• رمان جدید

معرفی نامه رمان انکار: گاهی برای پر کردن جای خالی جرات، انکار باید کرد. رمان انکار، در وصف دست‌هایی‌ست که پشت پرده پنهان شده‌اند. درست زمانی که دنیای آشفته‌ی مهنا، نقابی زیبا به صورت زده و همه چیز آرام است، رنگین‌کمانی آسمان سرنوشتش را رنگین‌تر می‌کند. پای یک احساس لطیف در میان است. عشقی پاک و دست نخورده. اما کسی چه می‌داند. شاید این تنها تعبیری پوچ از یک احساس تقلبی و آرامشی سودا زده قبل از طوفان باشد. با پیدا شدن جاوید پرده تاریکی کنار می‌رود. عشق نوپای مهنا با وجود پنهان‌کاری‌ها و سکوتی ترس‌زده هنوز به بار ننشسته مانند نهالی تازه جان گرفته می‌شکند. یک اشتباه بر هم می‌زند پایه‌های اعتماد را! جایی که اعتماد نباشد، عشق نیست! گاهی ...

  • انکار
  • افسانه نوروزی
  • آیسا حامی
  • 754
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی کتاب: دانلود رمان انفجار تاج _ صحرا دختری که از پنج سالگی به جرم زیبایی دزدیده می شه... برای همسری با پسری که جانشین یک سلطنت مافیایه... دختر تنها قصه بعد از هفده سال تعلیم برای ملکه مافیای شدن و همسری با این پسر که کم از شاه نداره آماده گذاشتن تاج رو سرش میشه... ولی با انفجاری که تو زندگیش رخ میده تاج از سرش می افته... ولی اون جا نمی زنه... اون یه ملکه اس.   دانلود رمان انفجار تاج مقدمه : دنیا با انفجاری خلق شد... انفجاری عظیم که همه چیز را از هم پاشید... حال بین من و تو انفجاری قوی تر در  حال رخ دادن است ... کاش این انفجار رخ ندهد تا منو تو از هم نپاشیم ...  ولی صبر کن این ...

  • انفجار تاج
  • سمانه حسینی
  • نگین قاسمی
  • 201
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه رمان تهران‌دود: گاهی ابدی بودن سیاهی مطلق در وجود انسان‌های بد، بی‌معناست. رمان تهران دود، درمورد گروهی از انسان‌های عجیب و درک ‌نشدنی‌ست که از دید مردم پنهان‌ مانده‌اند. عجایبی که همه آن‌ها را پست و بی‌رحم می‌خوانند، بدون آنکه ذره‌ای از وجودشان را درک کنند. تصورها می‌شکند وقتی یکی از همین بی‌رحم‌های بی‌وجود، وجودش را نور و حس شرم فرا می‌گیرد و درست ‌جایی که حتی نقطه‌ای از تصور آدمی به آن نمی‌رسد، شاید اتفاقی از طرف یک شخص باورنکردنی به درگیری‌ها پایان دهد.   دانلود رمان تهران دود   قسمتی از رمان: اسلحه‌ش رو انداخت زمین و دستم رو گرفت. یک لحظه شرمم شد. من با این حال بی نوایی، رسوایی و گناهکاری، فقط مرگ و درد برام سزاوار بود. فقط مرگ. همچنان تلوتلو ...

  • تهران دود
  • آفسا Afsa
  • ش.روحبخش
  • 432
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی رمان: دانلود رمان خانوم دزدی که ماه شد _ روزی روزگاری در شبی تاریک خانوم دزدی در سیاهی شب از دست مامورهای قانون در حال فرار کردن بود برای اینکه مامورهای قانون دستشون به کوله توی دستش نرسه فکری به سرش میزنه که همه چی دقیقا از همین فکر شروع میشه و…   دانلود رمان خانوم دزدی که ماه شد     قسمتی از رمان: دانلود رمان خانوم دزدی که ماه شد_ با شنیدن صداشون به کوله ام محکم چنگ زدم و فرار و بر قرار ترجیح دادم _ایــــــــــــــــست پوزخند تمسخرآمیزی روی لبام نقش بست منتظر باش منم الان می ایستم من نمیدونم این آدما توی چه فازین؟ یعنی من اونقدر خرم که وایسم تا شماها منو دستگیر کنین؟ هیچ خوشم نیومد. در حالی که با سرعت زیاد می دویدم ...

