفید میکردند. حرکت هیچ جنبندهای مهر سکوت حزن انگیز اطرافم رو نمیشکست. صدها کبوتر که در میان انبوه قاصدکهای رقصان چرخ میخوردند، در برابر چشمانم «رقص مرگ» را به نمایش گذاشته بودند. فراموشم شده بود، آیا من از شدت اصابت ضربه شاید از کمر به پائین فلج شدهام؟ چشمانم سیاهی میرفت و هر لحظه بیشتر ...

  • معجزه خلجال
  • اعظم فرخ زاد (آخوندزاده)
  • بلک استار
  • 290
  • رمانکده
  • بازدید: 4680
ادامه و دانلود

دختری به نام هانا که یهو عاشق می شه، عاشق پسری که نمی دونه کیه؟ چیکاره ست؟ فقط از دور هر روز دلش رو بیش تر به اون میسپاره...بد به معنی خلاف کار بودن نیست، اما مثل خیلی از پسر های دیگ یامروزی؛ از یه شکست به خیلی از کارها روی میاره. بی تفاوت و سرد نسبت به همه همون طور که به سمت آشپزخونه می رفتم گفتم: سلام مامان جونم خوبی؟ خوشی سلامتی؟ فدات بشم منم خیلی خوبم. از روی اپن آشپزخانه نگاهم کرد و گفت: خب حالا فقط دو ساعت خونه نبودی توی این دو ساعت مگه چی شده؟ -هیچی والا، فقط خستم مامان. مامان از روی اپن کنار رفت.   رمان عاشق یه پسر بد شدم       -برو آماده شو چیزی نیست. وارد آشپزخونه شدم و ...

  • عاشق یه پسر بد شدم
  • حمیرا خالدی
  • Matin Misayi
  • 315
  • کافه تک رمان
  • بازدید: 11797
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان نسل عاشقی _ رمان درباره‌ی دختری به اسم مهلاست که پدر و مادرش رو از از دست داده و به همراه برادرش زندگی می ‌کند. با وارد شدن پسری به زندگی آن ها اتفاقات جدیدی برای مهلا رخ میده که در رمان خواهید خواند.   دانلود رمان نسل عاشقی   قسمتی از رمان: مثل همیشه با صدای خروس مروس که نداره اینجا ولی با صدای الارم گوشیم بیدار شدم. سریع بلند شدم که اماده شم و برم پایین امروز روز مهمیه. امروز عید نوروز اخیش این سال هم تموم شد و من باید عوض بشم. اینو هرسالم میگمااا ولی واس روز اوله ولی استثنائا که پارسال یه روزو یه ساعت بود. رفتم یه دوش یه ربعی یا همون گربه شور کردم و ...

  • نسل عاشقی
  • mahla_2020
  • مائده احمدی نژاد
  • 74
  • یک رمان
  • بازدید: 9892
ادامه و دانلود

معرفی نامه شاخه‌ هم‌خون: دانلود رمان شاخه هم خون_عینک‌های بدبینی را پایین بیاورید، دنیا پر از زیبایی‌ست! شاخه‌ هم‌خون، داستانی‌ست از انسان‌هایی که به جای خون در رگ‌هایشان، عشق می‌تپد. دختری که تصمیم می‌گیرد، دقیق‌تر به اطرافش نگاه کند. او از میان ماهی‌ گلی‌های حوض آب، آبی آسمان محبت می‌یابد. در این بین، ناگهان دل می‌بازد، حالا باید محبتی که به تازگی آن را کشف کرده را خرج احساس جدیدش کند؛ اما قلب هرکسی صندوقچه طلایی برای خرج احساساتی پاک، نیست. دل گم شده را باید پیدا کند، شاید آن‌وقت تفاوت میان درست و غلط عیان شود.   دانلود رمان شاخه هم خون   قسمتی از رمان شاخه هم‌خون: ما یک خانواده متوسطیم که دل‌مان را به همین دل‌خوشی‌های کوچک خوش کرده‌ایم و سعی می‌کنیم اصالتمان را ...

  • شاخه هم خون
  • م.محمدی
  • صبا عباسی
  • تعداد صفحات:
  • یک رمان
  • بازدید: 9694
ادامه و دانلود

دختری به زلالی اب ..به زیبایی خورشید.سلن راد دختره مھربون ولی لجباز ..مردی مرموز ..دنیایش به تاریکی شب ….ساتکین اندرا مردی با دلی سنگی ولی مھربان.خب در ادامه سرنوشت این دوتا رو روبری ھم قرار میده واین دوتا عاشق ھم میشن اما با ورود برادر سلن که ھمه فکر میکردن مرده و توی رسیدن سلن به ساتکین وقفه میندازه .وایا سلن وساتکین به ھم میرسن چه کسی میدونه اینده چه چیزی براشون رقم زده باصدای الارم گوشيم بيدار شدم یه نگاه به ساعت انداختم 9بود از تختم بلند شدم وبه سمت سرویس اتاقم رفتم بعد از گرفتن یه دوش به سمت کمدم رفتم یه دست لباس راحتی برداشتم وپوشيدم جلوی ميز ارایشم نشستم وموھای قھوه ایم که تا کمرم ميرسيد رو ...

