• دانلود رمان کل کلی

داستان راجب دختر شیطون و زبون درازی هست که هیچ جوره با ازدواج کنار نمیاد؛اما ناخواسته با کسی آشنا می‌شه ویه جورایی مسیر زندگی‌ش عوض می‌شه...ادامه‌ش رو خودتون بخونید. مطمئنا یاد سهراب بهانه خوبیست برای شروعی تازه برای استمرار یک لبخند برای آشتی با زندگی … خواهم آمد بر سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند هر کلاغی را کاجی خواهم داد مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک آشتی خواهم داد آشتی خواهم کرد راه خواهم رفت نور خواهم خورد دوست خواهم داشت …. -چه خبرته؟ بزار من هم حرف بزنم. در حالی که سعی در منظم کردن نفس هاش داشت گفت:خب من حرف هام تموم شد، حالا می خوای جواب من رو بدی؟ -ماشالله ...

  • نام رمان : شراکت اجباری
  • نویسنده : Mohad.76
  • طراح : Lady Green
  • تعداد صفحات : 507
  • منبع : رمانکده
  • بازدید: 6222
ادامه و دانلود

دریا دختر شوخ طبع و پر هیاهویی که پدرش برای یک ماموریت به خارج از کشور میره و دریا رو به یک خانواده ی مورد اعتماد و سرمایه دار میسپاره ساواش پسر اون خانواده با وجود دریا توی خونه مخالفه و جفتشون ضد هم هستن.در همین حین دریا پی قاتل مادرش میگرده و با واقعیت های غیر قابل باوری رو به رو میشه یه رمان فوق العاده کلکلی که هرکسی باید بخونتش! یه لحظه خونه ی بهم ریخته و کارتون شرک به ذهنم رسید همون صحنه ای که شرک بچه هاش رو پوشک می کرد و بچه هاش از سرو‌کوله‌ش بالا و پایین می پریدن. بابا دو تا بشکن زد و گفت: - کجا سیر می‌کنی آخه تو دختر؟ لبخندی زدم و محکم پهلوی ...

  • قاتل کیه
  • آریانا عاشوری زاده
  • بلک استار
  • 147
  • رمانکده
  • بازدید: 3086
ادامه و دانلود

کسی که بعد از ۸ سال دوری،وقتی با کابوسای زندگیش رو به رو میشه،چاره ای جز فرار نداره ..ولی وقتی به خاطر یه دوست ،پاشو میذاره تو زندگیه کابوس اصلیش،اون یکی میتونه براش یه رویای شیرین شه….نه؟ از نسل رعیت های عادی بود اما با عشق ارباب دل شد یه لنگه پا تو هوا منتظر بودم. تکیه امو از در برداشتم و دوباره رنگ زدم. باز همون زن قبلیه آیفونو برداشت که گفتم--خانم چی شد؟ اربابتون اجازه داد؟ خانمه--نه خانم، صبر کنید. با عصبانیت گفتم--خب خانم،چقدر دیگه باید صبر کنم؟ دارم از سرما یخ میزنم. من که معطل شما نیستم. نمیخوایید بیام بگین برو چرا اینطوری میکنین؟ ای بابا.... یه صدایی از اونور اومد--کیه نورا؟ نورا--عه،ارباب بیدار شدید؟ این خانمه همونیه که پدرشون.... دستمو گرفتم ...

  • رعیت زاده
  • رانا
  • نگین قاسمی
  • 136
  • رمانکده
  • بازدید: 5954
ادامه و دانلود

رمان اسکی داستان عشق دو نفره که با مخالفت ها و سختی های زیادی همراه بوده از لح بازی های هر دو در اول دوست داشتن تا عشقی که باعث شده در سخت ترین شرایط کنار هم باشن و ازدواج باعث نشده این عشق در اخر کمتر شود بلکه باعثاین شده که قدر هم را بیشتر بدونن بر عکس زمان حال ما آقا دایان ،الآن که وقت دعوا و بحث نیست، اتفاقیه که افتاده بجای دعوا کردن باید فکره چاره باشیم که چه جوری این قضیه رو به خان بگیم، می دونید که رضا خان و لیلی خانم نور چشمی این عمارت و چه بسا قیصرخان بودند. خوش شانس بودن که خان برای بررسی زمین های ترکیه رفته بود و بی ...

  • آسکی
  • مهدیه صابریان
  • نگین قاسمی
  • 850
  • رمانکده
  • بازدید: 4793
ادامه و دانلود

آیناز دختر شر و شیطون که همه خواستگاراش رو فراری میده حالا به درخواست پدرش مجبور میشه کسی رو انتخاب کنه که فقط عکسش رو دیده و بدون جشن و با یک عقد تلفنی به خارج کشور پست بشه!!!شونه ای بالا انداختم و از اسانسور پیاده شدیم ، وارد اتاقی مجلل و شیک شدیم که صدای عربده ای از طبقه پایین ، قلبم رو لرزوند، نگاهی به مهیاد که دیگه رنگ به رو نداشت کردم سریع کیف رو گذاشت تو کمد دیواری و به طرف در حرکت کرد و گفت ـ هر چی شنیدی از اتاق بیرون نیا ، اگه کسی هم اومد بالا برو تو کمد قایم شو!... از اتاق بیرون رفت و در رو بست ، ولی من کی حرف ...