  • خانوم دزدی که ماه شد
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 473
  • رمانکده
ادامه و دانلود

قسمتی از رمان: دانلود رمان حسرت نفرت عشق _ خونه عمو خسرو یه جورایی حکم خونه پدری رو داشت واسه من. هر بار که دلم می گرفت. هربار که جایی رو با مشت های گره کرده و قلب در هم شکسته ترک می کردم اینجا تنها جایی بود که اروم میگرفتم. تنها جایی که خودم بودم. تنها جایی که سهراب بودم و خسرو تنها کسی بود که در هر شرایطی آدمی مثل منو درک می کرد و این مهم ترین خصوصیتش بود. در خونه رو آروم بستم و به سمت اتاق خسرو راه افتادم.   دانلود رمان حسرت نفرت عشق قسمتی از رمان: به گرد گیری میزا و مجسمه های عتیقه که پولش از هزار و یک ترقند در اومده بود مشغول بودند. جلوی در ...

  • حسرت نفرت عشق
  • م خالقی
  • نگین قاسمی
  • 222
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی کتاب: دانلود رمان پولتو به رخم نکش _ این رمان داستان زندگی دختریه به اسم ترانه که مشکلات زیادی توی زندگیش داره و هرچه قدر خودشو به درو دیوار میکوبه تا شرایط و تغییر بده نمیشه تا اینکه برادرش کلی بدهی بالا میاره و ترانه مجبور میشه که برخلاف میلش کارایی بکنه که اصلا ازش خوشش نمیاد در این بین سر راهش یه پسر مغرور و خودخواه قرار می گیره که دست تقدیر این دوتا رو همش روبه روی هم قرار میده تا اینکه یه روز اتفاقی می افته که هیچکس منتظرش نیست اما…   دانلود رمان پولتو به رخم نکش   قسمتی از کتاب: از ماشین پیاده شدم و با ذوقی که سعی می کردم پنهونش کنم کلید و توی در انداختم و بازش ...

  • پولتو به رخم نکش
  • کیانا بهمن زاد
  • نگین قاسمی
  • 496
  • رمانکده
ادامه و دانلود

این داستان روایت‌گر زندگی دختریه که زندگیش خیلی عادی داره پیش میره تا این که یه سری صدای مشکوک از پشت بوم خونه‌شون می‌شنوه و دنبالش میره  ومی‌فهمه که یه موجود ناشناخته اون‌جا وجود داره، یه موجود که فقط دختر قصه‌مون و اذیت می‌کنه و با بقیه اهالی خونه کاری نداره…دختر قصه‌مون برای حل کردن این مشکل چی‌کار می‌کنه؟ اون طی داستان به یه پسر برخورد می‌کنه که می‌تونه برای مشکلش بهش کمک کنه؛ اما این پسر کیه؟ چرا می‌خواد به دخترمون کمک کنه؟ همه‌ی این‌ها، توی رمان مشخص میشه. توی این رمان اتفاقات هیجان انگیزی می‌افته که خوندنش خالی از لطف نیست. بابا و میلاد درحال گپ زدن بودند و مامان هم به دایان و دیانا غر می زد. همه اش ...

