تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان بود و نبود | ف.سین کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1314 ناظر: NOSHIN *** نام رمان: بود و نبود نام نويسنده: ف. سين كاربر انجمن يك رمان ژانر: تراژدي، اجتماعي، عاشقانه [COLOR=rgb(184, 49...[/I] رمان بود و نبود | ف.سین کاربر انجمن یک رمان
  • رمان آرام اما طوفانی | ف.سین کاربر انجمن یک رمان
    كد رمان:1169 ناظر:cinder نام رمان: آرام اما طوفاني نام نويسنده: ف. سين كاربر انجمن يك رمان ژانر: غمگين، اجتماعي، عاشقانه خلاصه: همه اشتباه مي كنند اما اشتباه هر كس با ديگري متفاوت است. اشتباه يكي كوچك است و اشتباه ديگري بزرگتر! آني كه اشتباهش بزرگتر است، تاوان... رمان آرام اما طوفانی | ف.سین کاربر انجمن […]
  • رمان عاشق شدن در یک نگاه | shANE کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1430 ناظر رمان:roro nei30 نام نویسنده: شادی زمانی نام رمان: عاشق شدن در یک نگاه ژانر: تلخ و عاشقانه خلاصه: دختری به نام نفس دختری که دو برادر عاشق این دختره میشن نفسی که عاشق یکی از پسرا هستش اسمش فرهاد و دیگری که نفس تهدید به مرگ فرهاد میکنه پرهامه پرهام بخاطر عشقش […]
  • رمان احساسی دل آرام | delaram20 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1398 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان:احساسی دل آرام نام نویسنده : شین .ح ژانر:اجتماعی .عاشقانه .مذهبی .پلیسی خلاصه :این داستان درباره ی زندگی یک دختر هست به اسم دلارام .کسی که ممکنه مثل خیلی از دختر ها قربانی نادانی و اسیر عشق دروغین بشه .چون چشم ،گوش ،عقل وطرزتفکرش به تاراج برده […]
  • رمان پژواک صدایم کو؟ | پریچهر صادقی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1325 ناظر رمان: Cinder نام رمان:پژواک صدایم کو؟ نویسنده: پریچهر صادقی ژانر:#عاشقانه #طنز #تراژدی خلاصه: دختری که هیچ مهر و محبتی نه از پدرش و نه مادری که ندارد دیده,ولی سعی کرد خودش تنهایی زندگی اش را پیش ببرد. زندگی اش لایق ترحم است؛ولی او از ترحم بیزار است. دختر سعی میکند خنده […]

دانلود رمان توسکا

بازدیدها: 21,835 بازدید
0 نظر
REZA_M
۳ اسفند, ۱۳۹۵

دانلود رمان توسکا

دانلود رمان توسکا

دانلود رمان توسکا

دانلود رمان توسکا

نوشته هما پور اصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا

نام رمان : توسکا
خلاصه : دانلود رمان توسکا  دختری از جنس همه دخترا … که ناخواسته وارد راهی می شه که براش خیلی چیزا به وجود می یاره … شهرت … رقابت … ثروت … و چیزی که توی عقلش هم نمی گنجید هیچ وقت … عشق!!! عشقی از نوع ناب در روزگاری که نامش هم کیمیاست …

پایان خوش

نگاهی عاقل اندر سفیهانه بهش کردم … موهای حنایی رنگ داشت با چشمای قهوه ای روشن … خوشگل بود و تو دل برو … با هم دوست

بودیم ولی نه خیلی صمیمی… یه وقتایی که کارمون به هم گره می خورد یاد هم می افتادیم … یعنی آخردوستی بودیما!!! ولی حقیقت این بود
مضمون و نوع نگارش اول : اول شخص و از زبون دختر … / عشقی / اجتماعی

ادامه / دانلود



IRAN