تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان عشق به سبک خرکی | sh1924 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1374 ناظر: roro nei30 نام رمان: عشق به سبک خرکی نام نویسنده: sh1924 ژانر: طنز، عاشقانه خلاصه: رمان درباره سه تا دختر دبیرستانی شر و شیطون هست که وارد دانشگاه میشن و...
  • رمان احساسی دل آرام | delaram20 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1398 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان:احساسی دل آرام نام نویسنده : شین .ح ژانر:اجتماعی .عاشقانه .مذهبی .پلیسی خلاصه :این داستان درباره ی زندگی یک دختر هست به اسم دلارام .کسی که ممکنه مثل خیلی از دختر ها قربانی نادانی و اسیر عشق دروغین بشه .چون چشم ،گوش ،عقل وطرزتفکرش به تاراج برده […]
  • رمان بیماریم را دوست دارم | ساناز ستوده کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان : 1174 ناظر رمان : roro nei30 نام رمان : بیماریم را دوست دارم نویسنده : ساناز ستوده سبک; رئال به نام خدا رمان درمورد دختری که مازوخیسم داره ودوس داره توسط مردی تحقیر شه حسی متفاوت،کمی زننده،ازنظرهمه بد این حس رو درخودم نگه داشته ام اما میدانم روزی میایی
  • ازدواج به سبک دزدی | n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1391 ناظر: NOSHIN نام نویسنده: n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان نام رمان ازدواج به سبک دزدی ژانر: عاشقانه. طنز خلاصه: ۳ تا دختر که از قضا بخاطر مسائلی که می خوونید مجبورن دزدی کنن اما‌... بجاش ازدواج میکنن قسمتی از رمان: ❤نفس❤ امشبم وقتش بود!وقت چی؟برو بخون بفهم.خخخخ .(نفس خجالت بکش همین اول […]
  • رمان ماهی از جنس غربت | adishe کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1353 ناظر: NOSHIN نام رمان: ماهی از جنس غربت نام نویسنده: adishe ژانر: تخیلی، ترسناک و طنز خلاصه: دو ادم مانند هم ... دو قلو هايى همسان اما غير همجنس ...يكى زاده افتاب ( اسم دختر ) و ديگر زاده مهتاب ( اسم پسر )... مادرى پشت نقاب خاكسترى ... خانواده ايى جاودانه […]

دانلود رمان آئینه های شکسته اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 814 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۶ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان آئینه های شکسته اختصاصی یک رمان

 دانلود رمان آئینه های شکسته اختصاصی یک رمان

دانلود رمان آئینه های شکسته اختصاصی یک رمان

نام رمان : آئینه های شکسته

نویسنده : cosin27

نویسنده : رمان من بعد از تو…رمان عاشقانه…رمان زخم روزگار

خلاصه رمان :

این رمان درمورد سرنوشت کیوان حرف می زنه چهار سال از اون موقع میگذره. از همون سالی که برادرزادم یاسین از پله ها افتاد پایین و مرد و بین یلدا و احسان شکرآب شد. از همون سال مرگ پگاه که بعدش من دچار بیماری روحی شدم و خودکشی کردم و پدرم به خاطر خودکشی من سکته کرد…بله از اون موقع چهارسال میگذره و من یعنی کیوان الان سی و دو ساله هستم و چون به خاطر بیماری روحیم مدتی رو توی آسایشگاه روانی بودم از درسم عقب افتادم اما حالا با اینکه داشتم فوق لیسانس مهندسی شیمی میگرفتم قرار شده بود با مساعدت پدر یکی از دوستام به اسم بابک یه لابراتوار شیمی دایر کنیم اما شرط پدر بابک برای کمک مالی به ما اینه که دخترش بهار مست هم توی این کار با بابک شریک بشه.

ادامه / دانلود



IRAN