• رمان عاشقانه جدید

سریع برگشتم طرفش واییی چه قدر اخمو آدم سکته میکنه موهاش مشکی چشمای مشکی پوست برنزه لبای قلوه ای زیبایی جذابیتش خیلی بود اما خیلی ازش میترسیدم ازش اگه دیدزدنتون تموم شد سلام آب شدم -بفرمائیدهمه اینارو انقدر جدی گفت که قالب تهی کردم با ترس نشستم دکتر بهم نگاه میکرد -خب دکتر ایشون همون ماساژور هستن  -بله ازاین به بعد اینجا زندگی میکنه البته شما گفتید مشکل جای خواب ندارید -بله مشکلی نیست خانوادش  -پدرومادرش فوت کردن وبا داییش زندگی میکنه میخواد از سرباری اونا کم شه اشکام گوله گوله می ریخت با حرفاش که با صدای دادش از جام پریدم -چته واسه چی اینجوری گریه میکنی هانننننن خب اونا مردن تو که نمردی که اینجوری عزا گرفتی جمع کن خودتو  باچشمای از حدقه در اومده نگاش ...

  • عشق بی انتها
  • فاطمه بامداد
  • ش.روحبخش
  • 365
  • رمانکده
ادامه و دانلود

 من مرد دو چهره ی روزگار هستم؛ همان پسر سر به راه گذشته ها و مرد کینه توز این روزها. بی رحمی شده سر لوحه ی زندگی ام.در من به دنبال ویژگی مثبت نباش! من خالی ام از تمام خوبی ها. آری، من قدر مطلق سیاهی ها و نماینده ی تمام کسانی هستم که در این میان ضربه خورده اند.من آماده ام تا انتقام بگیرم. میز عدالتی تشکیل می دهم و خودم هم قاضیش می شوم. بی شک من خودم عدالت را اجرا خواهم کرد. به سرعت سرم را بلند کردم و به چشمانش خیره شدم. حال که او را می دیدم درک می کردم که چه قدر محتاج همین بودن هایش هستم. از جایم بلند شدم و مشتاقانه لب زدم: کی ...

  • گناهکاران
  • عطیه شکری tara.at
  • ش.روحبخش
  • 307
  • رمانکده
ادامه و دانلود

معرفی نامه : دانلود رمان تیوا _ تیوا اسطوره‌ای از یک زن عاشق است. زنی که با عشق برای زندگی‌اش خواهد جنگید و آن را راحت رها نخواهد کرد. اسطوره‌ی یک زن، که زنانگی را در خود پرورش خواهد داد برای دوام زندگی‌اش، زندگی‌ که بر پایه اعتماد بنا نشده بود؛ ولی ماند و با تمام خوبی و بدی‌هایش ساخت، تا ثابت کند یک زن چه کارها را که نمی‌تواند بکند.   دانلود رمان تیوا     قسمتی از رمان : بی‌هدف تو خیابون‌ها راه می‌رفتم، تو شلوغی همون آدم‌هایی که تا صبح از تکاپوشون واسه عید لذت می‌بردم و خودم هم جزئی ازشون بودم اما حالا یه زلزله‌زده بودم! زندگیم لرزیده بود و سقفش رو سرم خراب شده بود. تازه داشتم معنی زندگی رو می‌فهمیدم، تازه داشتم ...

  • تیوا
  • مهسا فرخیان
  • PARISA_R
  • 366
  • یک رمان
ادامه و دانلود

معرفی نامه: رمان نقاب در مورد افراد خلافکاری است که همه قربانی شده‌اند. قربانیانی که برای نابودی دیگران گام برخواهند داشت و نقابی برخواسته‌های خود زده‌اند؛ نقابی که انتقام‌های خونین را در پشت پرده‌ی خود محفوظ می‌پندارد. پشت پرده‌ای که بازی‌هایی همچون فریب و مرگ خونین را از قبل تعیین کرده است و نقشه‌ی آن را اجرا خواهند کرد. زمان مرگ نزدیک است مقابل فريد نشسته بود و فريد در حال بررسى نامه و اطلاعاتش بود. بعد از نيم ساعت كه فريد پشت كامپيوتر نشسته بود، سرانجام بلند شد و روى مبل نشست. در حالى كه چشمش را مى‌ماليد خميازه‌اى كشيد: - هيچى به هيچى، نه رمزى نه كدى، فقط چهار تا اثر انگشت رو كاغذ بود. نوشته هم يه اسكن رنگى بود ...

  • نقاب
  • Ghazalhe.Sh
  • نگار 1373
  • 266
  • یک رمان
ادامه و دانلود

آلا دختری ۱۹ ساله‌ای هست که وسایل خریدش توسط راننده ماشین دزدیده میشه، خانواده آلا شکایت می‌کنند و اون مرد توی زندان میمیره چند سال بعد پسر اون مرد برای انتقام با آلا ازدواج می‌کنه گریه کنان از ماشین پیاده شدم؛ مادرم و مریم خانم همسایه کنار در منتظر من بودم، وقتی من رو دیدن هراسان به سمتم اومدن:   - فدای سرت دخترم وسایل رو برد که برد مهم خودتی که سالمی. مریم خانم با آرامش همیشگی که داشت گفت: - آلا جان من چند بار سوار ماشین شدم وسایلم رو جا گذاشتم فکر کن صدقه دادی. وارد که خونه شدیم مادرم به پسر عمه‌ام محسن زنگ زد و گفت که پیکیر بشه ببینه کاری می‌شه کرد؛‌ تلفنی با محسن صحبت کردم و مشخصات ...

