جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان

کاوه مرد افسرده‌ای است که به تنهایی زندگی می‌کند. با گذشت زمان، اشخاصی که او می‌شناسد، به نوبت ناپدید می‌شوند و قسمت‌های گوناگون شهری که داخل آن مستقل است، تغییرات چشم‌گیری می‌کند. سرانجام، کاوه در یک دنیا جدید، خود را تنها انسان کره زمین می‌بیند، اما... در بعضی از مسائل حیاتی، انسان‌ها مرزی را برای خودشان به وجود آورده‌اند؛ که فراتر از آن را غیر ممکن خطاب کنند. جالب است! اگر به زمان انسان‌های نخستین بازگردیم و به این موضوع بنگریم، که آن‌ها هیچ‌وقت، نمی‌توانستند به سبب برخورد سنگ‌ها، وجود آتش را کشف کنند و از آن بهره ببرند. اگر دانشمندان بزرگ اختراع‌های خودشان را به خط تولید نمی‌رسانند، چه کسانی می‌خواستند با چه وسایلی جایگزین آن‌ها را پر کنند؟ اگر کره ...

  • دنیای جدیدی خلق می‌شود
  • mehran
  • braveays
  • 120
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 این رمان یکی از پرطرفدار ترین رمان های یک رمان می باشد حسادت و نادانی، آتش می‌شود و بر زندگی دخترکی می‌افتد که بی‌گناه است. گناه او چیست وقتی هیچ شباهتی به خواهر دوقلویش ندارد؟!او سال‌ها با عقده بزرگ دیده شدن رشد می‌کند و این عقده در زندگیش ریشه می‌دواند و قلبش را تَرَک می‌زند.در این میان عشقی سرزده، شعلهمی‌کشد و آتشِ این زندگی را شعله‌ورتر می‌کند سطح این رمان برگزیده می باشد سرش را سمت پنجره برگرداند‌ و اشک‌‌‌هایش، صورتش را خیس کردند. دندان‌هایش را روی هم فشار داد و سکوت کرد. مادر باری دیگر، با عصبانیت فریاد کشید: -تو چی از نادیا کم داری؟ هان؟! جواب بده. بغضی گلویش را فشرد و مانع صحبت کردنش شد. خواست از جا برخیزد که مادر مچ ...

  • نام رمان:آتشی بر پیکر جانم
  • نویسنده:فائزه حاجی حسینی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:420
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

رمان در مورد زنیه که در گذشته یه ازدواج ناموفق داشته والان پسری ک یه مدت به عنوان راننده آژانس در جریان زندگیش قرار گرفته عاشقش میشه وادامه ماجرا مامان‌هم بدونه جواب دادن ایفون دروباز کردو بامروارید اومدن تو حیاط برای استقبالمون،بعداز کلی ماچ و بوس وحال و احوال مامان مارو به داخل تعارف کرد ولی روپله‌ها چند جفت کفش غریبه بود که بادیدنشون نگاه متعجب و سوالیمو به مامان انداختم که باسکوت و یه لبخند منو به داخل راهنمایی کرد،علیرضا و مهربد پشت سرم داخل اومدن وقتی وارد حال شدیم از افرادی که کنار مبل‌ها ایستاده و منتظر اومدن مابودن داشتیم شاخ در میاوردیم،شوکه و متعجب به افراد روبروم بودم وتا بخوام به خودم بیام تو بغل مادر علیرضا جا ...

