• رمان برای کامپیوتر

معرفی نامه رمان بحران زده: دانلود رمان بحران زده_ داستانی اجتماعی از واقعیت‌ها و دروغ‌های مجازی و زندگی‌حال، تاوان‌هایی که قصد ضربه زدن برای خیال پوچ خود دارند. دروغ باشد یا واقعیت ما یک‌دیگر را در خیابان دیدار خواهیم کرد و بدون شناخت از یک‌دیگر دور خواهیم شد و این معنای واقعی نشناختن‌ها هست.     دانلود رمان بحران زده   قسمتی از رمان بحران زده: دانلود رمان بحران زده_ ميدونی چیه... يک وقت‌هايى ... بايد خودت رو به بي‌خيالى بزنى... . بي‌خيال تمام آدم هايى... كه دوستت ندارند!بی‌خيال تمام كارهای كه مى خواستى بشه... ولى نشد! بي‌خيال تمام ركب‌هايى كه خوردى!بی‌خيال هر كس كه امروز وارد زندگيت شد و فردا رفت! بی‌خيال تلاش هاى بی‌نتيجه‌ات... دوست داشتن‌هاى بى‌ثمرت! وقتى كسى دوستت ندارد؛ اصرار نكن! وقتى كسى برايت وقت ...

  • بحران زده
  • سهیلا زاهدی
  • MAEE_A
  • 567
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان سیگار صورتی: دانلود رمان سیگار صورتی _ می‌گویند سیگار سم است؛ اما کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، از جانش نمی‌ترسد! حداقل سیگار تا پای جان با تو می‌ماند و با ذره‌ذره سوختن و نابود شدنش، تو نیز جان می‌دهی؛ اما آدم‌ها درست لحظه آتش گرفتنت، از ترس خاکستر شدن تو را تنها خواهند گذاشت. گاهی سیگار، صورتی‌تر از محبت‌های دروغین انسان‌هاست. رمان سیگار صورتی درمورد خانواده‌هایی‌ست که دست تقدیر آن‌ها را به لب پرتگاه رسانده است. فاصله‌های عمیق در خانواده، هر یک از اعضا را درون انفرادی زندانی می‌کند. دختر قصه سعی دارد خود را از این زندان خلاص کند؛ غافل از اینکه بیرون از این انفرادیِ سرد، دنیای تاریک‌تری وجود دارد. زندگی بین انسان‌هایی که ...

  • سیگار صورتی
  • ستایش پرویزی
  • MAEE_A
  • 109
  • یک رمان
ادامه و دانلود

خلاصه رمان بسته: دانلود رمان بسته _ به سرانجام رسیدن تلاش فضانوردان مریخی به دست چه کسی محقق خواهد شد؟ دوست و دشمن را چگونه باید از هم تشخیص داد؟ چه کسی قرار است قربانی ساخت این فرمول شود؟ کاش پایانی خوش برایش تداعی شود. کاش...   دانلود رمان بسته ( جلد دوم رمان فرمول)     قسمتی از رمان: چارلی کنار یک گل فروشی ایستاد و یک دسته گل خرید و به سمت خانه ی سوفی راند. حدود یک ربع بعد او جلوی خانه ی نامزدش ایستاده بود. زنگ خانه را زد اما کسی درب را برایش باز نکرد. بعد از اینکه دو بار دیگر هم زنگ را زد و کسی درب را برایش باز نکرد نگران شد و با تلفنش شماره ی سوفی را گرفت ...

  • بسته
  • ستایش سادات کریمی
  • Anooshe.Ta
  • 64
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 خلاصه رمان نقاب من در برابر تو : راجع به دختری هست که هویت واقعی خودش رو از همه پنهان کرده و با سختی زیادی کمی به زندگی خودش آرامش بخشیده، اما فقط کمی. اما روزی از روزها کسی که ازش متنفره اون رو به کاری مجبور می‌کنه که باعث می‌شه مسیر زندگی اون دختر تغییر کنه، باید ببینیم دخترمون چجوری با سرنوشت کنار میاد و چه‌جوری ...   دانلود رمان نقاب من در برابر تو     قسمتی از رمان: دانلود رمان نقاب من در برابر تو_ هر چهارتاشون جلو رفتن، من و سپهر هم پشتشون. اِوا اينا چرا دارن ميرن سمت دیوار؟! نکنه جنی روحی چیزی باشن يه وقت! نه مثل این که جدی جدی دارن ميرن تو دیوار، يه قدم مونده به دیوار برسن، وایسادن و ...

  • نقاب من در برابر تو
  • ثمین مقدمی
  • هکر قلب
  • 67
  • یک رمان
ادامه و دانلود

خلاصه رمان فرمول: دانلود رمان فرمول  _ ماجرای فرمولی که تکاملش در مریخ محقق می شود و در میانه ی این راه پر از پستی و بلندی عشق هایی اتفاق می افتد و گاه تار و پود عشق هایی که شاید ظاهر سازی اند و شاید هم ریشه در عمق جانِ هم دارند از هم گسسته می شود . اما به هر حال اینجا پایان نیست.   دانلود رمان فرمول     قسمتی از رمان: اسکارلت گوشی اش را از روی مبل چنگ زد و داخل کیف چرمش گذاشت .کفش های پاشنه دارش را سریع پایش کرد و درب را باز کرد . راه پله  ی مارپیچ را با سرعتی عجیب طی کرد و با سوییچ قفل ماشینش را باز کرد . کیفش را روی صندلی عقب ...

