• دانلود رمان

رمان تسکین قلبم - دختری از تبار تنهایی دختری به پاکی آب که برای نجات زندگی پدرش پا به زندگی پر از اجبار میزاره لیدوکایین میزنین دردش اروم میشه یا وقتی که معده تون درد میکنه یه دونه رانیتیدین میخورین دیگه اثری از درد نیست یا بهتره بگم سرتون که درد میگیره با یه ژلوفن به دردش خاتمه میدین ولی قلبتون,قلبتون که درد بگیره با هیچی خوب نمیشه این قلب چیه که نه با لیدوکایین نه رانیتیدین نه ژلوفن با هیچی اروم نمیشه واقعا این قلب چیه؟ طبق معمول نسترن خونه نیست و رفته دانشگاه خوش به حالش که بابا اونو اونقدری دوست داره که از همه لحاظ تامینش میکنه ولی من حتی بهم اجازه ندادن که دانشگاهم برم با وجود ...

  • تسکین قلبم
  • نگین رستمی
  • نگین قاسمی
  • 190
  • یک رمان
  • بازدید: 1036
ادامه و دانلود

دلنوشته ناگفته‌های یک دل غمگین _نمی‌دانم چه شد.از کی و کجا، علاقه‌ای شدید بین‌مان شکل گرفت...زمانی فهمیدم، که دیگر دیر بود. عشقت آمد و همچون گیاهی در خاک دلم جوانه زد؛ ریشه‌هایش عمیق شد، گیاه به درخت تنومندی تبدیل شد و هر روز از خاک دلم تغذیه کرد! بهار شد جوانه زد. تابستان شد و گرمای تنه‌اش وجودم را گرم کرد. پاییز شد، برگ‌هایش خشک شد؛ و زمستان شد و به تکه چوبی یخ‌زده تبدیل شد و دوباره بهار شد. اما دیگر نه درخت، آن درخت شد و نه دل، آن دل قبل! هیچ کدام آنچه بودند، نشدند... درخت تازه فهمید که فصل‌ها تنها بهانه‌اند و گرمای عشق است که آن را زنده نگه داشته، اما دیگر نه عشقی بود و نه ...

  • دلنوشته ناگفته‌های یک دل غمگین
  • Emina akhavan
  • PARISA_R
  • 30
  • یک رمان
  • بازدید: 258
ادامه و دانلود

 خلاصه رمان نقاب من در برابر تو : راجع به دختری هست که هویت واقعی خودش رو از همه پنهان کرده و با سختی زیادی کمی به زندگی خودش آرامش بخشیده، اما فقط کمی. اما روزی از روزها کسی که ازش متنفره اون رو به کاری مجبور می‌کنه که باعث می‌شه مسیر زندگی اون دختر تغییر کنه، باید ببینیم دخترمون چجوری با سرنوشت کنار میاد و چه‌جوری ...   دانلود رمان نقاب من در برابر تو     قسمتی از رمان: دانلود رمان نقاب من در برابر تو_ هر چهارتاشون جلو رفتن، من و سپهر هم پشتشون. اِوا اينا چرا دارن ميرن سمت دیوار؟! نکنه جنی روحی چیزی باشن يه وقت! نه مثل این که جدی جدی دارن ميرن تو دیوار، يه قدم مونده به دیوار برسن، وایسادن و ...

  • نقاب من در برابر تو
  • ثمین مقدمی
  • هکر قلب
  • 67
  • یک رمان
  • بازدید: 3825
ادامه و دانلود

پدرش بال درآورد،پدر سرهنگش آرزو داشت دخترش دکتر بشود. و رها همیشه با آرزوهای پدرش بحث میکرد و می گفت:چرا من؟چرا به رزا نمیگید درس بخواند و برای بابا دکتر بشود.خواهرش را میگفت،خواهری که دوسالی از او بزرگتر بود و معماری میخواند.برادرش هم مهندس عمران بود و در خانه خودش زندگی میکرد. خواهر و برادرش به آنچه آرزو داشتند رسیده بودند. فقد در این خانه رها بود که هنوز به آرزو هایش دست پیدا نکرده بود. هنگامی که ماشین ایستاد.نگاه رها به آن طرف خیابان افتاد ماتش زد دو آموزشگاه کنار یکدیگر یکدام مقصدش و یکدام رویایش،آرزویش همانی که هر شب در خواب می دید. آرزوهایش خودشان را به رخ میکشیدند و گویا به او می فهماندند تو نتوانستی و نمی ...

  • دخترها‌ عشق ‌را‌ فریاد‌ نمی‌زنند
  • Asma. JhN
  • نگین قاسمی
  • 90
  • رمانکده
  • بازدید: 1027
ادامه و دانلود

خلاصه رمان فرمول: دانلود رمان فرمول  _ ماجرای فرمولی که تکاملش در مریخ محقق می شود و در میانه ی این راه پر از پستی و بلندی عشق هایی اتفاق می افتد و گاه تار و پود عشق هایی که شاید ظاهر سازی اند و شاید هم ریشه در عمق جانِ هم دارند از هم گسسته می شود . اما به هر حال اینجا پایان نیست.   دانلود رمان فرمول     قسمتی از رمان: اسکارلت گوشی اش را از روی مبل چنگ زد و داخل کیف چرمش گذاشت .کفش های پاشنه دارش را سریع پایش کرد و درب را باز کرد . راه پله  ی مارپیچ را با سرعتی عجیب طی کرد و با سوییچ قفل ماشینش را باز کرد . کیفش را روی صندلی عقب ...