  • مگه من دل ندارم
  • شیرین یعقوبی
  • سدنا
  • 225
  • رمانکده
ادامه و دانلود

داستان درباره‌ی دختری به نام آرزوست. آرزو، دختری منزوی است که زمان زیادی را در بحران بی‌محبتی پدرش به سر برده، چرا که باعث و بانی مرگ عشق پدرش قلمداد می‌شود. او به طور تصادفی با مردی آشنا می‌شود که به آرزو کمک می‌کند تا تنها عامل نجات زنی باشد که اکنون، در مقام همسر و همراه پدرِ آرزو است. این نجات میسر نمی‌شود مگر به‌ واسطه‌ی عشق بزرگ این مرد که نه تنها آرزو را مدیون انسانیت خویش می‌کند، بلکه به او کمک می‌کند از دنیای انزوای خود فاصله گرفته و بودن در کنار افراد دیگر برایش از تنهایی لذت بخش‌تر باشد. مردی که به او عاشق شدن را می‌آموزد و تنها مایه‌ی آرامش قلب نگران او می‌شود؛ همان مردیست ...

  • نام رمان : اسارت نگاه
  • نویسنده : روشنک.ا کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار : rosha banoo
  • تعداد صفحات : 1020
  • منبع : http://forum.1roman.ir/threads/9021/
ادامه و دانلود

در اصل یه مرکز خاص توی اداره ی پلیسه که بهشون پرونده های مشکل و گاهی حساس و یا مشکل دار رو می دن که حل کنن. فرمانده ی پایگاه، سرگرد سهند بهنام هست که برای اینکه فرمانده این گروه متخصص بشه، آموزش های خاصی هم دیده .. بهترین افراد را هم کنارش جمع کردن تا بتونه کارشو به نحو احسنت انجام بده .  سلام ، قبل از هر صحبتی، باید یه توضیح ضروری رو بنویسم . این داستان نه فانتزیه، نه واقعیت.  توی کشور ما اصلا نه چنین جایی وجود داره و نه پلیس و قانون ِ توی داستان با پلیس و قانون ما هم خونی داره . من دوست داشتم پرونده ها رو توی چنین جایی با کمک افراد پایگاه ...

  • نام رمان:پایگاه ویژه
  • نویسنده:سارا هاشمی
  • طراح:diana-am
  • تعداد صفحات:1542
  • منبع:رمانخونه،نودهشتیا،تیم اعتماد
ادامه و دانلود

پاشنه ی کوتاه کفشش که روی آخرین پله نشست، سری که به سرعت وارد کلاس شد را هم دید! عینک کائوچویی مشکی اش را با انگشت، بالاتر کشید و مثل همیشه، آرام قدم برداشت.  هر چه قدر به در کلاس نزدیک تر می شد، صدشا ها هم ارام تر به گوشش می رسید. نزدیک در، نفسش را عمیق بیرون داد و با یک بار پلک زدن وارد کلاس شد، چهارده نفر، دانشجوی ترم آخر عکاسی، همه ایستاده بودند و جز صدای پاشنه های کفش او، صدای دیگری در کلاس نبود.  وقتی کنار میز ایستاد، کیف سامسونت مشکی را رویش گذاشت و به سمت دانشجوها برگشت: بشینید.  در یک لحظه، سکوت تبدیل شد به صدای کشیدن صندلی ها و همهمه ی آرام میان دانشجو ...

  • سلفی دردسرساز
  • سارا هاشمی
  • محدثه فارسی
  • 180
  • این رمان به اجازه نویسنده قرار داده شده است
ادامه و دانلود

رمان درباره دختری ب اسم اوا هست دختری از جنس شیشه.. سرد و شکننده با هدفی بزرگ… ک ب خاطر هدفش وارد ی خونه میشه و اونجا ی پسر از جنس غرور سد راهش میشه..اما وقتی داره یواش یواش قلب سنگی پسر داستانمون نرم میشه با یه اتفاق همه چی عوض میشه و اون دختر شیشه ای دیگه قلبش شفاف نیست جوری ک انگار همه رو دست خوردن و یکی از اول اونا رو مثل ی مهره تو ی بازی تکون میداده و. خبر داری بی کس و بی پناه شدم وقتی رفتی؟ بابا جونم اصلا خبر داری از حال و روزم؟؟ خبر داری رفتم پلیس شدم تا انتقام بگیرم. خبر داری خدمتکار شدم، بادیگارد شدم...  خندیدم و اشکام همزمان بارید...خبر داری دارم ...