  • دانلود رمان حوالی وهم
  • الناز شاه ملکی
  • نگین قاسمی
  • 286
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی نامه‌ی رمان تله پاتی: دانلود رمان تله پاتی _ این رمان عاشقانه، روایتگر زندگی دو انسان عاشق است. دو انسانی که تمامی رفتار، کردار و گفتارهایشان شبیه به یک‌دیگریست. عاشق‌هایی که برای رسیدن به یک‌دیگر، باید فراز و نشیب‌هایی را با موفقیت پشت سر بگذارند. دانلود رمان تله پاتی   برشی از کتاب: بالاخره به آخر راه رسیدیم. مهیار بدون این که عقب نگاه کنه گفت: بپرید پایین بچه‌ها هواتون دارند. همون موقع باربد هم بهمون اضافه شد باید از دیوار می‌پریدم پایین روی پشت بوم بودیم؛ برگشتم که بگم ریما تو اول برو، دیدم نیست. کمرم صاف کردم و گفتم: - ریما نیست. همشون برگشتن سمت من. سینا: یعنی چی که نیست؟ - نیست دیگه! یعنی چی نداره؟! مهیار: خیلی‌خب شما برید من میرم دنبالش. سریع گفتم: منم باهات میام. مهیار: ...

  • تله پاتی
  • TINA.hastam
  • ش.روحبخش
  • 213
  • یک رمان
ادامه و دانلود

ازماشین پیاده شدم وراهی اتاق کارن دراین بین شایدنزدیک صدنفربهم احترام گذاشتن وارد اتاق شدم و سرمیز نشستم صدای در زدن آمد،خیلی خشک گفتم:بفرمائید سربازی واردشدبعداحترام گذاشتن گفت:سرهنگ جودی(بابام)باهاتون کاردارن من:باشه رفت بیرون.پووووووف یعنی باباچیکارم داره، پاشدم تااتاق باباهمع احترام گذاشتن درزدم که بابام گفت:بفرمائید قراریه عملیات برین امیدوارم که خوب کارتون رومثل همیشه انجام بدین البته یک ساعت دیگه کنفرانس داریم که من قبل کنفرانس گفتم هردوسرمون روتکون دادیم به معنی باشه وبعدهردو ازاتاق خارج شدیم،من به طرف اتاق خودم اون هم همین طور ۱ساعت گذشت وبه طرف اتاق کنفرانس راهی شدم واون جا آتناوآیداوساراوفاطمه رو دیدم من:سلام باهمه دست دادموکنار آتنا نشستم، من:آتی آتنا:بله من:قضیه کنفرانس چیه میدونی؟! آتنا آتناباشیطنتگفت:توکه اون بالایی،بایدبدونی نه ما، من:مسخره آتنا:ولی جدی منم خبری ندارم بابام:اهم اهم،خوب،همه آمدن؟! یه بله مثل دبستانی ...

  • غرق در تنهایی
  • مریم کفایی
  • نگین قاسمی
  • 222
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه رمان : دانلود رمان سرنوشت دامون _ پسری که با خیانت نامزدش دور خود حصاری از غرور میکشد تا اینکه به عنوان استاد وارد دانشگاه می شود و با دختر شاد و شیطونی رو به رو می شود...   دانلود رمان سرنوشت دامون   قسمتی از رمان: دانلود رمان سرنوشت دامون _ دیگه بیشتر از این اونجا نموندم با دو خودمو به در حیاط رسوندم. پشت سرم درو محکم بستم شروع کردم به دویدن نمیدونم کجا میخوام برم ولی میدونستم که باید هرچی زودتر ازشون دور بشم. اینقدر دویدم که خودمو تو یه مکان غریبی دیدم ترسیده اشکامو پاک کردم بهع اطراف نگاهی انداختم روی جدولی نشستم. سرمو روی پاهام گذاشتم شروع کردم گریه کردن اینقدر گریه کردم که سرم درحال ترکیدن بود. یعنی من ...

  • سرنوشت دامون
  • نازنین رامی نیا
  • نگین قاسمی
  • 235
  • یک رمان
ادامه و دانلود