یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

جدیدترین محصولات فروشگاه

مشاهده فروشگاه یک رمان
مطالب سایت
تازه ترین مطالب انجمن
RSS جامعه رمان نویسان

دانلود رمان ملورین

بازدیدها: 5,147 بازدید
2 نظر
REZA_M
۲۶ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان ملورین

 

دانلود رمان ملورین

 

خلاصه:

دانلود رمان ملورین سه تا دختر بودن٬که خیلی خیلی باهم صمیمی بودن اما… یکی از این دخترا یه غم بزرگ داشت. میپرسی چه غمی؟ کل خانوادش رو تو یه حادثه ی مشکوک از دست داد ولی… دختر قصه ی ما یه دختر معمولی نبود. به این راحتی هام از پا نمی افتاد. یه دختر شر و شیطون بود که خیلی ها از دستش آسایش نداشتن.

ادامه / دانلود

دانلود رمان عشق و ترس

بازدیدها: 8,818 بازدید
6 نظر
REZA_M
۱۰ خرداد, ۱۳۹۸

دانلود رمان عشق و ترس

 

دانلود رمان عشق و ترس

 

 

خلاصه:

دانلود رمان عشق و ترس داستان درمورددختری به اسم آسمانه که برای ادامه تحصیل به تهران میاد وبه دلیل یک فوضولی کوچولو بااتفاقات ترسناک و گاه هیجان انگیزی روبه رومیشه. شروع داستان باکل کله ولی کم کم ترسناک میشه من توی این رمان سعی داشتم عشق و ترس و باهم به تصویر بکشم.

ادامه / دانلود

دانلود رمان عروس شیطان

بازدیدها: 37,597 بازدید
35 نظر
REZA_M
۹ اسفند, ۱۳۹۷

دانلود رمان عروس شیطان

 

دانلود رمان عروس شیطان

 

خلاصه:

دانلود رمان عروس شیطان _ در میان جمعیت شیاطین و انسان‌های انسان‌نما، من آن ادمی بودم که اسیر شیطان و شیطان زاده‌ها شدم. مرا به انتخاب خودم نیاوردند، مرا برای هیچ به این‌جا اوردند و می‌خواهند از فرزند من و شیطان، فرمانروای جهان را آموزش دهند، اما نمی‌دانند خدایی این میان هست، که اگر برای لحظه‌ای نخواهد، این جمعیت همه نیست می‌شوند. چه خیال خامی، فرمانروایی شیطان بر زمین!

ادامه / دانلود

دانلود رمان من خوناشامم

بازدیدها: 11,942 بازدید
6 نظر
PARISA
۵ اسفند, ۱۳۹۷

دانلود رمان من خوناشامم

 

دانلود رمان من خوناشامم

 

خلاصه :

دانلود رمان من خوناشامم _ رمان درباره دختری به اسم مهنازه که با خانواده‌ش مشکل داره و توی محدودیته یه روز، به پیشنهاد دوستش دیانا از خونه فرار می‌کنه. اون با پسری به اسم سهیل اشنا میشه و…

ادامه / دانلود

دانلود رمان منحوس

بازدیدها: 8,465 بازدید
5 نظر
PARISA
۷ بهمن, ۱۳۹۷

دانلود رمان منحوس

 

دانلود رمان منحوس

 

خلاصه:

دانلود رمان منحوس _ امیرعلی، پسر نوزده ساله دانشجوی رشته ی حقوق، توی پنج سالگی مامانش خودکشی می‌کنه و با باباش به تهران میان‌. امیرعلی مثل باباش جنگیرم هست و اتفاقاتی توی خونه یا توی جن‌گیری براش می‌افته.

ادامه / دانلود

دانلود رمان تهدید آمیز

بازدیدها: 9,124 بازدید
2 نظر
PARISA
۶ بهمن, ۱۳۹۷

دانلود رمان تهدید آمیز

 

دانلود رمان تهدید آمیز

 

خلاصه:

دانلود رمان تهدید آمیز _ تاریکی، تاریکی محض، حمله اجنه به انسان‌ها، انسان‌های تسخیر شده، موجودات عجیب، چه اتفاقی درحال وقوع است؟ هیچ‌کس نمی‌داند، آنهایی که می‌دانند مخفی شده‌اند، ولی چند نفر گام برمی‌دارند، به سوی تاریکی، به سوی موجوداتی تهدید آمیز!

ادامه / دانلود

دانلود رمان حکم ورودت را صادر می کنم

بازدیدها: 7,970 بازدید
14 نظر
PARISA
۳ بهمن, ۱۳۹۷

دانلود رمان حکم ورودت را صادر می کنم

 

دانلود رمان حکم ورودت را صادر می کنم

 

خلاصه: 

دانلود رمان حکم ورودت را صادر می کنم _ روایتگر داستان زندگی پسری دبیرستانی به اسم دانیال که تنها دارایی‌اش تنهاییست. در طول زندگی اتفاقاتی برای دانیال از جانب خودش می‌افته و این باعث آزار و اذیت و درگیری‌های ذهنی برای او میشه، از جمله صادر کردن حکم ورود موجوداتی از ذهنش به دنیای واقعی…

ادامه / دانلود

دانلود رمان زرد

بازدیدها: 38,886 بازدید
33 نظر
REZA_M
۳۰ دی, ۱۳۹۷

دانلود رمان زرد

 

 

دانلود رمان زرد

خلاصه:

دانلود رمان زرد داستان درباره‌ی دختری به نام آذین هستش؛ آذین نقاشه و تا بیست سالگی زندگی نرمالی داره… اما طی تصادفی نمایشی و از قبل برنامه ریزی شده کشته می‌شه و وارد لِوِل تازه‌ای از زندگی می‌شه و متوجه می‌شه اون کسی که تا به حال فکر می‌کرده نیست!

سطح رمان: برگزیده

ادامه / دانلود

دانلود رمان فرزند خاموش

بازدیدها: 30,741 بازدید
29 نظر
REZA_M
۲۸ دی, ۱۳۹۷

دانلود رمان فرزند خاموش

 

 

دانلود رمان فرزند خاموش

 

خلاصه:

دانلود رمان فرزند خاموش  داستان درباره دختری به نام مارال هست؛ که با اجاره کردن یه خونه با ترسناک‌ترین لحظات زندگیش رو به رو می‌شه و حقایق وحشتناکی‌ رو کشف می‌کنه. اون به این نتیجه می‌رسه که هیچ چیز، هیچ‌وقت درست نمی‌شه…!

ادامه / دانلود

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

بازدیدها: 5,818 بازدید
2 نظر
REZA_M
۱۲ دی, ۱۳۹۷

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

 

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

 

خلاصه:

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک روی تخت جابجا شدم. به ساعت نگاه کردم؛ ده صبح بود. به سختی روی تخت نشستم.صدای آقای خرم می اومد؛ که داشت با مامان صحبت می‌کرد. رفتم سمت کمدم، شالم رو برداشتم؛ و سرم کردم. بلوزم رو مرتب کردم. در رو، بازکردم و؛ از اتاق رفتم بیرون. تازه به بالای راه پله

ادامه / دانلود


دانلود رمان