  • شکایت
  • فاطمه رحمت زاده
  • ش.روحبخش
  • 180
  • رمانکده
ادامه و دانلود

داریوش بخاطر به دست آوردن ترمه برادرش را ورشکست می کند و از درِ فرشته ی نجات وارد زندگی اش می شود در حالی که ترمه عاشق دوست صمیمی داریوش است، دوستی که از برادر نزدیک تر هستند تا اینکه یک هوس تو گذشته ی داریوش باعث اتفاقی دردناک برای ترمه می شود و ازدواج اجباری بشکن زنان وارد باشگاه شد، سمت سالن رفت و کنار کاوه و کمیل نشست.خب رفقا، دیگه چخبرا؟ کاوه زد پشت اش.-خبرا که پیش شماست آقا داریوش، چیه، انگار خیلی خوشحالی! داریوش با خنده روی میز ضرب گرفت.-آی حالم خوبه، آی رو ابرام! میخوام یه چیزی بگم که نگم براتونا! کمیل و کاوه هم زمان نگاهی گیج به هم انداختند! چش شده بود این پسر!انگار زیاد از حد خوشحال بود‌، ...

  • ردپای دیوانگی
  • ا.اصغرزاده
  • ش.روحبخش
  • 190
  • رمانکده
ادامه و دانلود

لیزا شهریار وکیل تازه کاری‌ست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ سازه” می‌شود. اما از آنجای که سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته‌است. گره زندگی اش با مهرشاد کیانی‌اصل به طور اعجازی درگیر یک‌دیگر می‌شوند! در این بین رابطه، بهار؛ زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست از قضا رقیب سرسخت الیزا… اما با آمدن ِ پسرخاله مهرشاد؛ سهیل‌‌. ورق جدال‌‌گونه‌ای برمی‌گردد و مثلث‌عشقی عجیبی رخ می‌دهد. سهیل که بادیدن رفتار متانت و خانمی الیزا؛ خاطرخواه الیزا شده و عاشقانه‌ها در مقابل دو خانواده نثار الیزای متاهل می کند. مثلث عشقی با تقابل سرسختانه‌ای میان دل‌ها با‌وجود دسیسه‌های اطرافیان، چه چیزی را در برابر الیزا، مهرشاد و سهیل به وجود می‌آورد… یک باره چنان می‌پرم که عرق ...

  • بی پروا برایت می‌تازم
  • کلثوم حسینی
  • ش.روحبخش
  • 751
  • رمانکده
ادامه و دانلود

خلاصه: ستایش در پی اثبات بی گناهیش به جرم قاتلِ خواهرش نبودن و خیانت نکردن، تهمت خیانتی که بهش زده بودند. تهمت چشم داشتن به شوهرِ خواهر زمانی که دامادها برادر بودند؛ با درد های طرد شدن از طرف خانواده و نامزدش، از دختر لوس خونه بودن فاصله میگیره و روی پای خودش می ایسته. ستایش تو راه اثبات بی گناهیش به همه اهداف و آرزوهاش میرسه و چشم خیلی ها رو به خودش خیره میکنه. حتی ارشام سرد و سخت و تو این راه راز قتل خواهر خبرنگارش برملا میشه. آدما تو بچگی بد خطن فقط کسایی که با خلوص نیت کنارت هستن بدخطیت رو تا زمانی خوش خط بشی، تحمل میکنن. دانلود رمان اقیانوس     قسمتی از رمان: از ذهنم داشت لود میشد ...

  • اقیانوس
  • سارا ابراهیمی
  • ش.روحبخش
  • 294
  • منبع: یک رمان
ادامه و دانلود

داستانی سراسر هیجان دو قصه ی پر فراز و نشیب در یک رمان عشقی ممنوعه میان دختر و پسری که فرسنگ ها فاصله میان آنهاست و بسیاری مانع رفاقت هایی که تا پای دار پایدار بودند راز هایی که پس از سال ها برملا شدند دل کندن هایی که سخت بود و ماندن ها به هر بهایی مثل شمعی آب شدن میان عشق و عذاب وجدان، میان رفتن و ماندن، میان اشک و لبخند و میان گذشته و حال اگر می خواهید تمام این ها را با هم احساس کنید با سفر زمان ما و با گمشده ی ایرانشهر همراه شوید ترکان با دیدن سربازان ایرانشهر به سمت آنها تاختند و جنگی میان دو سلسله برپا شد. سیامک مهارت شمشیر زنی ...

  • گمشده ی ایرانشهر
  • مهسا محمدی(مهیس
  • سدنا%
  • 285
  • رمانکده
ادامه و دانلود

داستان درباره دختری به اسم پاییزه که بعد از ۴سال دوری از عشقش تو یه ملاقات دوباره همدیگر رو پیدا می کنند اما از اونجایی که سرنوشت هرکس متفاوته پاییز با شهاب رو به رو میشه و زندگیش رو بر پایه انتقام بر کیان (عشق قدیمی اش )بنا می کنه و در این راستا اتفاقاتی براش می افته.   اخمی کردم و به پسره روبه روم نگاه کردم  سرش رو به سمت سلطانی برگردونند و گفت -برو ... یه لبخند بزرگی زدو گفت -خب؟ با اخم گفتم -خب که چی؟ با لبخند گفت -خب حق دارم بدونم این خانومی که 5برابر پول یه روز کاریمونو میده و هرسال تو همین روز میاد اینجا و کلی هم اینجا خاطره داره و از همه مهمتر به ...

  • دو دوم قلبم مال تو
  • مریم فراهانی (مریسا)
  • ش.روحبخش
  • 350
  • رمانکده
ادامه و دانلود