• رمان برای کامپیوتر

بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیخونه ما طوری بود که پذیرایی و نشیمن یکی بود برای اینکه بری تو اتاقا باید ازونجا رد میشدی با کنجکاوی رفتم تو با دیدن دوتا پسر جوون که روی زمین نشسته بودن دیگه خیلی تعجب کردم با شک نگاشون کردمو سلام دادم اونام با شک جوابمو دادن سریع رفتم تو اتاقم و درو بستم باران کوچولوی من تو اتاق با لباسای مهدش خوابش برده بود اروم بوسیدمش و لباساش و طوری که بیدار نشه در اوردم لباسای خودمم عوض کردم و رفتم توی اشپزخونه بازم باید ازجلوی اون دوتا مرد رد میشدم این دفعه باباهم روبه روش نشسته بود به بابام سلام کردم که با مهربونی ...

  • نام رمان:ازدواج اجباری
  • نویسنده:sara bala
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:315
  • منبع:نودهشتیا
ادامه و دانلود

 توصیه میکنم این رمان را مطاعه کنید رمان بسیار زیبا و پلیسی  هست  ارکیده ۱۸ سالشه و زندگی آرومی داره؛ اما در شب تولدش اتفاق غیرمنتظره‌ای، سرنوشت خودش و اطرافیانش رو عوض می‌کنه؛ اتفاقی که باعث مرگ خیلی‌‌ها می‌شه و خیلی‌ها تاوان پس می‌دن، اتفاقی که باعث خیلی مشکلات می‌شه و همه رو وارد راه جدیدی می‌کنه که حتی خوابش رو هم نمی‌دیدن. از میان تمام تباهی‌ها، عشقی ناب و تازه‌ جوونه‌زده، زندگی ارکیده رو درگیر می‌کنه. فندک انتقام را زدم و با آتش قلبم، سیگارم را روشن کردم. سیگاری که با فندک انتقام شعله گیرد، نابودکننده است. سیگاری که با آتش قلب گداخته شود، ویران‌کننده است. این نابودی و ویرانی، همه را نابود می‌کند، همه را؛ حتی خودم را نابود می‌کند! اما من از نابودی ...

  • نام رمان:سیگار قلبی
  • نویسنده:shaghayegh.b
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:500
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

دانلود رمان سکاندار عشق       خلاصه: دانلود رمان سکاندار عشق این یک رمان عاشقانه هست و مطالعه ان خالی از لطف نیست  و شالم رو سر کردم. الهام هم لباس پوشید و از اتاق بیرون اومدیم و رفتیم تو آسانسور و طبقه ی همکف پیاده شدیم. به داخل لابی رفتیم، کروی پروازی اون جا در حال نوشیدن قهوه و چایی بودن. دنبال جای خالی بودیم که بریم بشینیم

  • نام رمان: سکاندار عشق
  • نویسنده:مریم حیدری
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:546
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود

يک عصر بارونی ماه آبان بود من درحالی که روی تخت نشسته بودم،حساب های مهر ماه رو از  دفتر کل، پاک نويس می کردم؛ بعد از اتمام کارم،نسکافه ای درست کردم و درحالی که از پشت پنجره به نم نم بارون خيره شده بودم، به گذر زندگيم  فکر ميکردم.  به روزهای سخت  زندگيم در  پرورشگاه ...درس  و کار  از نُه سالگيم...قبوليم در دانشگاه سراسری برای رشته جامعه شناسی و مادر و پدری که هرگز نديدمشون يک عصر بارونی ماه آبان بود من درحالی که روی تخت نشسته بودم،حساب های مهر ماه رو از دفتر کل، پاک نويس می کردم؛  بعد از اتمام کارم،نسکافه ای درست کردم و درحالی که از پشت پنجره به نم نم بارون خيره شده بودم، به گذر ...

  • نام رمان: نور همین حوالیست
  • نویسنده:یگانه. کاف
  • طراح:Matin Misayi
  • تعداد صفحات:300
  • منبع:کافه تک رمان
ادامه و دانلود

دانلود داستان کوتاه مملو از تهی     خلاصه : دانلود داستان کوتاه مملو از تهی _ حالم خوب است، اما گذشته‌ام درد می‌كند...گذشته‌ام، گاهی تا هميشه فرياد می‌كند... و آرام عكس‌های يادگاری را بر دلم می‌كوبد...گذشته‌ام می‌شكند می‌پوسد و امّا نمی‌ميرد...این‌بار قلمی در دست گرفته‌ام تا درباره دختری بنویسم که دردهایش تمام نشدنی است...همیشه بین گذشته و حالش در حال جدل هست! اما سوال اینجاست که چه چیزی در گذشته این دختر وجود داشته یا اتفاق افتاده است که این‌گونه دختر قصه‌ی ما احساس تُهی بودن می‌کند؟!

  • نام داستان : مملو از تُهی
  • نویسنده : Atousa کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: SreanOOsh
  • تعداد صفحات : 135
  • منبع : https://forum.1roman.ir/threads/41955/
ادامه و دانلود

روایت زندگی مُرکا، که معشوقش را به وصال دیگری می رساند و درست جایی که فکر می کرد همه چیز تمام شده، ورق سرنوشت او بر می گردد وچشم هایم بی نور و تاریک می نمود و زیرشان هم گود رفته بود از بس که اشک ریخته بودم... آن کرمی که تبسم برای تیرگی زیر پلک هایم، معرفی کرده بود و به قول خودش مال فلان شرکت و کشور هم بود، هیچ تاثیری در از بین بردن آن سیاهی نداشت.  پوزخندی به قیافه ی داغون و بی حالتم زدم. آب دهانم را قورت دادم. شانه ام را برداشتم و روی موهایم کشیدم. از صدای نخراشیده ی شانه کردن موهای در هم گره خورده ام، دندان روی هم ساییدم.  اوایل چقدر به آن ها ...

