• دانلود رمان عاشقانه جدید

میگویند زن ها چون میتوانند گریه کنند و راحت و بی دلیل بخندند ضعیفند اما کافیست غرورشان را جریحه دار کنی تا کاری کنند که مقابلشان به زانو در بیایی به زنها نگو ضعیفه آنها اگر بخواهند نماد قدرت میشوند  واگر آیینه قلبشان را بشکنی با تیکه هایش مستقیم قلبت را نشانه میگیرند وآنگاه است که میفهمی قدرت یعنی جلوی آینه می شینم و موهام رو شونه می کنم و بعدش هم بالای سرم جمعشون می کنم. توی آینه به خودم نگاه می کنم و سعی می کنم به خودم لبخند بزنم ولی چیزی جز یه پوزخند عایدم نمی شه.نفسم رو به شدت بیرون می فرستم و به سمت کمد لباس هام می رم. تیشرت و شلوار مشکی ای از کمد ...

  • زیبا روی بی احساس من
  • فاطمه اندرخواه
  • ش.روحبخش
  • 130
  • نویسا
ادامه و دانلود

آلا دختری ۱۹ ساله‌ای هست که وسایل خریدش توسط راننده ماشین دزدیده میشه، خانواده آلا شکایت می‌کنند و اون مرد توی زندان میمیره چند سال بعد پسر اون مرد برای انتقام با آلا ازدواج می‌کنه گریه کنان از ماشین پیاده شدم؛ مادرم و مریم خانم همسایه کنار در منتظر من بودم، وقتی من رو دیدن هراسان به سمتم اومدن:   - فدای سرت دخترم وسایل رو برد که برد مهم خودتی که سالمی. مریم خانم با آرامش همیشگی که داشت گفت: - آلا جان من چند بار سوار ماشین شدم وسایلم رو جا گذاشتم فکر کن صدقه دادی. وارد که خونه شدیم مادرم به پسر عمه‌ام محسن زنگ زد و گفت که پیکیر بشه ببینه کاری می‌شه کرد؛‌ تلفنی با محسن صحبت کردم و مشخصات ...

  • شکایت
  • فاطمه رحمت زاده
  • ش.روحبخش
  • 180
  • رمانکده
ادامه و دانلود

تا حالا فکر کردین به این‌که عشق زیباست یا نه؟!…دو نفری که همدیگر رو دوست دارند. بهم عشق می‌ورزند. میگن عشق قشنگ و خیلی زیباست. یک رویای خاص دو نفره… اما بعضی آدم‌ها هم به این نتیجه می‌رسند که دوست داشتنی در کار نیست و خیلی راحت دفتر عشقشون رو می‌بندند. اما اَمان… اَمان از روزی که عشق یکطرفه باشه. همه چیز بهم می‌ریزه. خراب و داغون می‌شه… بعضی هاشون تلاش می‌کنن و موفق میشن. عشق رو پس می‌گیرند. یا با مهر و محبت یا با خودخواهی و بی‌رحمی… با اوه مای گاد گفتن چکامه و آتوسا، اخمی کردم و با همون لحن دوباره نالیدم: _بچه‌ها بی‌خیال! این مشخصه از این غده‌ای مغروره. اخمش رو نگاه کنین؟! _عه نفس زیرش نزن. نگاهش کن! ...

  • فراری از عشق
  • ماه بانو. ड
  • ش.روحبخش
  • 282
  • یک رمان
ادامه و دانلود

سوگند دختری که به خاطر مرگ مادرش و بی اعتنایی های پدرش(از کودکی تا به الان) مسئولیتی بزرگ بر دوش می کشد ..زخم ها ، درد ها و بی مهری هایی را تحمل می کند و دم نمی زند..مگر گناهش چیست ؟ به چه جرمی ؟ غم هایش در صندوقچه دلش پنهان شده اما خم به ابرو‌نمی اورد… اما زندگی او با ورود شخص های مجهول رنگ دیگری میگیرد..مسیر زندگیش عوض میشود… دیگر به فکر این هم نیست که پدری به اسم مجید خسروی دارد…اما رازی بر ملا میشود که… سری تکون دادم که صدای چند نفر که سلام احوال پرسی میکردن اومد و‌بعد وارد سالن شدن به رسم ادب ایستادیم و از دیدن رهام متعجب شدم ولی بیشعور چه خوشکلم ...