  • فرمول
  • ستایش سادات کریمی
  • شادی روحبخش
  • 53
  • یک رمان
  • بازدید: 874
ادامه و دانلود

گويي نبض ما اهالي قلم در قلممان است تا وقتي قلممان حرفي براي نوشتن دارد ما نيز نبضي براي زندگاني داريم.لقب ته تغاري ته تغاري‌ها هم مي‌رسد به اسفند ماهي‌ها.همان‌هايي که وجودشان در هر خانه ضروريست بس که کوه آرامش‌اند... .صبر و حوصله‌ي‌شان بي‌نظير است، عصباني نمي‌شوند و صبوري مي‌کنند اما اگر عصبي شوند مانند آتش فشان شعله ور مي‌شوند. اگر بگوييم زيباترين لبخندها را دارند دروغ نگفته‌ايم! اسفند ماهي‌ها اکثرا مظلوم و مهربانند همانند ماهشان، آخر اسفند که مي‌شود آن‌قدر همه در تکاپو براي رسيدن بهار هستند که اسفند را فراموش مي‌کنند، اما اسفند هر سال به مهماني ما مي‌آيد. اسفند ماهي‌ها همان دوستان با معرفتي هستند که روي هر چه رفيق را سفيد کرده‌اند. *** چايي در استکان مي‌ريزم، هيزم هاي خيالم شعله‌ور مي‌شوند... . توان خاموشش ...

  • دلنوشته نبض قلم
  • آتوسا رازاني کاربر انجمن يک رمان
  • ش.روحبخش
  • 79
  • یک رمان
  • بازدید: 450
ادامه و دانلود

رمان پلیسی فرار از واقعیت سرگذشت دختری که می خواد زندگی جدیدی رو شروع کنه اما طی یه اتفاقی می فهمه که واقعیتی ازش پنهان شده و باید کشفش کنه.اما اون واقعیت چیه؟ واقعیتی که این دختر رو دگرگون می کنه…با دهن نیمه باز بهش زل زدم. اون کی بود؟ از من چی می خواست؟ معنی حرفش چی بود؟ یهو از جلوم کنار رفت و جسد الیکا که روی زمین افتاده بود ظاهر شد. با دیدن چشم های باز و بی حرکت الیکا که پر از خون شده بودن دست هام رو روی گوش هام گذاشتم و جیغ بلندی کشیدم. دوباره صدای اون قهقهه های بلند شروع شد. احساس می کردم دنیا دور سرم می چرخید. اون وحشتناک ترین صحنه در تمام ...

  • فرار از واقعیت
  • شمینا
  • نگین قاسمی
  • 340
  • رمانکده
  • بازدید: 1822
ادامه و دانلود

رمان اسکی داستان عشق دو نفره که با مخالفت ها و سختی های زیادی همراه بوده از لح بازی های هر دو در اول دوست داشتن تا عشقی که باعث شده در سخت ترین شرایط کنار هم باشن و ازدواج باعث نشده این عشق در اخر کمتر شود بلکه باعثاین شده که قدر هم را بیشتر بدونن بر عکس زمان حال ما آقا دایان ،الآن که وقت دعوا و بحث نیست، اتفاقیه که افتاده بجای دعوا کردن باید فکره چاره باشیم که چه جوری این قضیه رو به خان بگیم، می دونید که رضا خان و لیلی خانم نور چشمی این عمارت و چه بسا قیصرخان بودند. خوش شانس بودن که خان برای بررسی زمین های ترکیه رفته بود و بی ...

  • آسکی
  • مهدیه صابریان
  • نگین قاسمی
  • 850
  • رمانکده
  • بازدید: 5176
ادامه و دانلود

تقویم من بدون تو شاهد هیچ بهاری نیست.از وقتی از شهر بهاری من کوچ کردی و رفتی،تمام درخت های قلب یخ زده‌ام؛ زرد و خزان شدند و سیل باران پاییزی، کل قلبم را فرا گرفت.بدون تو این بهار که سهل است؛تمام بهار های تقویم عمرم، هیچ وقت سبز نخواهند شد!مرگبار است.رفتن کسی را به چشم دیدن و دم نزدن!فاجعه است...دادنش به دیگری و نبودنش در زندگی و روزمرگی‌هایت! مرگ است... دیگر حتی صدایش را نشنوی؛ نفس‌هایش را حس نکنی؛ دست‌هایش را لمس نکنی! تمام این‌ها برای ادمی مثل من چیزی جز مرگ را رقم نمی‌زند. می‌بینی مرگ چه قدر راحت می‌تواند رخ بدهد؟! مرگی که در بیداری آدم را اسیر خودش می‌کند! مرگ زنده! یک مرگ از جنس زندگی! *** ساعت از نصف شب هم گذشته است. خواب به چشم‌های ...

  • تقویم بی بهار
  • رویای محال کاربر انجمن یک رمان
  • صبا عباسی
  • 40
  • یک رمان
  • بازدید: 313
ادامه و دانلود

آیناز دختر شر و شیطون که همه خواستگاراش رو فراری میده حالا به درخواست پدرش مجبور میشه کسی رو انتخاب کنه که فقط عکسش رو دیده و بدون جشن و با یک عقد تلفنی به خارج کشور پست بشه!!!شونه ای بالا انداختم و از اسانسور پیاده شدیم ، وارد اتاقی مجلل و شیک شدیم که صدای عربده ای از طبقه پایین ، قلبم رو لرزوند، نگاهی به مهیاد که دیگه رنگ به رو نداشت کردم سریع کیف رو گذاشت تو کمد دیواری و به طرف در حرکت کرد و گفت ـ هر چی شنیدی از اتاق بیرون نیا ، اگه کسی هم اومد بالا برو تو کمد قایم شو!... از اتاق بیرون رفت و در رو بست ، ولی من کی حرف ...

  • عروس سفارشی
  • مریم افروغ
  • نگین قاسمی
  • 800
  • رمانکده
  • بازدید: 7114
ادامه و دانلود