  • نام رمان: مُرکا
  • نویسنده:عاطفه نیک طلب
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:393
  • منبع:نویسا
ادامه و دانلود

داستان شکستن باورها، اعتمادها،، یک ازدواج ازسره بی تفاوتی!!داستان یه دخترو پسر که عاشق همن, ولی همه چیز خراب میشه  . دختر داستان ما مجبور میشه بایکی که دوستش نداره ازدواج کنه به نظرت سرنوشت این دختر و پسر و صد البته پسری که بااین دختر خانم ازدواج کرده چی میشه؟ توی این روستایی ک همه همدیگرو میشناسن دیدن میثم خیلی سخته اونم ک گیرداده همین امروز باید بیای ببینمت وگرن خون ب پا میکنم ای خدا کاش میشد مشکل قبیله ایه ماهم حل بشه تا منو میثمم بتونیم باهم ازدواج کنیم و مجبورنباشیم قایمکی همو ببینیم تو آیینه ب خودم نگاه کردم اون لباس محلیه آبی ب پوست سفیدو چشمای آبیم خ میومد و موهامم ک خرمایی و لخته و لبای ...

  • نام رمان:گریه ی عشق
  • نویسنده:سولماز و عاطفه
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:215
  • منبع: کافه تک رمان
ادامه و دانلود

 بهش فکر کن  قشنگ میفهمی یعنی چی  زندگی آدم ها هممون توی لحظه های شاد، ناراحتی،بی تفاوتی،ترس،نفرت،عشق و ناامیدی پناه میبریم...اهنگ... حالا اون آهنگ با حال و هوامون یکی میشه... آروم میشیم...یا حتی یک سری از تصمیمات مون هم توی آهنگ گوش دادن گرفته میشه... و خودمونم نمیفهمیم... هر آهنگی برامون یک مفهومی داره، واسه هر کس متفاوت و قشنگ با هر آهنگ یاد خاطره یا چیزی چه خوب و چه بد می افتیم . پس آهنگ ما با زندگیمون،  با دنیامون با همه چیمون... گره خوردن... آهنگ یک لحظه نگام کن هم کلی مفهوم داره.... کلی حرف که هر کسی برداشتی داره اونو یاد کسی یا چیزی میندازه... این آهنگتو هر حسی و تو هر حالی منو فقط و فقط یاد ...

  • نام رمان: اهنگ زندگی
  • نویسنده:ZNZ
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:365
  • منبع:ارسالی از کاربران یک رمان
ادامه و دانلود

سال ها بعد، دختری متولد می‌شود، دختری که نه از جنس خاک است و نه از جنس گِل، بلکه از نفس خداونده ! دختری که با آوردن اسمش، وحشت را وارد قلب انسان ها می کند! آدرینا، الهه ی مرگ؛ الهه ی که مرگ و زندگانی در دستان اوست! الهه ی که وارد عشقی ممنوع می‌شود و برای رسیدن به معشوقه اش پا بر روی تمام محدودیت ها می گذارد…  به سمت خوابگاه حرکت کردم . نمی دونم چرا اما احساس می کنم ؛ کسی در حال تعقیبمه ! احساس اینکه ، کسی داره تعقیبم می کنه ؛ اذیتم می کرد. هر دفعه که پشت سرم رو نگاه می کردم کسی نبود ! همیشه حسام درست بوده. اخرین باری که احساس کردم ...

  • نام رمان : الهه مرگ (جلد اول)
  • نویسنده : نازنین اکبرزاده کاربر انجمن یک رمان
  • طراح : بهار قربانی
  • تعداد صفحات : 625
  • منبع : یک رمان
ادامه و دانلود

از گوش کردن به حرف‌های من ترسی نداشته باشید. من مانند کسی هستم که در جوانی مرده باشد؛ زندگی من می‌توانست خیلی بهتر باشد؛ ولی حالا تغییر کرده است. این رمان اختصاصی سایت یک رمان است. تو دنیای شادو زیبای کودکانه‌ام بودم دغدغه‌هایم چیزهایی مثل داشتن یک دوست، عروسک و رفتن به مدرسه و... بود. یه خواهر زیبا و دوست داشتنی دارم که دوران مجردی‌اش یک لحظه از دست خواستگارهاش آرامش نداشت و بالاخره یک نفر نظر اون رو جلب کرد و خواهرم هم از او خوشش اومد. شب عروسی خیلی خوشگل شده بودم. حتی آرایشگر که هیچ کار خاصی روی من انجام نداده بود همش می‌گفت : -خیلی خوشگل شدی! مهمون‌هاتون باید خیلی باهوش باشن تا بفهن تو عروسی یا خواهر عروس! من هم فقط ...

  • نام رمان:من دخترم
  • نویسنده: Farzaneh_sgs کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: •Reyhaneh•
  • تعداد صفحات: 197
  • منبع: https://forum.1roman.ir/threads/17534/
ادامه و دانلود