  • کیساس
  • سوگند..
  • ش.روحبخش
  • 257
  • یک رمان
ادامه و دانلود

خلاصه: آهو ارغُوان، دختری هفده‌ساله که در طراحی مهارت خاصی داره و می‌خواد برای اولین‌بار از همین راه، وارد دنیای کار بشه. داستان از اون‌جایی شروع می‌شه که آهو به مکانی می‌ره و همون روز با پسری به اسم شاهین رو‌به‌رو می‌شه؛ پسری که عشق جدیدی رو وارد زندگی آهو می‌کنه. روزها بعد، عشق سابق آهو و دختری که عاشق شاهین بود، از راه می‌رسن و دردسرهایی رو برای این دوتا عاشق در پی داره.   برشی از رمان : اول کوچه‌ی بهار وایسادم؛ بعد از اون سیلی‌ای که نصیب صورت آریو کردم، عمرا بتونم تو صورت مادرش نگاه کنم؛ البته آریو هم حرف بدی زد! اصلا حقش بود! در همین فکرهای بیهوده بودم که صدایی چشم‌هام رو باز کرد: - آهو! به اطرافم نگاه کردم، ...

  • ماجرای قلب و نفس
  • مهنّا پ
  • Mahsa_sheykh
  • 274
  • یک رمان
ادامه و دانلود

خلاصه: داستان از این قراره که مریسا، دختری شیطون و بازیگوش با دوستاش وارد شرکت سارته میشه. دوتا دوست خل و چل هم داره که خیلی با هم رفیقن. از اون‌ور هم نویان و داداشاش، با داداشای مریسا با هم دوست هستند، و می‌خوان دخترا رو آزار بدن. ولی ماهان و ماکان که نمیدونن مریسا همون آبجی کوچولوشونه و وقتی می‌فهمن که مریسا تو دردسر می‌افتد.    مقدمه من آب و آتشم، با من بازی نکن! می گویند از باد باران، از بازی جنگ، من همبازی خوبی نیستم. سرم که بشکند؛ میدان بازی را خالی میکنم. تو عاشق رمز و راز و روباه بازی، من عاشق رمز گشایی‌ام. بشناسمت؛ ترش می‌شوم که نتوانی با صد من عسل مرا هم بخوری! من بدم، بدِ بَد کاری می‌کنم شوره بزنی؛ ترک برداری و بعد در ...

  • بچرخ تا بچرخیم
  • AERZOO_MOHEBI
  • Moon Shadow و Sorian
  • تعداد صفحات: 82
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

 این رمان یکی از پرطرفدار ترین رمان های یک رمان می باشد حسادت و نادانی، آتش می‌شود و بر زندگی دخترکی می‌افتد که بی‌گناه است. گناه او چیست وقتی هیچ شباهتی به خواهر دوقلویش ندارد؟!او سال‌ها با عقده بزرگ دیده شدن رشد می‌کند و این عقده در زندگیش ریشه می‌دواند و قلبش را تَرَک می‌زند.در این میان عشقی سرزده، شعلهمی‌کشد و آتشِ این زندگی را شعله‌ورتر می‌کند سطح این رمان برگزیده می باشد سرش را سمت پنجره برگرداند‌ و اشک‌‌‌هایش، صورتش را خیس کردند. دندان‌هایش را روی هم فشار داد و سکوت کرد. مادر باری دیگر، با عصبانیت فریاد کشید: -تو چی از نادیا کم داری؟ هان؟! جواب بده. بغضی گلویش را فشرد و مانع صحبت کردنش شد. خواست از جا برخیزد که مادر مچ ...

