خلاصه داستان: دانلود داستان کوتاه تلخ شاید کمی شیرین _ پروانه دختری کوچک و پاک است که درگیر مشکلات بزرگی میشود؛ به دنبال عشق در خانوادهاش میگردد! اما دستان بیرحم زمونه او را زخمی کرده و شادی را از زندگیاش گرفته. دانلود داستان کوتاه تلخ شاید کمی شیرین قسمتی از داستان: کفشهامون رو پوشیدیم و به راه افتادیم. روز خیلی سردی بود، از آنجا که کاپشن نداشتیم لرزیدیم و رفتیم. توی راه شهریار (پسری که دوستش داشتم) رو دیدیم. - سلام خانوم خانوما چرا قیافهات گرفتهست. سرم رو انداختم پایین و جوابش رو ندادم، قلبم داشت تندتند میزد از این میترسیدم که پگاه شهریار رو به بابا بگه و بابا منو قطعاً میکشه. شهریار هم که بیخیال بشو نبود، قدمهام رو بلندتر برداشتم و پشت کردم بهش، پشت ...
