تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان سوده | __ziziw__ کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1584 ناظر رمان: سیده پریا حسینی نام رمان : سوده نام نویسنده: __ziziw__ ژانر : عاشقانه،اجتماعی،پلیسی خلاقه رمان : رمان راجع به دختری به نام سوده است. دختری که توی زندگیش همه چیش رو باخته. دختری که عضو یک گروه توضیع و پخش شیشه کار میکنه و از طریق عموش وارد این گروه شده،دختری […]
  • رمان یک دو پنجِ حیات | فرزانه رجبی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1077 ناظر رمان: AFSOON نام رمان: یک دو پنجِ حیات نام نویسنده: فرزانه رجبی زاویه دید:دانای کل ژانر: هیجانی،اجتماعی،عاشقانه توضیح نام رمان: نام رمان برگرفته از یک عدد سه رقمی مربوط به این حرفه و کلمه ای جامع از این قشر...۱۲۵ شماره سازمان اتش نشانی است که من با جدا کردن ان... رمان یک […]
  • رمان اشکِ عشقِ آتشین | غزل نارویی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1410 ناظر: سیده پریا حسینی نام رمان:اشکِ عشقِ آتشین نویسنده:غزل نارویی ژانر: عاشقانه،غم انگیز خلاصه:این داستان ،داستانی از تکرار سرنوشت است. سرنوشت عشقی آتشین. داستانی از دستان نوازشگر اشکی داغ بر روی صورت یک مرد. مردی لبالب از احساس که برای گرفتن دستانِ ظریف دختری خسته،جسم شیطانی اش را می فروشد و غرورش […]
  • رمان زوزه ی شب | کار گروهی کاربران انجمن یک رمان
    کد رمان: 1532 ناظر: roro nei30 نام رمان : زوزه ی شب نویسندگان : Arezoo.D , R,farzaneh ژانر : تخیلی، عاشقانه، ماوراءالطبیعه و کمی طنز خلاصه : دو دختر برای اینکه به دوستان خود ثابت کنند هیچ گرگی توی جنگل وجود نداره تصمیم میگرید که یک شب رو در جنگل بگذرونند غافل از اینکه موجوداتی […]
  • رمان جای مادرم زندان نیست | مریم علیخانی کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1467 ناظر: *AFSOON* نام رمان: جای مادرم زندان نیست نوشته:مریم علیخانی ژانر:عاشقانه/هیجانی خلاصه: روژان خان زاده ایست اصیل که در پی یک دعوای قومی و قبیله ای از سرزمین مادری اش کوچ میکند و اما در این میان ناخواسته وارد گروه و دسته ای میشود که زندگی اش را به کلی متغییر می […]

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید

بازدیدها: 1,050 بازدید
0 نظر
REZA_M
۲۵ مرداد, ۱۳۹۵

 دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی جادو جاوا، اندروید

7n777o269vy46adldyxl-437x512

دانلود رمان مهمانی به یاد ماندنی

خلاصه داستان: مادر و پدر ترانه بخاطر مشکلات خانوادگی از هم دیگه جدا میشن. بدون اینکه به فکر تنها فرزندشون

باشن. ترانه بعد از جدایی پدر و مادرش یه شب همراه پدرش به مهمونی میره که همه اتفاق های داستان از این مهمونی

شروع میشه. آشنایی با آدم های جدید و مرموز.. قبولی در دانشگاه… و خیلی اتفاق های دیگه.

سر و صداشون کل خونه رو برداشته بود. همینطور که با خونسردی به داد و هوارشون گوش

می  کردم با برداشتن کیف از

اتاق خارج شدم.
مامان: دیگه از زندگی با تو خسته شدم. می فهمی ؟ خستـــه. دیگه نمی تونم تحملت کنم.
مثل همیشه داد مامان کار ساز شد و بالاخره بابا از میدان جنگ به در شد و بیرون رفت. این دعواها برام عادی شده بود به

طوری که دیگه خودم می تونستم آخرش رو حدس بزنم. از پله ها پایین اومدم. مامان توی آشپزخونه نشسته بود و

سرشو گذاشته بود روی میز. یه نگاه سرسری بهش انداختم و از رو به روی آشپزخونه رد شدم. با این که آشپزخونه اُپن

بود ولی اصلا متوجه من نشد ! میخواستم از در بیرون برم که توی آیینه کنار در، خودم رو دیدم. کمی مداد مالیده بود زیر

چشمم. با انگشت کوچیکم پاکش کردم و چشم از آیینه گرفتم. با صدای بلند گفتم:
من دارم میرم بیرون.
اما جوابی نداد. کفش هامو پوشیدم و از خونه زدم بیرون. بی هدف برای خودم قدم می زدم. همیشه قدم زدن تو این

شرایط آرومم می کرد. باعث می شد که از حال و هوای

قسمت دانلود

 

 

 

ادامه / دانلود



IRAN