  • فرمول
  • ستایش سادات کریمی
  • شادی روحبخش
  • 53
  • یک رمان
ادامه و دانلود

قسمتی از رمان: دانلود رمان حسرت نفرت عشق _ خونه عمو خسرو یه جورایی حکم خونه پدری رو داشت واسه من. هر بار که دلم می گرفت. هربار که جایی رو با مشت های گره کرده و قلب در هم شکسته ترک می کردم اینجا تنها جایی بود که اروم میگرفتم. تنها جایی که خودم بودم. تنها جایی که سهراب بودم و خسرو تنها کسی بود که در هر شرایطی آدمی مثل منو درک می کرد و این مهم ترین خصوصیتش بود. در خونه رو آروم بستم و به سمت اتاق خسرو راه افتادم.   دانلود رمان حسرت نفرت عشق قسمتی از رمان: به گرد گیری میزا و مجسمه های عتیقه که پولش از هزار و یک ترقند در اومده بود مشغول بودند. جلوی در ...

  • حسرت نفرت عشق
  • م خالقی
  • نگین قاسمی
  • 222
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی کتاب: دانلود رمان پولتو به رخم نکش _ این رمان داستان زندگی دختریه به اسم ترانه که مشکلات زیادی توی زندگیش داره و هرچه قدر خودشو به درو دیوار میکوبه تا شرایط و تغییر بده نمیشه تا اینکه برادرش کلی بدهی بالا میاره و ترانه مجبور میشه که برخلاف میلش کارایی بکنه که اصلا ازش خوشش نمیاد در این بین سر راهش یه پسر مغرور و خودخواه قرار می گیره که دست تقدیر این دوتا رو همش روبه روی هم قرار میده تا اینکه یه روز اتفاقی می افته که هیچکس منتظرش نیست اما…   دانلود رمان پولتو به رخم نکش   قسمتی از کتاب: از ماشین پیاده شدم و با ذوقی که سعی می کردم پنهونش کنم کلید و توی در انداختم و بازش ...

  • پولتو به رخم نکش
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 496
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان سرنوشت دامون _ پسری که با خیانت نامزدش دور خود حصاری از غرور میکشد تا اینکه به عنوان استاد وارد دانشگاه می شود و با دختر شاد و شیطونی رو به رو می شود...   دانلود رمان سرنوشت دامون   قسمتی از رمان: دانلود رمان سرنوشت دامون _ دیگه بیشتر از این اونجا نموندم با دو خودمو به در حیاط رسوندم. پشت سرم درو محکم بستم شروع کردم به دویدن نمیدونم کجا میخوام برم ولی میدونستم که باید هرچی زودتر ازشون دور بشم. اینقدر دویدم که خودمو تو یه مکان غریبی دیدم ترسیده اشکامو پاک کردم بهع اطراف نگاهی انداختم روی جدولی نشستم. سرمو روی پاهام گذاشتم شروع کردم گریه کردن اینقدر گریه کردم که سرم درحال ترکیدن بود. یعنی من ...

  • سرنوشت دامون
  • نازنین رامی نیا
  • نگین قاسمی
  • 235
  • یک رمان
ادامه و دانلود

آتنه زن مطلقه ایست که با محمود رئیس شرکتش قرار ازدواج می گذارد ولی دیدن عشق سابقش تمام برنامه هایش را برهم می زند. شاید تو اون اداره یه کم شبیه رئیسا باشم اما اینجا دربست در اختیار بانو هستم که امر کنن! به این قسم حرف زدنش عادت داشت. شیطنتی به نگاهش داد و گفت: -من که خیلی گرسنمه!  از دست و دل بازی مرد هم با خبر بود. - جونم! کباب نایب....پیتزا ایتالیایی سیب یا سالاد سزار سن سو؟کدومش تا برونیم طرفش؟ مگر می شد این مرد را دوست نداشت وقتی اینطور از علائقش با خبر بود. کمی با خودش فکر کرد ببیند کدام از این سه گزینه به سلیقه ی مرد نزدیک است...... چیزی یادش نیامد.....لبش را متفکرانه گزید: -نظر خودت چیه؟ نمیشه که همش ...

  • ابر بی باران
  • الف.صاد
  • محدثه فارسی
  • 180
  • رمانکده
ادامه و دانلود

یه شیطون که بیخیال همه چیزه یه آقا پسر مغرور و محکم که دنبال انتقام ازکسیکه بهترین دوستشو ازش گرفته تو این بین ماجراهای گاهی شاد گاهی غمگین پیش میادجانم مامان دارم لباس میپوشم الان میام سریع یه مانتو مشکی جلو بسته که فقط یه کمربند که دنبالش یه زنجیر طلایی داشت ودوسال بند انگشت بالاتراز زانوم بود تنم کردم با مقنعه مشکی و کوله وکفش تخت مشکی طلایی پام کردم وتند از اتاق زدم بیرون و از نرده ها سر خوردم تا زودتر برسم(اره جان عمم?) تند از همه خداحافظی کردم و به طرف حیاط رفتم سوار206سفید خوشگلم شدم و به سمت خونه ی صمیمی ترین و خل وچل ترین دوستم (آتنا) راهی شدم. صدای ظبط وزیادکردم وپامو گذاشتم رو گاز نزدیکای خونشون ...

  • نام رمان:عشق در اوج هیجان
  • نویسنده:حمیده محمدی
  • طراح:Aisa Hami
  • تعداد صفحات:140
  • منبع:;کافه تک رمان
ادامه و دانلود