  • عشق مثل عطر نیست که بپره
  • محدثه
  • محدثه فارسی
  • 214
  • رمانکده
ادامه و دانلود

جوانی از جنس سنگ، لبریز از غرور، برای رسیدن به خواسته‌هایش قادر است تمام مرزها را زیر پا بگذارد. او از شکستن‌ها، گذشتن‌ها و ویران کردن‌ها ابایی ندارد. روزی که خودش را در اوج می‌بیند، سرنوشت دست به کار می‌شود، از جایی که فکرش را نمی‌کند کسی را وارد زندگی‌اش می‌کند که قصر ساخته شده از غرورش را ویران می‌سازد و آغاز کابوس‌هایش را رقم می‌زند. اما آیا در این بازی‌ غرور می‌تواند پیروز باشد؟ عقربه‌های ساعت برای دخترک روی عدد یازده متوقف شده بود. زمان در این لحظه چنان بی‌رحم به نظر می‌رسید که گویی قصد گذر کردن ندارد. دخترک با قلبی شکسته و روح زخم خورده، عاجزانه کف سالن نشسته بود. سیاهی شب همه چیز را برایش دردناک‌تر می ...

  • نام رمان: جام غرور
  • نویسنده: نفس.س کاربر انجمن یک رمان
  • ویراستار: نسترن بانو
  • تعداد صفحات : 321
  • منبع : https://forum.1roman.ir/threads/79577/
ادامه و دانلود

رمان درمورد سرزمینی است که هر قسمت‌رو یک پادشاه با قدرت خاص خودش حکومت می‌کنه سرزمین‌هایی که بیشتردراین جلد وجود دارند: 1- سرزمین آتش (قرمز) «پادشاه استیو وملکه لیندا» 2- سرزمین خاک (قهوه ای) «ملکه سالی»3 - سرزمین گیاه (سبز) «پادشاه تدوملکه الیزابلا»4- سرزمین برف (آبی) «ملکه گلوریا»5- سرزمین آب (نیلی) «پادشاه بن»6- سرزمین سیاه «پادشاه الکس»7- سرزمین باد «پادشاه فردوملکه سارا»در ادامه سرزمین‌های دیگه‌ای هم وجود دارن مثل سرزمین ارواح ودیوها و... این هفت کشور باهم متحدند و پادشاهان وملکه درشورای اتحاد جمع می‌شوند وگفت‌وگو می‌کنند، در سرزمین گیاه پادشاه تدو ملکه الیزابلا حکومت می‌کنند، شخصیت اول رمان الیزابلا می‌باشد که دچار مشکلاتی با همسر خودمی‌شود، دردوران بارداری مشکلات زیادی روتحمل می‌کنه که تد اصلاً بهش اهمیتی نمی‌ده! اون عاشق زنی ...

  • افسانه‌ی ایزابلا
  • سعید هاشمی
  • ریحانه.ب
  • 138
  • یک رمان
ادامه و دانلود

قصه ی بی مهری خواهری بد طینت که در حق خواهربی زبانش که معصوم ترین و خوش قلب ترین خواهران دنیاست ظلمی بی رحمانه انجام داد و برای ابد زندگی خود و اطرافیانش رو به نابودی کشید.در حق خواهری درد کشیده که از حق عشق و علاقه اش ،از صدرای مظلومش ، به خاطر اون بی رحم گذشت و ضربه های دردناکی بروح و تن خانواده و اطرافیانش وارد شد .ناریا … همون بنیتای بی نظیر ….ناریای ساکت و بی زبون دختری که از تموم بدیهای این دنیا ذره ای در نهادش پیدا نمی شد و تا آخر ایستاد و با بدی های روزگار سرسختانه جنگید. بعدش چشمهاشو بست و تو دلش گفت خدایا ازت ممنونم یه وقت نشه از خواب پاشم ...

  • سراشیبی عشق
  • لیدا صبوری
  • سدنا
  • 331
  • رمانکده
ادامه و دانلود