تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان پرنسس درد | __PARI__ کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1568 ناظر رمان:سیده پریا حسینی اسم رمان: پرنسس درد نویسنده: .avatar--xss { width: 21px; height: 21px; line-height: 21px !important; margin-right: 2px; } @__PARI__ ژانر:تراژدی، عاشقانه خلاصه: آیسان،دختری بلند پرواز است. اما شرایط زندگی اش برای رسیدن به اهدافش محیا نیست.او در پی ساختن زندگی بهتر است. دختری است که در سن پایین بچگی نکرد،ناز […]
  • رمان شاهزاده ی گدا |ستاره حقیقت جو کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1562 ناظر: PaRIsA-R به نام خالق احساس نام رمان:شاهزاده ی گدا نویسنده:ستاره حقیقت جو ژانر: عاشقانه مقدمه: تا حالا شده تو یه باتلاغ دستو پا بزنی؟بکشنت بالا و تمیزت کنن و بعد بندازنت تو بشکه غیر( قیر)داغ خوب من که دوست دتاشتم تو همون باتلاق بمیرم تا این که زجر کش شم! تا […]
  • رمان مریم |m.h کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1498 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان : مریم نام نویسنده: مریم حسنوند یا m.h ژانر : عاشقانه خلاصه : مریم دختری از جنس سادگی عاشق میشه اما به عشقش نمیرسه سرنوشت بعد از مدتها اونو مقابل عشقش قرار میده . تکراری نیست این رمان چون براساس واقعیت تک تک شخصیت هاش وجود […]
  • رمان باز هم فراموشت میکنم | Shadi124 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1537 ناظر رمان:سیده پریا حسینی نام رمان:باز هم فراموشت میکنم نویسنده:شادی ژانر:عاشقانه_غمناک برگرفته شده از:انیمه دوستان یک هفته ای تعداد صفحه:نا معلوم خلاصه:این داستان فراموشی یک دختر است.این فراموشی ای نیست که بخوابی و صبح بیدار شی و کسی را نشناسی و ندونی کی هستی..این فراموشی دختری به نام بهاره که فقط دوستانش را […]
  • رمان دختر بی گناه | Elnaz20 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1387 ناظر: cinder ژانر:عاشقانه، پلیسی نام رمان:دختر بی گناه نویسنده:الناز خلاصه: داستان دختریه که به خاطر یه سوء تفاهم و گناهی که برادرش مرتکب شده اسیر زندگی دو برادری میشه که یکیشون برای کشتنش نقشه کشیده...به خواست خودش وارد این منجلاب نشد ولی همین منجلاب مسیر زندگیش و تغییر میده...

دانلود رمان همین که کنارت نفس می کشم

بازدیدها: 5,828 بازدید
2 نظر
PARISA
۱۰ آبان, ۱۳۹۶

دانلود رمان همین که کنارت نفس می کشم

 

دانلود رمان همین که کنارت نفس می کشم


قسمتی از متن :
فرمان را چرخاندم و بوق زدم چند لحظه بعد مرد کت شلواری در را باز میکرد میدانستم مرا می شناسد سرش را به علامتاحترام تکان داد ماشین را از روی سنگ فرش ها به سمت پارکینگ سرباز هدایت کردم. بی ام دابلیو مشکی رنگ اولین چیزی بود که توجه ام را جلب کرد اصلا احساس خوبی با این ادم نداشتم. لیموزین ایرج هم بود وبی ام و ای که احتمالا متعلق به رامین بود.تنها چیزی که باعث دلخوشی ام شد مزدا تری علیرضا بود. نگاهم را از لامبورگینی گرفتم پس همه جمع بودند! دلم نمی خواست کوچکترین برخوردی با این جماعت داشته باشم به طرف ضلع جنوبی عمارت حرکت کردم ودکمه های پالتویم را یکی یکی کندم نگاهی به تراز انداختم کمی سخت بود ولی می ارزید …

ادامه / دانلود



IRAN