  • عشق به یک آلفا
  • زھرا .ن
  • بلک استار
  • 175
  • یک رمان
  • بازدید: 6712
ادامه و دانلود

در کلاس درس پزشک‌قانونی،استاد گفت:- «سوختگی سه نوع است.درجه‌ی یک؛ پوست قرمز می‌شود.درجه‌ی دو؛ پوست تاول می‌زند.درجه‌ی سه؛ بافت استخوان از بین می‌رود!»در جهنمی که من زندگی می‌کنم،هنگام سوختن نه پوستی قرمز می‌شود. نه تاولی پدیدار می‌شود.نه استخوانی متلاشی می‌شود.از دورن می‌سوزم! ذره‌ذره وجودم می‌سوزد،باطنم سوخته؛ امّا ظاهرم آراسته است. قلبم، در کوره‌ای آتشین می‌تپد! درد را، در تمام بدنم حس می‌کنم. امّا دم نمی‌زنم، فریاد نمی‌زنم! این نوع سوختن، فقط متعلق به من است! سوختگی درجه‌ی چهار... . *** کودکی بودم، فارغ از درک هر غم و اندوه. فارغ از دانستن نیرنگ و دروغ. پاک، سفید، نورانی... . اکنون چه هستم؟! بزرگسالی سرشار از غم و اندوه کاملاً آگاه به نیرنگ و دروغ. کثیف، سیاه، تاریک! در کودکی بی‌گناه بودم. در بزرگسالی ناگهان، در دادگاه روزگار، گناه‌کار شناخته شدم... . حکم‌ صادر شد: «گناه‌کار از بهشت رانده شود، به جهنم ...

  • ندلنوشته سوختگی درجه‌ی چهار
  • Bita.shayan
  • بلک استار
  • 26
  • یک رمان
  • بازدید: 506
ادامه و دانلود

درمورد مردی‌ست خودساخته که از کودکی روی پای خودش بوده و سختی های زیادی کشیده.. بی تابانه عاشقِ دخترِ مردی می‌شه که تو تمامِ این سال ها باهاشون بزرگ شده.. حالا زندگیش درست تو آستانه ی سی و چهارسالگی درگیر و دار بین گذشته و حال و آینده ای مونده که…گاهی آدم ها تصمیماتی می‌گیرند که سالیانِ سال اثرش جاودان می‌مونه و تو زندگیِ آیندگان تاثیراتِ ژرف و عمیقی می‌گذارد.. اما بالاجبار گام دوم را برداشتم و در یک حرکت کلید را از قفل بیرون کشیدم و در را تقریبا به هم کوبیدم... باید کسی زندگی را به این خانه برمی گرداند... هوا سرد بود و من عرق می ریختم و چندتار از موهای نمدارم را به هم چسبانده بود... باید ...

  • سکون
  • عالیه جهان بین
  • صبا عباسی
  • 1020
  • یک رمان
  • بازدید: 5156
ادامه و دانلود

در جواب «دوستت دارم» کسی، هرگز نگویید «من هم!» این «من همِ» لعنتی را از ذهن‌تان دور کنید و بیندازید جلوی سگ!«من هم» بدرد عمه‌تان هم نمی‌خورد.اصلا چه کسی «من هم» را اختراع کرد؟جواب دوستت دارم «من هم» نیست، بفهمیداحمق‌های دل شکن!جواب دوستت دارم فقط سکوت است!سکوت است چون لب‌ها فرصت صحبت کردن ندارند... . *** دل که دهی، تمام وجودت هم همراه او می‌رود. جز بغضی که گاهی؛ شبی، نصف شبی، کنج گلو می‌نشیند... !​ *** او، «اما»‌‌‍‌یِ من بود! دوستت دارم اما... اما چه؟ دیگر پس از دوستت دارم، این اراجیف چیست؟ این حرف‌ها و زمزمه‌ها که نمی‌توانم بمانم و چه و چه و چه... ! «اما» نباشید. هیچ وقت «اما»‍‌یِ کسی نشوید. «اما» بودن خوب نیست!​ *** جایی رسیده‌ام که آرزو می‌کنم، برگردی. با تمام نامردی‌های، دروغ‌هایت، قربان صدقه‌های تو خالی‌ات آرزو می‌کنم؛ فقط یک‌بار دیگر بگویی دوستت دارم حتی به دروغ... !​ *** «دوستت دارم» چه ...

  • دلنوشته‌ی دچار
  • iamftmh کاربرانجمن یک رمان
  • ایسا حامی
  • 11
  • یک رمان
  • بازدید: 499
ادامه و دانلود

من یه زنم، اما مجبورم مردونه بجنگم…من یه دخترم، اما مجبورم پدرم رو توی تیمارستان رها کنم…من یه معشوقم، اما مجبورم دل بشکنم…من یه پرستارم، اما مجبورم آدم بکشم…من یه عاشقم، اما مجبورم خیانت بکنمو در آخر من یه جاسوسم و مجبورم بخاطر دل بستن به دشمنم جوتنم و بدم…!باید سنگدل باشم، نسبت به هر کسی که دوسم داره، چون من یه پلیس دزدم!دزد قلب ها و احساسات، زندگی ها و اطلاعات! دوئل شیطان و فرشته ی درون، فاصله ی بین عشق و خیانت! در هر صورت نمی تونم جلوی پوزخندی که مهمون ناخواسته ی لب هام می شه‌ رو بگیرم؛ چون در واقع این سه تا دختر سال هاست که مردن...! اما من هنوز دارم تاوان جاسوسی رویا و خیانت ...

  • خیانتکار عاشق
  • ف عبدالله‌زاده
  • MaeDew
  • 660
  • رمانکده
  • بازدید: 8406
ادامه و دانلود