  • عروس سفارشی
  • مریم افروغ
  • نگین قاسمی
  • 800
  • رمانکده
  • بازدید: 6519
ادامه و دانلود

همیشه با خودم فکر میکنم چرا یه شب گردن این پسره بیشعورو محکم با این دستام نمیگیرم تا خفش کنم از شرش خلاص بشم ولی هربار که فکر میکنم کنارش چه قدر کیف میکنم از تصمیمم پشیمون میشم یکهو از روی تخت جستی میزنم یه جرقه بزرگ توی سرم زده شده بودوایسا ببینم چرا که نه؟یه طوری این کارو میکنم که نمیره فقط زجر بکشه یا اصلا میتونم بدتر مثلا…. خنده مرموزانه ای کردمو با تخسی گفتم:آقا آرسام بچرخ تا بچرخیم لاستیک ماشین خوشگل منو پنچر میکنی؟دارم برات با هیجان پتوی رو تختمو کنار زدم و برای عملی کردن نقشم راهی شدم و…غرورم…لعنتی ترین ویژگی دوست داشتن من است…زندگیم بر پایه اش بنا شده…همه چیزمه…غرور منو نشونه نگیر… چون…هستیتو به آتیش ...

  • برج زهرمار و دختر شیطون بلا
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 330
  • رمانکده
  • بازدید: 9119
ادامه و دانلود

داستان رمان ازدواج اجباری از یک انتقام شروع شد انتقامی که پسر قصه ما به خاطر اهدای قلب مادرش به  مادر دختر قصه ما بهار شروع شد و این کینه باعش شد پسر قصه ما کامران برای جبران رنج خودش دست به این ازدواج بزنه و باعث اذیت خودش و بهار بشه .بهار یه روز که ازمدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیخونه ما طوری بود که پذیرایی و نشیمن یکی بود برای اینزدکه بری تو اتاقا باید ازونجا رد میشدی با کنجکاوی رفتم تو با دیدن دوتا پسر جوون که روی زمین نشسته بودن دیگه خیلی تعجب کردم با شک نگاشون کردمو سلام دادم اونام با شک جوابمو دادن سریع رفتم تو اتاقم و درو بستم ...

  • ازدواج اجباری
  • sara bala
  • بهار قربانی
  • 315
  • نودهشتیا
  • بازدید: 28216
ادامه و دانلود

دلارام سعادت که بخاطر تحصیلش اومده تهران و پیش خواهر و برادرش زندگی میکنه دوران خیلی خوبی رو داره میگذرونه که سال آخر معلم ریاضیشون عوض میشه و یه معلم مردی وارد مدرسه میشه و با وارد شدن معلم جدید ماجراهای جالبی اتفاق میفته رکسانا رفت. شروع کردیم باهم حرف زدن. که اکیپ آیسان اومدن سمتمون. آیسان و ژینوس. دوتا دختر مزخرف تو مدرسمون. از اولین سالی که اینجا بودیم باهاشون مشکل داشتیم. دخترای نچسب آیسان: - اوووو ببین کی اینجاس من: - به به. چقدر ناراحت شدم از دیدنت. خوشحالم که امسال آخرین سالی هست که ریختتو تحمل میکنم خانم سرمد اومد. مدیر چاق و عصبیمون. نذاشت اونا ادامه بدن. خانم سرمد اصلا حوصله اکیپ ما مخصوصا منو نداشت همه صف وایستادیم. اومد و بعد ...

  • دلارام
  • هستی صفرپور
  • طراح:
  • 282
  • رمانکده
  • بازدید: 3822
ادامه و دانلود

قصه ی عشق دختری به اسم رهاست! دختری ساده که نمی تونه به پسر مورد علاقه اش بگه دوستش داره، ولی در جریان دوستی رها با دختری به اسم سوگند، مسیر زندگیش عوض می شه و یه جورایی نا خواسته در کنار پسر مورد علاقه اش قرار می گیره.داستان رها، از نوع داستان های همکاری با پلیسه ، اما با محتوای متفاوت و اتفاق های هیجانی و جذاب! رهایم نکن: داستان پلیسی، عاشقانه و هیجانی، با پایان خوش است. دلم نمی خواست ماجرای خواستگاری محمد جدی بشه یا اینکه حتی بهش فکر کنم، برای همین هم دل رو به دریا زدم و با صدای بلندی برای اینکه مامان بشنوه گفتم: مامان جان جواب من منفیه! مامان که خوشحالی از درخواست سلیمه خانم توی ...

  • رهایم نکن
  • اسما مومنی
  • ش.روحبخش
  • 250
  • یک رمان
  • بازدید: 3602
ادامه و دانلود

 من مرد دو چهره ی روزگار هستم؛ همان پسر سر به راه گذشته ها و مرد کینه توز این روزها. بی رحمی شده سر لوحه ی زندگی ام.در من به دنبال ویژگی مثبت نباش! من خالی ام از تمام خوبی ها. آری، من قدر مطلق سیاهی ها و نماینده ی تمام کسانی هستم که در این میان ضربه خورده اند.من آماده ام تا انتقام بگیرم. میز عدالتی تشکیل می دهم و خودم هم قاضیش می شوم. بی شک من خودم عدالت را اجرا خواهم کرد. به سرعت سرم را بلند کردم و به چشمانش خیره شدم. حال که او را می دیدم درک می کردم که چه قدر محتاج همین بودن هایش هستم. از جایم بلند شدم و مشتاقانه لب زدم: کی ...

  • گناهکاران
  • عطیه شکری tara.at
  • ش.روحبخش
  • 307
  • رمانکده
  • بازدید: 3570
ادامه و دانلود