• دانلود رمان

معرفی نامه رمان ماه آسمان عشق: شاعران می‌گویند ماه آسمان عشق درخشش بیشتری دارند؛ شاید این فقط برای قصه‌هاست؛ اما فقط تا زمانی که آسمان برای دو چشمت با تصاحب شدن قلبِ تو، رنگ دیگری نگیرد! دختری که رابطه خوبی با خانواده خویش ندارد، با تصمیم اجباری که آن‌ها برایش می‌گیرند قلبش سردتر می‌شود و تصمیم می‌گیرد که روزهایش را تنها سپری کند. او پرستار است؛ اما خیلی زود خودش بیمار می‌شود و محرم قلب او فقط گرفتن دستان معشوق است. دستانی که در شهربازی زندگی گم شده است و رسیدن به آن پیچ و تاب دارد.   دانلود رمان ماه آسمان عشق   متن رمان ماه آسمان عشق: دانلود رمان ماه آسمان عشق _ با حس کردن قطره‌های آب روی صورتم چشم‌هام رو باز کردم و ...

  • ماه آسمان عشق
  • بیتا شایان
  • آیسا حامی
  • تعداد صفحات:
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی رمان به یادت بیاور: این رمان زندگی چندین و چند شخص و حکایت می‌کنه که نمی‌تونیم بگیم فرعی‌ان یا اصلی. به دلیل طولانی بودن رمان به دو جلد تقسیم شده. جلد اول به یادت بیاور در مورد دختری به نام مهتاس! مهتایی که هویت داره ولی هویت یک آدم مرده رو یدک می‌کشه! نمی‌دونه کیه!؟ خانواده اش کی‌ان؟! تو سردرگمیه تا اینکه سرنوشت کسی و جلوش قرار می‌ده... کسی که در گذشته اون و می‌شناخته حالا اون فرد می‌خواد کمکش کنه و هویتش رو بهش برگردونه... اصلا این فرد چیکاره‌ی مهتاس؟ قصدش چیه؟    دانلود رمان به یادت بیاور     قسمتی از رمان: دانلود رمان به یادت بیاور  _ با شنیدن صدای در سرم رو آوردم بالا و فنجون و گذاشتم تو نعلبکی وگفتم: بفرمایید! ...

  • به یادت بیاور
  • غزل محمدی
  • PARISA_R
  • 307
  • یک رمان
ادامه و دانلود

زندگی هر کدام از ما مثل یک رمان می‌ماند، قصّه‌ای نانوشته پر از اتفاقات خوب و بد. یکی با غم زندگی‌اش شروع می‌شود و یکی با شادی، یکی با شادی زندگی‌اش تمام می‌شود و یکی با غم. ای کاش در زمان به دنیا آمدن، روی ورودی آن دو جمله می‌نوشتند: لطفاً با لبخند وارد {دنیا} شوید تا هیچ نوزادی هنگام تولد، با گریه متولد نمی‌شد. انگار هنگام ورود به همه‌ی ما اعلام می‌کنند، دنیا پر از غم و غصّه‌ست! یادشان رفت که اعلام کنند، در آنجا، گاهی غم‌ جای دارد گاهی شادی. شاید اگر با لبخند وارد می‌شدیم، دنیا هم به ما با لبخند پاسخ می‌داد و جورچین زندگی را جور دیگری جور می‌چید. دنیا محل گذر است. عمر ما مثل عمر ...

  • لطفا با لبخند وارد دنیا شوید
  • رویا کیانی
  • صبا عباسی
  • 340
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان نسل عاشقی _ رمان درباره‌ی دختری به اسم مهلاست که پدر و مادرش رو از از دست داده و به همراه برادرش زندگی می ‌کند. با وارد شدن پسری به زندگی آن ها اتفاقات جدیدی برای مهلا رخ میده که در رمان خواهید خواند.   دانلود رمان نسل عاشقی   قسمتی از رمان: مثل همیشه با صدای خروس مروس که نداره اینجا ولی با صدای الارم گوشیم بیدار شدم. سریع بلند شدم که اماده شم و برم پایین امروز روز مهمیه. امروز عید نوروز اخیش این سال هم تموم شد و من باید عوض بشم. اینو هرسالم میگمااا ولی واس روز اوله ولی استثنائا که پارسال یه روزو یه ساعت بود. رفتم یه دوش یه ربعی یا همون گربه شور کردم و ...

  • نسل عاشقی
  • mahla_2020
  • مائده احمدی نژاد
  • 74
  • یک رمان
ادامه و دانلود

خلاصه رمان: دانلود رمان نگهبان آتش _مردی که تو سال اول جوانی شاهد اتفاقی میشه که باعث میشه همه ی احساساتش کشته بشه و جز خشم و کینه و انتقام چیزی تو وجودش باقی نمونه.. حالا بعد از سال ها برگشته تا انتقام بگیره.. اما از کی؟!     دانلود رمان نگهبان آتش   قسمتی از رمان: دو ساعتی بود که هوا به تاریکی روزگارم شده بود و من همچنان بی حرکت به روبرو نگاه می کردم.. به ساعتم نیم نگاهی انداختم.. از اونجا که زمان برای من مهم ترین چیز ممکن تو این دنیا بود، احتساب تمام روزها و لحظات و ثانیه های از دست رفته م رو داشتم.. ساعت لکسوس با بند چرم اصل که با صفحه ی گرد و سه دایره ی کوچکتر که دوازده ...

