تازه ترین مطالب انجمن


RSS رمان های زیبای در حال تایپ
  • رمان نهایت تسکین درد یک زن | Aftab_a کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1329 ناظر: NOSHIN نام رمان: نهایت تسکین درد یک زن نام نویسنده: Aftab_a ژانر: عاشقانه و غمگین خلاصه: داستان راجب دختری به اسم ترگله که باباش مشکل قلبی داره و دوست داره قبل مردنش عروسیه تک فرزندشو ببینه شخص مقابل ترگل که همون خاستگارش باشه کسیه که ترگل مدتیه وقتی تو دانشگاه میبینتش […]
  • رمان مزاحم مرموز | reyhane99 کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1399 ناظر: cinder نام رمان : مزاحم مرموز نام نویسنده :reyhane99 ژانر : عاشقانه و ترسناک خلاصه: درمورد دختری هست که مدت هاست نامه و اتفاقاتی براش پیش میاد که دختر رمانمون نمیدونه اون کیه ولی غافل از اینکه اون شخص یه... خوش حال میشم بخونین
  • ازدواج به سبک دزدی | n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1391 ناظر: NOSHIN نام نویسنده: n.ghasemi کاربر انجمن یک رمان نام رمان ازدواج به سبک دزدی ژانر: عاشقانه. طنز خلاصه: ۳ تا دختر که از قضا بخاطر مسائلی که می خوونید مجبورن دزدی کنن اما‌... بجاش ازدواج میکنن قسمتی از رمان: ❤نفس❤ امشبم وقتش بود!وقت چی؟برو بخون بفهم.خخخخ .(نفس خجالت بکش همین اول […]
  • خون و تاریکی (جلد دوم بد خون) | مهدیس شهریور کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان:1433 ناظر رمان:سیده پریا حسینی نام رمان: خون و تاریکی. نویسنده: مهدیس شهریور ژانر: فانتزی تخیلی خلاصه: تا انجا رمان را دنبال کردیم که نگار که یک خون اشام دو رگه است با خوردن خون یک بد خون قوانین سلاطین تاریکی را زیر پا میگذارد. تمام دنیای تاریکی بهم ریخته و تنها یک نفر […]
  • رمان بود و نبود | ف.سین کاربر انجمن یک رمان
    کد رمان: 1314 ناظر: NOSHIN نام رمان: بود و نبود نام نويسنده: ف.سين ژانر: اجتماعي، عاشقانه، تراژدي خلاصه: گاهی می شود بودن شخصی، هرچند اشتباه، هرچند بي احساس، همچون جرقه اي باشد كه زندگی ات... لطفا ورودیا عضویت جهت نمایش مطالب سایت.

دانلود رمان نیش

بازدیدها: 4,386 بازدید
0 نظر
REZA_M
۲۹ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان نیش

دانلود رمان نیش

دانلود رمان نیش

نوشته نازنین ۸۷ کاربر انجمن نودهشتیا

از رادیو مناجات سوزناک حضرت علی پخش می شد . قلب شکسته ام بی تابش بود .باز این دل … امان از این دل …
محمد طعنه زد:تعارف نداریم ،گریه کن…(تلخ تر نیش زد)گریه کن براش …سبک میشی !
لبخند تلخی زدم ،به صفحات کتاب زل زدم و خواندم
هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش
چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون می کشاند .
هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن ،
اگر به سویت بازنگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است .
محمد گفت:مال ِ تو نبود رهاش کن!
سوز اشک چشمم را سوزاند
-رهاش کردم … اون رهام نمی کنه .
و نگاهم به آن سوی شیشه ،به آن سوی خیابان کشیده شد به ماشین مشکی مدل بالایش …
اگر دوستم نداری چرا رهایم نمی کنی ؟ … پایان خوش

ادامه / دانلود



IRAN