یک رمان | دانلود رمان

1Roman
فهرست

مطالب سایت
تازه ترین مطالب انجمن
RSS جامعه رمان نویسان

دانلود رمان سرابی در مه

بازدیدها: 3,574 بازدید
0 نظر
REZA_M
۱۹ تیر, ۱۳۹۶

دانلود رمان سرابی در مه

 

دانلود رمان سرابی در مه

 

 

مقدمه:
دانلود رمان سرابی در مه نون والقلم و ما یسطرون…سوگند به قلم و آنچه می‌ نویسند… در اهمیت نوشتن و قلم به دست گرفتن همین بس که قرآن از آن به قسم یاد کرده است ؛اما بگذریم از بعضی از نوشته ها که اساسا مایه ی آبرو ریزی هستند و بعضی از دوستان

ادامه / دانلود

دانلود رمان آیینه زمان ظهور و سقوط جلد چهارم

بازدیدها: 2,590 بازدید
1 نظر
REZA_M
۱۹ تیر, ۱۳۹۶

دانلود رمان آیینه زمان ظهور و سقوط جلد چهارم

 

دانلود رمان آیینه زمان ظهور و سقوط جلد چهارم

در قسمت پایانی با وقایع دوران ساسانیان آشنا می‌شوید. در این قسمت، بچه ها با شخصی به‌ نام باربد

که از نوازندگان و خوانندگان برجسته دوره خسروپرویز بود، مواجه می‌شوند. در این قسمت ملیکا، دختر

دایی مجید هم وارد ماجرا می‌شود و اتفاقات جالب و هیجان انگیزی را پشت سر می‌گذارند. علاوه

بر سفر به دوران ساسانی و آشنایی با مردم و پادشاهان آن دوره، اتفاق جالب تری که قرار است

رخ دهد، دیدار بچه ها با خسرو و شیرین است و اتفاقات دیگر که بهتر است خودتان بخوانید.

ادامه / دانلود

دانلود رمان تعقیب سایه ها

بازدیدها: 1,948 بازدید
0 نظر
REZA_M
۱۹ تیر, ۱۳۹۶

دانلود رمان تعقیب سایه ها

 

 

دانلود رمان تعقیب سایه ها

 

دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبورمی‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.نوامبر آن سال را به خاطر دارم. نه به خاطر بارش‌های پیوسته‌ای که دست کم هفته‌ای دو سه بار شهر را می‌شست و آدم بلاتکلیف می‌شد که کی از خانه خارج شودکی نشود. و نه به خاطر کشته شدن سم دوگلاس که اغلب مردم،

ادامه / دانلود

دانلود رمان لبخند سرد

بازدیدها: 5,661 بازدید
0 نظر
REZA_M
۳۰ بهمن, ۱۳۹۵

دانلود رمان لبخند سرد

 

دانلود رمان لبخند سرد

 

خلاصه:

دانلود رمان لبخند سرد اشک توی چشم های شهناز جمع شده بودبا بغض توی گلوش گفت:الهی بمیرم برات دختر چه قدر سختی کشیدی. نگران نباش تا هر موقع بخوای میتونی اینجا بمونی…ممنون از لطفت عزیزم خیلی خانومی.شهریار لبخندی زد و خواست چیزی بگه اما یه نفر با مشت و لگد به

ادامه / دانلود


دانلود رمان