  • نگهبان آتش
  • مریم آهوان
  • balck.star
  • 1145
  • رمانکده
ادامه و دانلود

دانلود رمان سه سوت با صداي  خانم سهیلی توپ و ول کردم. همراه صداي برخورد توپ به زمین بقیه توپ ها هم رها شدن. صداي نالهبچه ها با صداي تپ و تپ توپها که می خورد به زمین قاطی شده بود و توي سالن اکو می شد. انگار خانم سهیلی میخواست همین جلسه اولی زهر چشم بگیره تا بقیه ترم حساب کار دستمون بیاد. تمام عضلاتم گرفته بود. بچه ها عرقریزون به سمت رخت کن ها می رفتن و چند نفري هم که قرار بود توپارو جمع دیگه واقعا کسی حال و حوصله حرف زن هم نداشت. اصلا فکرشم نمی کردم واحد بسکتبال این همه داغون باشه. باز صد رحمت به شنا. سرم و توي ساکم خم کرده بودم و داشتم دنبال ...

  • نام رمان: سه سوت
  • نویسنده:بهاره. ش
  • طراح:h•a•n•a
  • تعداد صفحات:782
  • منبع:فوریو ،بازار
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان بحران زده: دانلود رمان بحران زده_ داستانی اجتماعی از واقعیت‌ها و دروغ‌های مجازی و زندگی‌حال، تاوان‌هایی که قصد ضربه زدن برای خیال پوچ خود دارند. دروغ باشد یا واقعیت ما یک‌دیگر را در خیابان دیدار خواهیم کرد و بدون شناخت از یک‌دیگر دور خواهیم شد و این معنای واقعی نشناختن‌ها هست.     دانلود رمان بحران زده   قسمتی از رمان بحران زده: دانلود رمان بحران زده_ ميدونی چیه... يک وقت‌هايى ... بايد خودت رو به بي‌خيالى بزنى... . بي‌خيال تمام آدم هايى... كه دوستت ندارند!بی‌خيال تمام كارهای كه مى خواستى بشه... ولى نشد! بي‌خيال تمام ركب‌هايى كه خوردى!بی‌خيال هر كس كه امروز وارد زندگيت شد و فردا رفت! بی‌خيال تلاش هاى بی‌نتيجه‌ات... دوست داشتن‌هاى بى‌ثمرت! وقتى كسى دوستت ندارد؛ اصرار نكن! وقتى كسى برايت وقت ...

  • بحران زده
  • سهیلا زاهدی
  • MAEE_A
  • 567
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان سیگار صورتی: دانلود رمان سیگار صورتی _ می‌گویند سیگار سم است؛ اما کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، از جانش نمی‌ترسد! حداقل سیگار تا پای جان با تو می‌ماند و با ذره‌ذره سوختن و نابود شدنش، تو نیز جان می‌دهی؛ اما آدم‌ها درست لحظه آتش گرفتنت، از ترس خاکستر شدن تو را تنها خواهند گذاشت. گاهی سیگار، صورتی‌تر از محبت‌های دروغین انسان‌هاست. رمان سیگار صورتی درمورد خانواده‌هایی‌ست که دست تقدیر آن‌ها را به لب پرتگاه رسانده است. فاصله‌های عمیق در خانواده، هر یک از اعضا را درون انفرادی زندانی می‌کند. دختر قصه سعی دارد خود را از این زندان خلاص کند؛ غافل از اینکه بیرون از این انفرادیِ سرد، دنیای تاریک‌تری وجود دارد. زندگی بین انسان‌هایی که ...

  • سیگار صورتی
  • ستایش پرویزی
  • MAEE_A
  • 109
  • یک رمان
ادامه و دانلود

 سهم من از این زندگی چیزی جز حرص خوردن و بدبختی کشیدنو و بی کسی چیز دیگه ای نبوده و نیست و شاید هم نخواهد بود…من کلا ۱۸ سالمه…قطعا الان دخترای ۱۸ساله پی درس و مشق و خوش گذرونی با خانوادشونن 15 سالم بود که پدر و مادرم رو از دست دادم… و چون هیچکس نمیخواست کفیل من بشه مجبور بودم که روی پای خودم بایستم کار کردم و پول درآوردم و از جایی که کار میکردم ازشون جای خواب میخواستم که اونام خدا خیرشون بده بهم دادن…مگه یه دختر ۱۸ ساله ی تنها چقدر به پول نیاز داره؟… ماتیار: اها...من روژینا رو از امروز خدمتکار مخصوص خودم اعلام میکنم البته اگه لایق باشه.... عه این با خودش چن چنده گف ک ...

  • روژیتار
  • تینا شکوری
  • بهار قربانی
  • 170
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان بسته: دانلود رمان بسته _ به سرانجام رسیدن تلاش فضانوردان مریخی به دست چه کسی محقق خواهد شد؟ دوست و دشمن را چگونه باید از هم تشخیص داد؟ چه کسی قرار است قربانی ساخت این فرمول شود؟ کاش پایانی خوش برایش تداعی شود. کاش...   دانلود رمان بسته ( جلد دوم رمان فرمول)     قسمتی از رمان: چارلی کنار یک گل فروشی ایستاد و یک دسته گل خرید و به سمت خانه ی سوفی راند. حدود یک ربع بعد او جلوی خانه ی نامزدش ایستاده بود. زنگ خانه را زد اما کسی درب را برایش باز نکرد. بعد از اینکه دو بار دیگر هم زنگ را زد و کسی درب را برایش باز نکرد نگران شد و با تلفنش شماره ی سوفی را گرفت ...

  • بسته
  • ستایش سادات کریمی
  • Anooshe.Ta
  • 64
  • یک رمان
ادامه و دانلود