  • نام رمان:آتشی بر پیکر جانم
  • نویسنده:فائزه حاجی حسینی
  • طراح:PARISA_R
  • تعداد صفحات:420
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

ترانه تهرانی که سرگرد دایره جنایی توسط یه فرد ناشناس که خودشو رایان معرفی میکنه تهدید میشه واتفاقاتی براش می افته که منم یه دخترشیردل، زیراین چرخ گردون که زندگیش را پی یک گرگ خشن، درکف خیابانهای خیس سرد شهر،یا گاهی قدم قدم، با نگاهای تیزدرپس اطراف کوه های بلند میگردم تا بیابم او را. اما تنها! تا بگیرم انتقام ارامش زندگی ام را. مانند شکارچی ای که درپی طعمه اش میرود حتی به قیمت مرگ. احسان با تعجب ازجاش بلند شد.حالا صدای زنگ یه سره شده بود.قفل دروچرخوند و بازش کرد.ازچیزی که میدیدم هم خوشحال بودم هم میخواستم پس بی افتم. حسام وتینا پشت در بودن.ازشک خارج شدم وبا تموم وجودم بغلش کردم که اخش دراومد. با هل عقب کشیدم.با دقت به ...

  • بلخره تموم شد
  • محبوبه برزگر
  • دنیا20
  • 221
  • رمانکده
ادامه و دانلود

این داستان بلند شدن و پس زدن سختی‌هاست یه چیز متفاوت از غم شروع می‌شه و پایانش شادیست. آیلار دختری که به خاطر اتفاق‌های اطرافش، ترس از اجتماع، خانه‌نشین شده… با تمام احساس‌هایی که در قلبش هست پا به بیرون می‌ذاره و معجزه‌‌ای در قلبش رو می‌زنه و شاید این ترمیم برای زندگیش باشه! خواندن این رمان خالی از لطف نیست. همین‌طور می‌دویدم و به پشت سرم نگاه می‌کردم که یک‌دفعه جلوم سبز شد. یک خنده داغون کرد و دستش را بالا اورد؛ با تمام قدرت به گوشم زد. مثل تیزی غذا بود! احساس کردم سَرم گیچ رفت و گرمی چیزی را کنار لبم احساس کردم. من این‌جا چی‌کار می‌کنم، من خونه نشین‌؟!گذشته ترم بیا غذا بخور زود باش! دوباره شروع کرد؛ معلوم نیست چه اتفاقی ...

  • نام رمان:شگفت (جلد اول)
  • نویسنده:معصومه مومنی
  • طراح:kimiya.a
  • تعداد صفحات:118
  • منبع:یک رمان
ادامه و دانلود

من نیازم یه دختر معمولی، مثل همه دخترا نه شیطونم نه زبون دراز، نه آرومم نه خجالتی معمولی معمول و زندگیم حماقتای زیادی کردم، حماقتایی که مستقیم تو آینده ام تاثیر گذاشتنخودمو باختم، اسیر غم شدم؛ قضاوت شدم... آبروم؟! آبرویی واسم نموند، دیر فهمیدم که نباید خودمو ببازم، ولی بالاخره تونستم! چی می گفتم؟! می گفتم عاشق یه پسر شدم که حسی بهم نداره و حتی دوست دخترش اینجاست؟! بگم عاشق پسری شدم که هیچ وقت عاشق منی که انقد زشتم نمیشه؟! چی می گفتم؟ چشمامو تو حدقه گردوندم.  بیین این بحثو تمومش کن، من چیزیم نیست. با گفتن این حرف کیفمو برداشتم واز کلاس بیرون اومدم. خدا خدا می کردم امروزو تیلاو و دوستاش دم در مدرسه نباشن، اما دنیا کی به ...

  • نام رمان:نیاز عاشقی
  • نویسنده:آمنه آبدار
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:150
  • منبع:رمانکده
ادامه و دانلود