یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

مطالب سایت

دانلود رمان عروس اجباری

بازدیدها: 11,322 بازدید
0 نظر
PARISA
۶ شهریور, ۱۳۹۷

دانلود رمان عروس اجباری اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان عروس اجباری

 

خلاصه:
دختری به نام دنیا که از بچگی با باور ازدواج با پسر دایی‌ش، رضا، بزرگ شده و او را در رویاهایش مرد زندگیش تصور کرده؛ اما سرنوشت چیزی غیر از این براش رقم می‌زند و قربانی تصمیم خانواده‌اش می‌شود که او را مجبور به کاری می‌کنند که او نمی‌خواهد و…

ادامه / دانلود

دانلود رمان عروس جن

بازدیدها: 5,146 بازدید
6 نظر
PARISA
۳۰ تیر, ۱۳۹۷

دانلود رمان عروس جن اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان عروس جن اختصاصی یک رمان

 

خلاصه :

اشتیاق و علاقه تبدیل به یه نفرت میشود نفرتی که قبل از آن علاقه شدید وجود داشته و نفرتی به علاقه و عشق تبدیل میشود در حالی که قبل میخواست انتقام بگیرد ؛ این روند، سرنوشت زندگی دخترکی تغییر میکند.

ادامه / دانلود

دانلود رمان عروس مرده اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 3,789 بازدید
1 نظر
PARISA
۲۰ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان عروس مرده اختصاصی یک رمان

 دانلود رمان عروس مرده اختصاصی یک رمان دانلود رمان عروس مرده اختصاصی یک رمان

نام رمان : عروس مرده

نویسنده : مژگان زارع

نویسنده رمان قتل کیارش

خلاصه

سارا روز عروسیش تصادف می کند و می میرد. او هیچ وقت زندگی مشترک را تجربه نمی کند اما فرصت پیدا می کند قبل از جدا شدن کامل روحش از دنیا ببیند که چه حوادثی بر سر راه اطرافیانش قرار می گیرد. او می بیند که مرگش چطور باعث تغییر سرنوشت دوربری هایش به خصوص شوهرش می شود و در آخرین لحظه های بودنش میان زمین و جهان دیگر دعا می کند که هیچ وقت خدا هیچ کسی را به حال خودش وا نگذارد. این که چرا سارا این دعا را بر زبان می آورد دلیل نوشته شدن این رمان است.

ادامه / دانلود
دسته بندی: دسته‌بندی نشده

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

بازدیدها: 10,576 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۲ آبان, ۱۳۹۵

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان دانلود رمان عروس خون بس اختصاصی یک رمان

خلاصه داستان :

داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم دختر بودن..

قسمتی از رمان:

 هوا گرگ ومیش بود. روستا در سکوت غریبی فرو رفته بود .تنها صدای گرگ هایی که اطراف روستا پرسه می زدند هر از گاهی سکوت کوچه ها را میشکست. و نور ضعیفی از بعضی پنجره های خانه ها به بیرون میتابید که نشان از سحرخیزی اهل روستا می داد.
زن بیدارشده بود و نگاهی به بچه هایش که معصومانه خوابیده بودند انداخت.

ادامه / دانلود


دانلود رمان