تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان عشق به سبک خرکی | sh1924 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1374 ناظر: roro nei30 نام رمان: عشق به سبک خرکی نام نویسنده: sh1924 ژانر: طنز، عاشقانه خلاصه: رمان درباره سه تا دختر دبیرستانی شر و شیطون هست که وارد دانشگاه میشن و...
  • رمان احساسی دل آرام | delaram20 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1398 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان:احساسی دل آرام نام نویسنده : شین .ح ژانر:اجتماعی .عاشقانه .مذهبی .پلیسی خلاصه :این داستان درباره ی زندگی یک دختر هست به اسم دلارام .کسی که ممکنه مثل خیلی از دختر ها قربانی نادانی و اسیر عشق دروغین بشه .چون چشم ،گوش ،عقل وطرزتفکرش به تاراج برده […]
  • رمان بیماریم را دوست دارم | ساناز ستوده کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان : 1174 ناظر رمان : roro nei30 نام رمان : بیماریم را دوست دارم نویسنده : ساناز ستوده سبک; رئال به نام خدا رمان درمورد دختری که مازوخیسم داره ودوس داره توسط مردی تحقیر شه حسی متفاوت،کمی زننده،ازنظرهمه بد این حس رو درخودم نگه داشته ام اما میدانم روزی میایی
  • ازدواج به سبک دزدی | n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1391 ناظر: NOSHIN نام نویسنده: n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان نام رمان ازدواج به سبک دزدی ژانر: عاشقانه. طنز خلاصه: ۳ تا دختر که از قضا بخاطر مسائلی که می خوونید مجبورن دزدی کنن اما‌... بجاش ازدواج میکنن قسمتی از رمان: ❤نفس❤ امشبم وقتش بود!وقت چی؟برو بخون بفهم.خخخخ .(نفس خجالت بکش همین اول […]
  • رمان ماهی از جنس غربت | adishe کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1353 ناظر: NOSHIN نام رمان: ماهی از جنس غربت نام نویسنده: adishe ژانر: تخیلی، ترسناک و طنز خلاصه: دو ادم مانند هم ... دو قلو هايى همسان اما غير همجنس ...يكى زاده افتاب ( اسم دختر ) و ديگر زاده مهتاب ( اسم پسر )... مادرى پشت نقاب خاكسترى ... خانواده ايى جاودانه […]

دانلود رمان تلنگر شهید جاوا، اندروید،pdf،ایفون

بازدیدها: 618 بازدید
0 نظر
PARISA
۲۲ شهریور, ۱۳۹۵

دانلود رمان تلنگر شهید جاوا، اندروید،pdf،ایفون

talangore-shahidrr

دانلود رمان تلنگر شهید جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نوشته زهرا ایزدی

خلاصه ی رمان تلنگر شهید :

یه دختر که تمام زندگیش رو هواست یه شبه همه چیز عوض میشه دیگه زندگیش روال عادی نداشت اونم به خاطر یه تلنگر که توی خواب اتفاق می افته و اونو وارد عشق الهی میکنه از زمین و آدما جداش میکنه و با آسمون پیوندش میزنه…پایان خوش

قسمتی از داستان

سرم رو گرفتم بین دستام و نشستم روی زمین…اشکام یکی یکی روی گونه ام میریختن..صدای داد مردا و زنایی که توی آتیش میسوختند توی گوشم میپیچید…زبونمو روی لبهای خشک و لرزونم کشیدم…تشنم بود،انگار صد ساله آب نخوردم دوباره بلند شدم و راه افتادم بلکه یه ذره آب پیدا کنم.

ادامه / دانلود



IRAN