تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان بمیر | نرگس زنده بودی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1434 ناظر رمان: cinder نام رمان:بمیر نویسنده:نرگس زنده بودی(×تَبَسُمْے×) ژانر:ترسناک/عاشقانه (پونه-هانده ارچل رهام-امیر مقاره) مقدمه: مــرگ! کلمه ایی که مو را به تن آدم سیخ میکند! انتقام! تلافی! دختری که تقاص میدهد! دختری که به پای گذشته اش میسوزد! اشتباهی درکودکی! دنیای جوانی اش را خراب میکند! خلاصه- داستان درمورد دختریه به اسم پونه […]
  • رمان سیاه مثل سفید | مبینا ن - ی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1428 ناظر: cinder بنام خدا نام رمان:سیاه مثل سفید نام نویسنده:مبینا ن - ی ژانر:ترسناک،تخیلی خلاصه: یاس،دختری که ناخواسته صفحه های تخیل واقعی زندگیش را ورق میزند.مبارزه ای بین ترس و شجاعت،نوشتن سرنوشتی از نو و قلبی که عاشق می شود.
  • رمان عشق مبارز من | مریم سالاری کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1340 ناظر: *AFSOON* اسم رمان: عشق مبارز من ژانر: عاشقانه، ورزشی نویسنده: مریم سالاری خلاصه: ارمیتا دختری کیوکشین کار و بسیار شاد که مرگ پدر و مادرش باعث افسردگی او می شود، اما در یکی از مسابقات جهانی اتفاقی برای او رخ می دهد که روند زندگی اش را دچار تغییر میکند و...
  • رمان دختران لجباز پسران مغرور | Ranya کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1397 ناظر: NOSHIN نام رمان:دختران لجباز پسران مغرور نام نویسنده: Ranya ژانر: طنز، عاشقانه خلاصه: سه دختر.... سه پسر ... دختران...... پسرانی از دنیای پر از تکبر و غرور .....ودختران از دنیایی پر از شیطنت و لجبازی پسر هاو دختر های قصه ی ما عاشق میشن و تو این راه دو چیز مانع […]
  • رمان درد دیوانگی | Donyrd کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1330 ناظر: roro nei30 نام رمان: درد دیوانگی نام نویسنده: Donyrd ژانر: عاشقانه خلاصه: مرز عشقو نفرت نازك تَر از يك تار مو ست… دوست داشتنت ديوانگي ست اما زيباست… داستان پسري كهـ دلباخته ي كوه غرور ميشود اين دلباختگي اورا به سمت تباهي شناور ميكند كوه غروري كهـ سرنوشت اورا به دختري […]

دانلود رمان یاسمینا

بازدیدها: 2,388 بازدید
0 نظر
REZA_M
۱۶ دی, ۱۳۹۵

دانلود رمان یاسمینا

دانلود رمان یاسمینا

دانلود رمان یاسمینا

خلاصه رمان:رمان یاسمینا روایت زندگی دختری تنها است که برای کار پا در خانه ای می گذارد که سرنوشتش

عوض می شود…….مقدمه:دختری تنها….پسری مغرور….دختری که طعم محبت را نچشیده….پسری

خشک…ایا دختر قصه مون می تونه دل پسرمون رو به دست بیاره؟ در با صدای تیکی باز شد اروم درو باز کردم

از چیزی که رو به روم دیدم دهنم بازموند یه خونه بزرگ که یک راه شنی به سمت خونه حیاط رو به دو دسته

تقسیم کرده بود سمت راستم پر از گل های رز رنگارنگ بود سمت چپم هم یه استخر بزرگ بود که دورتادورش

گل بود یه آلونک چوبی هم با فاصله زیاد از استخر بود خیلی خونه زیبایی بود با بهت به خونه نگاه می کردم که

با صدای پسر جوانی از بهت در امدم به سمتش برگشتم وای چه جیگری بود این عجب هیکلی داشت به

پسره که نمی دونم اسمش چیه سلام کردم اونم با سر جوابمو داد راه افتاد سمت خونه و گفت:

ادامه / دانلود



IRAN